تبليغاتX
حقوق - غزه و جریان نسل کشی به روایت اعراب و صهیونیزم

حقوق

مقالات حقوقی

 

 

 بعد از ورود حماس به مبارزه سیاسی با رژیم اشغالگر قدس و پیروزی در انتخابات، گشایش جدیدی در انتفاضه ی مردم فلسطین علیه مزدوران ساف و رژیم صهیونیستی پیش آمد. روحیه مبارزه و عدم سازش دولت فلسطینی هنیه آنقدر محکم و استوار اعلام موجودیت کرد که در اولین موضعگیری غرب در مقابل دموکراسی فلسطینی، دولت بر آمده از مردم را نامشروع دانستند و در عرض کمتر از 6 ماه به دلیل عدم به رسمیت شناختن کشوری به نام اسراییل توسط حماس اقدام به تحریم دولت مردمی هنیه کردند. پس اولین گام در طرد دموکراسی توسط دولت های غربی و با تصمیم اتحادیه اروپایی صورت گرفت. این عمل اتحادیه دو پیام قابل توجه داشت :

1-      دموکراسی خوب و بد دارد و نسبت خوب یا بد بودن با معیارهای صخهیونیستی سنجیده می شود و نه حمایت مردمی؛

2-      اتحادیه هنوز بهره مند از خوی استعماری و استکباری اعضاء، اقدام به اقدامات تنبهی علیه کشورهای خارج از اتحادیه می کند.

بعد از اقدام یکجانبه و نا مشروع اتحادیه اروپایی نوبت آن بود که کشورهای عربی نیز به اقدامی منافقانه دست بزنند. اتحادیه کشورهای عربی با پیشنهاد عربستان و حمایت مصر و اردن دولت هنیه را ناکارآمد اعلام کرند و خواستار کناگیری دولت مردمی شدند. این اولین گام آنها بود. در گام بعدی بطور کاملاً سری شاهزاده بندر سعودی با گسیل منابع مالی و طرح عمل، نیروهای فتح را به کودتا علیه حماس و دولت هنیه تحریک کرد و این سرآغاز جدایی غزه از کرانه باختری شد. نیروهای حماس که از رفت و آمد های مشکوک نیروهای امنیتی فتح در مرز با اردن احساس خطر کرده بودند بعد از یک سری عملیات های اطلاعاتی به احتمال کودتا در ماه می پی بردند در نتیجه در عملیات ضربت نیروهای فتح را غزه خلع سلاح کردند و با دسترسی به اوراق و اسناد محرمانه فتح به احتمال کودتا سازمان دهی شده توسط سعودی ها مطمئن شدند و از سوی دیگر با روابط مزدوری فتح برای رژیم صهیونیستی آگاه شدند.

در مسیر پیش آمده ابومازن که رییس تشکیلات خودگردان است بطور غیر قانونی حماس را متهم به کودتا کرد و هنیه را از نخست وزیری بر کنار کرد در حالی که اساساً عمل او نه تنها وجه ی قانونی ندارد بلکه یک عمل صراحتاً غیر دموکراتیک نیز محسوب می شود.

با اقدام ابومازن و حمایت گسترده اعراب، اتحادیه اروپا و خود رژیم صهیونیستی عملا همان چیزی هم که از فلسطین باقی مانده بود به دو قسمت تقسیم می شد: سرزمین های کرانه باختری و سرزمین غزه.

نتیجه فعالیت های اعراب از یک سو برایشان یک موفقیت محسوب می شد و از سوی دیگر اقدامشان خلاف اصل وحدت در جهان اسلام محسوب می شد. البته عربستان که مهد پرورش گروه های تروریستی وهابی در جهان است در یک اقدام نسنجیده، حماس را یک گروه تروریستی نامید که مشروعیت حکومت فلسطین را نداشت. این اقدام عربستان دو منشاء داشت:

1-      با رایزنی های صورت گرفته میان ایالات متحده آمریکا و عربستان، آمریکا عربستان را از شمول قانون (FSIA) خارج می کرد تا فعالیت های گروهای تروریستی منتسب به القاعده و الطیبه یا ریگی دامن گیر سعودی ها نشود و از سوی دیگر عربستان متعهد شد تا برخی از گروهای مسلمان در لیست گروهای تروریستی ایالات متحده آمریکا را به رسمیت بشناسد؛

2-      اگر عربستان حماس را تروریست معرفی نمی کرد هیچ بهانه ای برای طرد آن و حمایت از فتح وجود نداشت.

بدین ترتیب مثلث اردن، عربستان و مصر حماس را تحریم و روابط خود را به کلی با وی قطع کردند. نتیجه ی این انقطاع روابط بطور کاملاً روشنی در بستن گذرگاه های رفح در غزه – غزه 11 کیلومتر مرز مشترک با مصر دارد - رخ داد. حسنی مبارک با اعلام اینکه حماس یک دولت کودتاچی و غیر قانونی است. حق حاکمیت بر غزه را ندارد به همین دلیل تا حضور حماس و هنیه در غزه دولت مصر حق هیچ گونه همکاری با حماس و مردم غزه را ندارد. البته حسنی مبارک چند بار بطور مسامحه آمیز گذرگاه ها را باز کرد ولی با عتاب رژیم صهیونیستی روبرو شد و به همین دلیل دوباره گذرگاه ها را مسدود کرد. و 500 سرباز گارد مصر بر مسدود بودن این گذرگاه با اجازه شلیک نظارت می کنند. با این وجود شخص حسنی مبارک از نابودی حماس مشتاقانه حمایت می کند و به همین دلیل در بیانیه رسمی دولت و شیخ الازهر مسئله غزه را به جهان اسلام مربوط ندانستند.  

در شرایط پیش آمده رژیم صهیونیستی نیز کاملاً وارد معرکه شد و دولت هنیه را غیر قانونی اعلام و تمامی مسیر های مواصلاتی غزه به خارج را (از جمله مسیر آبی- البحر الابیض المتوسط) بلوکه کرد. نتیجه آن شد که هم اکنون ائتلاف غیر حقوق بشری «اعراب، رژیم صهیونیستی و اتحادیه اروپا» غزه را محاصره و قصد نابودی حداقل دولت هنیه و حداکثر نسل کشی فلسطینیان را دارند.  با حصر غزه تا کنون 270 بیمار فلسطینی به علت کمبود دارو و امکانات مرده اند و بیش از 72 درصد کودکان فلسطینی دچار سوء تغذیه شده اند. همچنین تمامی آمبولانس های غزه نیز به دلیل نبود بنزین از کار ایستاده اند. مردم غزه آب آشامیدنی، سوخت برای گرما و تولید برق و غذا ندارند. مچنین رژیم صهیونیستی آبهای ساحلی غزه را نیز مسموم کرده تا نه تنها مقدار اندکی از ماهی های ساحلی هم بمیرند بلکه امکان هیچ گونه استفاده از آن آبها نیز نباشد.   

 این استراتژی با سکوت تمامی کشورهای مزبور به آسانی قابل درک است زیرا اگر در حوادث تروریستی بمبئی به فرض چند کشته از اتباع خارجی نبودند هرگز این حادثه تروریستی نام نمی گرفت ولی هم اکنون که بیش از یک و سه دهم میلیون نفر انسان فلسطینی در غزه روز به روز به مرگ نزدیک تر می شودند و هر روز شماری از آنها به قتل می رسند این حادثه تروریستی نام نمی گیرد!          

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |