يكي از برنامه هاي تربيتي اسلام براي همه انسانها بالاخص زنان، تربيت اجتماعي و به بيان ديگر آماده ساختن آنان براي حضور مؤثردر جامعه است. به گونه اي كه آنان در برقراري تعاملات اجتماعي با ديگران، هم در جهت ارتقاء خود بكوشد و هم احساس مسئوليت در قبال جامعه داشته باشد و از سوي ديگر ضمن ايجاد آمادگي براي مقابله با قدرت سيل آساي جامعه، در برابر زرق و برق ها و جذب و انجذاب هاي فراوان اجتماعي، مقاومت نمايد و آنچه را كه به مصلحت خود و خانواده و جامعه اوست بپذيرد. بي ترديد اسلام مانعي براي فعاليتهاي اجتماعي زنان ايجاد نكرده است، بلكه در احكام الهي ساز و كار و ابزار ضروري اين حضور پيش بيني شده است و كليه احكام صادره از قبيل حجاب ، منع از نگاه به نامحرم، كيفيت سخن گفتن و تأكيد بر وجود شاخصه هايي چون حساء و عفت، همه ابزاري هستند براي اين حضور.
زمينه سازي پيام آور بزرگ دين، حضرت رسول (ص) خود زمينه ساز حضور فعال اجتماعي زنان بودند كه از جمله اين بيعت كردن زنان كه يك امر كاملاً سياسي ـ اجتماعي بود و يا مهاجرت كه اعلام مخالفت علني با حكام ظالم زمان است. نكته جالب اينكه اولين بيعتي را كه رسول خدا (ص) با مسلمانان بستند به بيعه النساء معروف شد. چرا كه زنان در آن حضور فعال داشتند. همچنين در زمان حكومت حضرت زنان اجازه داشتند نمايندگان خود را به محضر رسول خدا (ص)بفرستند و مطالبات خود را بيان كنند. به عنوان مثال امّ سنان ميگويد: ما زنان همراه رسول خدا(ص) در نمازهاي جمعه، جماعات و نمازهاي اعيادي نظير عيد فطر و قربان شركت مي كرديم. مورخين نيز نقل كرده اند: زني به نمايندگي از طرف زنان مدينه خدمت پيامبر (ص) اكرم آمد و ازحضرت تقاضا نمودكه كلاس درسي براي زنان داير نمايند. حضرت فرمودند : زمان و مكان تجمع خود را اعلام نمایيد، سپس پيامبر (ص) زماني را براي آموزش زنان اختصاص داده در محافل علمي آنان حضور مي يافتند .
حضورفعال زنان در جامعه نوظهور اسلامي و حضور همسران رسول خدا (ص) در جايگاه استادي و نقل حديث، الگوي مناسب وپر افتخار بريا زنان مسلمان جان است كه ما دراين بخش به عنوان شاهد مثال از نقل 378 روايت از ام سلمه ، 81 روايت از اسماء بنت زيد ، 76 روايت از ميمونه همسر پيامبر اكرم (ص) ياد مي كنيم .
از سوي ديگر دركنار موارد فوق الذكر كه همه دلالت بر حضور فعال بانوان در عرصه علمي است، عالي ترين و مؤثرترين حضور را در زندگي كوتاه ولي پربار دختر رسول خدا (ص) حضرت فاطمه زهرا (س) مي بينيم كه ايشان هر زمان كه موقعيت اجتماعي اقتضاء مي كرد فعالانه وارد عرصه مي شدند. برنامه هاي علمي و آموزشي براي بانوان ، شركت در برخي نبردها از جمله احد بعنوان امدادگر، ايراد سخنراني در مسجد و رفتن به درخانةمهاجر و انصار ، جهت ياد آوري سفارشات پيامبر (ص) و رسالتهاي فراموش شده ايشان همچنين در اختيار قرار دادن منزل خود به عنوان پايگاه تجمع مبارزان و مجاهدان بني هاشم و تأمين نياز اقتصادي آنان از درآمد فدك و برداشتن هفتاد گام مؤثر سياسي و اجتماعي براي رسواسازي چهره نفاق و تزوير بعد از رحلت پدربزگوارشان كه براي هميشه پرده از روي چهره آنان برداشته در نزد جهانيان آنان را رسوا نمودند ازجمله فعاليت هاي ارزندة اين بانوي بزرگواراست .
و مصداق ديگر اين حضور ، در زندگي دختر گرامي امير المؤمنين (ع) حضرت زينب (س)است كه نمونه اي از اين حضورسبز را ابن ابي الحديد دانشمند معروف اهل تسنن نقل مي كند ومي گويد محفل درس زينب (س)زماني رونق گرفت كه همراه پدرش به كوفه آمد . زنان كوفه وقتي متوجه علوم و كمالات حضرت زينب (س) شدند ، نمايندگاني به حضور امام علي (ع) فرستادند و اجازه استفاده از محضر دخترش را خواستند كه حضرت اجازه فرمودند . كلاس شروع شد و تحول علمي عجيبي در ميان زنان كوفه به وجود آمد. زنان در اين مجلس به تفقه ديني و اطلاعات قرآني دست مي يافتند و سرشار از علم و كمال ميشدند. مثال ديگر دراين زمينه حضور محوري و كليدي حضرت در صحنه اجتماعي عاشورا است كه حضرت عالي ترين نوع حضور را در اين عرصه براي جهانيان به نمايش گذاشتند.
درهر حال تاريخ اسلام شاهد اين گونه حضورها و برنامه ها به طور فراوان بوده است و اين مطلب غيرقابل انكار است كه اسلام نه تنها ممانعتي براي زنان ايجاد نمي كند، بلكه به جهت اهميت نمونه هاي قابل تأملي را دردسترس ما قرار مي دهد. درحدي كه درمتن قرآن نيز نمونه هاي قابل تأملي دراين خصوص وجود دارد. که ما به نحو خلاصه به داستان ملكه سباء به نقل از قرآن كريم به طرح نكات محوري تصميم گيري زن مي پردازيم.
قرآن كريم با ذكر این نمونه به شيوه تصميم گيري ملكه سباء زمامدار مقتدر يمن به نكات بارز تصميم گيري وی اشاره مي نمايد. در تبيين شيوه تصميم گيري ملكه سباء در دوره زمامداري ، آنچه مشهود است اتكاي بلقيس به روش شورا در سيستم حكومتي، اعتماد مردم به او، اتخاذ سياست صلح عادلانه و آگاهانه به جاي جنگ كينه توزانه، ناديده گرفتن تكبر شاهانه در برابر دعوت ديني سليمان وتسليم در برابر حقيقت مي باشد .
بارزترين ويژگي بلقيس در تصميم گيري، با وجود تكيه بر تمدن باستاني غني و افرادي هوشيار و كار آزموده، حل بحران تهديد به جنگ سليمان با روشي خردمندانه تر و بلكه عارفانه است .
وقتي سليمان طبق وظيفه پيامبري خود، رسماً از بلقيس و مردمش مي خواهد تا به اسلام بگروند، عكس العمل بلقيس و شيوه تصميم گيري او براي مقابله با اين دعوت كاملاً نمايانگر شخصيت بلقيس بعنوان تنها نمونه زن زمامداري مي باشدكه در عرصه مهمترين تصميم گيريها قرار گرفته است .
بلقيس ، اولين كسي است كه نامه هدهد را كه توسط سليمان نبي براي او ارسال شده بود مييابد. جلساتي را بلافاصله با حضورملاء و جماعت اشراف برپا مي كند و مسئله را با آنها در ميان مي گذارد، تا بتواند تصميم مناسبي اتخاذ نمايد. بلقيس در ميان ملاء بيان مي كند كه « نامه بزرگواري براي من افكنده شده است. » او با گفتن «قالت يا ايها الملاء اني القي الي كتاب كريم؛ نامه بزرگواري براي من افكنده شده است» مخاطبين خود را كه از متن نامه بي اطلاع هستند، آماده مي كند تا با دقت بيشتري به پيام نامه توجه كنند و از قضاوتها و كوته نظري هاي عجولانه دوري نمايند و چه بسا ملكه سباء قصد آماده ساختن آنان را براي پذيرش سليمان (ع) و دينش، داشته است.
بلقيس، در رأي نهايي، مشاورين خود را بين دو امر منطقي قرار مي دهد: «يا سليمان از زمره سلاطيني است كه در طول تاريخ هرگاه رأيشان به كشورگشايي تعلق گرفت از هيچ عملي دست برنداشتند و يا واقعاً نبي و پيامبر است. در هر دو صورت بايد چنين فردي را آزمود تا به حقيقت شخصيت او پي برد. بنابراين تنها راه چاره فرستادن هدايايي نفيس و قابل توجه است زيرا اگر او در زمره همان پادشاهان دنيا پرست باشد با چنين هدايايي مغبون و خرسند شده دست از جنگ بر مي دارد و يا حقيقتاً پيامبر است كه در اين صورت هدايا و اموال دنيايي او را از عقيده منصرف نخواهد كرد. پس به دور از هرگونه شتابزدگي، ميبايست با او و روش و منش او آشنا شد و وي را آزمود تا به حقيقت رسيد. اين در حالي است كه بلقيس ، خود به باطن دعوت سليمان پي برده است ولي براي اينكه يك تصميم خردمندانه اتخاذ نمايد طي اين مراحل ضروري است. نهايتاً پس از ارسال هدايا به سليمان ومشاهده عكس العمل تند سليمان در قبال هدايا و تأكيد مجدد موضع قبلي خود به صورت مستمر بلقيس است، بلقيس اعلام مي دارد ما به سخنان تو يقين آورديم و اكنون تسليم امر تو هستيم و با بيان «رب اني ظلمت نفسي» به زيباترين وجه بازگشت خود را به حق و حقيقت اعلام مي دارد، با اسلام بلقيس همه مردم يمن نيز به تبع بلقيس و با اين شيوه تصميم گيري خردمندانه و عارفانه اسلام مي آورند. اما اين امر نه با قدرت شمشير، بلكه با روش زيباي زمامدار ملكه سباء با يك تصميم صحيح انجام مي پذيرد.
