تبليغاتX
حقوق - آزادي به شيوه بعضي ها

حقوق

مقالات حقوقی

آزادي به شيوه بعضي ها

تفضلي

از آثار پدیده‌ی مثلاً مقدس دموکراسی، که با آن همه آب و تاب، و آن همه آرمان و آرزو از سوی دولت‌های به اصطلاح متمدن مطرح شده و این روزها، برای بعضی به مثابه بت‌کده و معشوق درآمده است، «آزادی بیان» می‌باشد. این آزادی از همان جنس آزادی‌ای است که به انسان جسارت آن‌را داد که ادعای خدایی کند و از یاد ببرد که ناتوان‌تر و حقیرتر از بشر خاکی که نه در تطور میلیاردها سال عمر بشری به چشم می‌آید و نه در میلیاردها مایل قطر جهان کشف شده، پس چه چیز به او اجازه داده است که چنین سودایی را در سر بپروراند؟! شاید همان «انسان بودنش».
سنخیت را که شناختیم، پی به جنسیتش می‌بریم. وقتی که می‌گوید «این تنها «من» است که اثبات شدنی است» و البته می‌دانیم این من در سه بعد عالم مکشوف، به بی‌نهایت صغر میل می‌کند و به خودی خود هیچ چیز نیست.
هرچه عزت و بزرگی است و هرچه کرامت و احترام است، نه از انسان نسیان‌زده است، بلکه از نسبتی که با نهایت همه‌ی عزت‌ها و قدرت‌ها  دارد و از این جهت است که مخلوق خدای محمد و علی است. مخلوقِ سازنده‌ای است که جهان را منحصر در قدرت خود و خلقِ کامل‌ترین ابنای بشر کرده است. و چگونه می‌شود که از همه‌ی آن بزرگی، چشم‌هایمان را بسته‌ایم و فکر می‌کنیم راه سعادت‌مان انسان‌پرستی و دموکراسی است، در حالی که از نتایج این حقارت، به اسوه‌ی تکامل آدمیت می‌تازیم و آن‌گاه اعلامیه‌ای را علم می کنیم که هان این کرامت انسانی و حقوق بشر است و این آزادی بیان است. پس کجاست آن‌چه می گوئیم احترام به عقاید دیگران و کجاست آن‌که سد آزادی است و می‌گوئیم مرز آزادی عدم لطمه به آزادی دیگران است؟
آیا بر آدمی رواست که این گونه نسیان بردارد و این‌گونه علم کفران؟ به هر حال از بدو خلقت قابیل بود تا اکنون که بنی اسرائیل و خاندانش، ولی هابیل هم بود. تا آن زمانی که بیرق کفر در هم پیچیده خواهد شد. و این‌ها که بر من و تو می‌خوانند صدا و جار همان خر صفیانی است. مبدا که استحمار شویم و راه ذلت را به حماقت درآمیزیم و البته از آن آزادی است که این آزادی زائیده می‌شود. و کسانی جسارت توهین به پاک‌ترین و کامل‌ترین بنده‌ی خدا را به بهانه‌های بنی‌اسرائیل می‌یابند. و این‌جاست که راه‌ها جدا می‌شود و یکی از این آزادی است و یکی از آن آزادی.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |