تبليغاتX
حقوق

حقوق

مقالات حقوقی

 

               بررسي تطبيقي در فرانسه و آلمان

 

«شهروندان و کاربران اينترنتي نيازهاي جديدي دررايطه با شناخت و شرکت اجتماعي دارند . اين ضرورتها به فعاليت هاي اداري دولت  در در رابطه با مسوليت وي در ارائه خدمات الکترونيکي گره خورده است . راه حل هاي ارائه شده مي تواند بر روي روشهاي سازماندهي نهادهاي دولتي، انتخاب ابزارهاي قضايي، طراحي سيستمهاي اطلاعاتي موثر باشد . اين تغيير ساختار ها مربوط به نظم هاي متعدد سياسي ،حقوقي ،فلسفي ، اخلاقي ، اطلاعاتي و تکنولوژي هاي جديد است .

باز سامان دهي با تاکيد بر اشکال جديد اين تغييرات که نتيجه مطالعات بنيادين و توضيع قانون بوده ،به سادگي امکان پذير نمي باشد . هدف اين تحقيقات موجب تحقق يک ترم جديد شده است : دولت الکترونيک  و اين در حالي است که مفهوم دولت هنوز به طور کامل قابل فهم نشده است...»

مفدمه فوق مر بوط به فعاليت هاي پژوهشکده مارک بلوش آلماني است که از 11 ژوئن 2004 در برلين به همراهي 12محقق در موضوع « ابزار هاي جديد دولت » شروع به کار کرده است.

براي مراجعه به متن اصلي که البته از ترجمه آن به دلايلي فعلا منصرف شده ام (شايد به دليل بي معرفتي بعضي از دوستان و چاپ بدون اجازه مطالب بلاگ آن هم  به اسم  خودشان !!!! چرا ؟) مي توانيد به لينک زير مراجعه کنيد.

 


 

 

 

http://www.cmb.hu-berlin.de

 

Programme franco-allemand « Gouvernance, droit, technologies »

French-German Programme « Governance, Law, Technology »

Französisch-Deutsches Programm «Regieren, Recht, Technologien»

حقوق فناوري 

  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

دولت الكترونيك و زندگي شهروندان
 

 

 

 

 
 
بسياري ازدولتها هنگامي كه ناچار شده اند ميان حركت در راستاي ابر بزرگراه اطلاعات يا توقف در كنار گذرگاه هاي فرعي تكنولوژي، يكي را برگزينند، همراه شدن با موج اينترنت را انتخاب كرده اند. اينترنت و ساير فن آوري هاي اطلاعات و ارتباطات علاوه بر ياري رساندن به زمامداران براي رقابت در اقتصاد جهاني، مي توانند دولت ها را تقويت نموده و آنها را در زمينه حكومت كارسازتر- كه براي بسياري ازرهبران گزينه هاي جالب توجهي به شمار مي روند- كمك نمايند. در برخي از اين كشورها، از اينترنت حتي براي افزايش شفافيت،كاهش فساد و پاسخگوتر ساختن دولت در قبال شهروندان نيز استفاده مي كنند.
ولي حكومتگران همواره اهل اين نيستند كه به دنبال كسب رهنمود اينترنتي مخالفان باشند. كنترل اطلاعات همواره سنگ بناي حكومت ها بوده است و آنها طبيعتاً نسبت به شبكه اينترنت مشكوك هستند. دسترسي عمومي به اينترنت مي تواند بخش هاي عظيمي از جامعه را از دسترسي به اطلاعات و تصاوير ممنوعه برخوردار سازد يا مخالفت مردم عادي را تشديد كند و اين چيزي است كه پيش از اين در بسياري از كشورهايي كه كاربران اينترنتي آنها روبه گسترش دارند و با دولت ها به چالش  برمي خيزند اتفاق افتاده است. در نتيجه، اين رژيم ها طرح هاي پيشرفته اي در زمينه سانسور به اجرا درمي آورند تا از ناراضيان اينترنتي خود يك گام جلوتر باشند.
اين موارد رقابت و همچشمي تكنولوژيك، با قراردادن انقلابيون بالقوه و توده هاي دموكراسي طلب در برابر حكومت هاي مصمم به اعمال نظارت بر شهروندان، به مثابه يك مسابقه تسليحاتي اينترنتي است. در واقع داستان هاي مربوط به ناراضيان قدرتمند اينترنتي كه با ايمان به ماهيت دموكراتيك تكنولوژي تقويت گرديده اند، اين انديشه را بسط داده است كه اينترنت رژيم هاي خودكامه را بي اثر مي سازد. بنابراين، اين كه طرفداران حقوق بشر و سازمان هاي طرفدار آزادي مطبوعات علناً حمله به اينترنت را به عنوان نقض سرنوشت آشكار دموكراتيزه شدن فن آوري محكوم مي كنند، چندان تعجب آور نيست.
ولي سانسور تكنولوژيك و طفره رفتن از آن در عين حال كه به بحث آزادي سياسي مربوط مي گردد، صرفاً بخشي از يك چيستان (پازل) رو به رشد بزرگتر را نمايان مي سازد. اينترنت حتي اگر به سقوط خودكامگي هم كمك كند، تجلي نوين آن را دگرگون مي كند. اگرچه برنامه هاي ديگر، تبليغات را سانسور و اشاعه مي دهند ولي ابتكار دولت الكترونيك كه بوروكراسي را تغيير شكل مي دهد، اطلاعات آموزشي و بهداشتي را منتشر مي سازد، ارتباط مستقيم ميان مقام هاي مسئول و توده مردم را افزايش مي دهد، عملاً كيفيت زندگي شهروندان را بهبود مي بخشد و شفافيت را تقويت مي كند. تلاش هاي فعالان و دولت هاي خارجي براي حمايت از «هكر»ها و قهرمانان اينترنتي در كشورهاي خودكامه شايد عنوان هايي به دست آورد ولي كار عادي تر پشتيباني از برنامه هاي دولت الكترونيك، همانا تقويت اصلاحات پايدار است.
تأثير اينترنت بر اقتصاد
از ديرباز، حكومت هاي خودكامه در كشورهاي در حال توسعه در ازاي برخورداري از حق حاكميت، ثبات و رفاه اقتصادي به وجود آورده اند. رژيم هاي خودكامه و نيمه خودكامه از جمله رژيم هاي چين، مالزي و سنگاپور پيش از اين تلاش خود را روي صنايع فن آوري اطلاع رساني داخلي كه اقتصاد محلي را به تحرك وامي دارد، متمركز ساخته اند. مالزي از مدت ها پيش «ابردالان چندرسانه اي» خود را به صورتي پناهگاهي براي شركت هاي فن آوري درآورده و آن را با امتيازات مالياتي و سياست هاي عدم سانسور براي سرمايه گذاران تكميل كرده است. ويتنام در عين حال كه سرگرم اصلاحات اقتصادي است، قصد دارد «اقتصاد دانش» مبتني بر جماعت كارآمدي از برنامه نويسان را توسعه بخشد. حتي رژيم هاي خودكامه اي همچون ميانمار (برمه) كه نسبتاً از انواع فن آوري هاي ارتباطات و اطلاع رساني بيمناك هستند، غالباً بر پرداختن به برخي صنايع كليدي درآمدساز از جمله توريسم تأكيد مي ورزند.
از سوي ديگر، برخي كشورهاي خودكامه علاقه چنداني به گسترش دسترسي به اينترنت در درون مرزهاي خود ندارند. كوبا كه به واسطه يك تحريم در انزوا قرار گرفته و از گسترش كاربري اينترنت هراس دارد بر آن شده است تا فعاليت هاي تجاري و رقابت را در صنعت كوچك اينترنت خود محدود سازد. كاربري اقتصادي اينترنت در كوبا از الگوي كلي اين كشور در خصوص تفكيك بخش هاي داخلي و خارجي آن متابعت كرده است و لذا بخش اعظم كاربري اينترنت در زمينه صنايع توريستي و صادراتي قرار داشته است.ميانمار كه به خاطر سوابق نامطلوب حقوق بشر خود از سوي بسياري از دولت ها و سرمايه گذاران خارجي طرد شده است در پرداختن به توسعه فن آوري اطلاع رساني كند بوده است. طبق يك فرمان صادر شده در سال ۱۹۹۶، مالكيت حتي يك تلفن ثبت نشده(چه برسد به يك كامپيوتر) غير قانوني است و مجازات زندان دارد.
با وجود اين، اگر حكومت هاي خودكامه بخواهند در اقتصاد جهاني مشاركت جويند با فشار بسياري مواجه خواهند شد تا سرمايه گذاران خارجي و توسعه مبتني بر بازار در بخش هاي اينترنتي را بپذيرند. ميانمار تحت فشار اتحاديه كشورهاي جنوب شرقي آسيا (آسه آن) مي كوشد تا قوانين سخت گيرانه مربوط به فن آوري اطلاع رساني خود را تعديل نمايد. نهادهايي چون بانك جهاني و صندوق بين المللي پول اكنون مقررات زدايي در بخش ارتباطات و باز كردن درهاي آن به روي سرمايه  گذاري خارجي را تشويق مي كنند. موجوديت هايي چون سازمان تجارت جهاني نيز در ازاي پذيرش عضويت اين كشورها، انجام برخي اصلاحات را از آنها خواستار مي گردند. به طور مثال،  چين ناگزير شد براي پيوستن به اين سازمان با سرمايه گذاري خارجي در بخش ارتباطات راه دور خود موافقت كند.اين گونه اصلاحات به نوبه خود مي تواند نفوذ دولت در بخش هاي كليدي اقتصاد را كاهش و رشد محلي در صنايع اينترنتي داخلي را گسترش دهد.
حكومت هاي خودكامه از فن آوري ارتباطات و اطلاع رساني از جمله اينترنت نيز جهت پيشبرد اهداف بزرگتر توسعه بهره مي جويند. به طور مثال، نهاد «فدراسيون زنان سراسر چين» كه تحت الحمايه دولت است، زنان روستايي را ياري مي رساند تا از طريق سازمان هاي محلي كه به اينترنت دسترسي دارند، اطلاعات بهداشتي دقيق و روز آمد كسب نمايند. اين فدراسيون از طريق سايت شبكه خود درباره مسايل مختلفي چون تجاوز و بدرفتاري همسران، راهنمايي هايي در اختيار زنان قرار مي دهد. در كوبا كه در آن دسترسي عمومي به اينترنت محدود است، مقام هاي كشور ابتكارات بهداشتي اينترنتي را دنبال كرده  اند. شبكه «اينفومد» يكي از قديمي ترين شبكه هاي وزارت بهداشت كوبا، مراكز درماني كشور را به هم مرتبط مي سازد. مصر كشور نيمه خودكامه اي است كه در صدد سانسور اينترنت برنيامده است و مي كوشد سايت هايي براي آموزش روستاييان ايجاد كند.
كار آمد ساختن حكومت
در كشورهايي كه از توسعه فن آوري ارتباطات و اطلاع رساني استقبال مي كنند، خودكامگي ديگر قلمرو ديكتاتوري هاي قديمي و بوروكراسي هاي متزلزل نيست. حكومت  ها با اجراي سياست هاي دولت الكترونيك (از قبيل پيوند دادن صنايع كليدي با سازمان هاي فدرال) مي توانند توسعه اينترنت را در راستاي حكومت به اهداف خود هدايت كنند. در نتيجه، حكومت هاي خودكامه رفته رفته سال هاي بي كفايتي و بيهودگي را كنار گذارده ، بوروكراسي هاي دست وپاگير را حذف كرده و از طريق برقراري ارتباط بيشتر با استان هاي دورافتاده، حاكميت مرزي را تحكيم مي بخشند. اين پيشرفت ها ظاهراً با دموكراتيزه كردن تضاد دارد اما گسترش برنامه هاي اينترنتي دولت مي تواند رژيم ها را شفاف تر نيز نموده و به شهروندان امكان دهد كه ديدگاه هاي خويش درباره عملكرد دولت را مستقيماً ابراز كنند.
بويژه كشور نيمه خودكامه سنگاپور در اصلاح تشكيلات اداري و تغيير شيوه تعامل دولت باشهروندان خود، سرآمد جهان بوده است. بخش فن آوري ارتباطات و اطلاع رساني سنگاپور يكي از پويا ترين بخش هاي جهاني در اين زمينه است و اين كشور- شهر به بالا بودن ميزان رسوخ اينترنت در ميان ملت خودمباهات مي كند. چراكه حدود ۱/۲ ميليون تن از جمعيت ۵/۴ ميليوني اين كشور به اينترنت دسترسي دارند. عمده ترين بخش صنعت اينترنت سنگاپور برنامه شهروند الكترونيك آن است كه خدمات بخش هاي مختلف دولت را يكپارچه ساخته و آنها را به نحو مطلوبي در اختيار كاربران قرار مي دهد. هر اقدامي را كه مستلزم تعامل با دولت باشد مي توان از طريق اينترنت انجام داد و فهرست اين اقدامات روز به روز گسترده تر مي شود. به طور مثال در بخشي از سايت اينترنتي شهروند الكترونيك كه به امور ازدواج مربوط مي گردد، مراجعه كنندگان مي توانند آگهي يك ازدواج مدني يا اسلامي را درج كنند، فهرستي از قاضي هاي بخش را جستجو كنند، برنامه هاي مشاوره قبل و بعد از ازدواج رامشاهده كنند و حتي فهرستي از بيمارستان هاي ارايه دهنده مشاوره مسايل ژنتيكي به دست آورند. حزب حاكم سنگاپور با به كارگيري اينترنت جهت افزايش پاسخگويي دولت و بالا بردن سطح كيفي زندگي، ميزان رضايت مردم از دولت را افزايش داده است.
البته سنگاپور يك مورد خاص به شمار مي رود چرا كه فقط ۵/۴ ميليون جمعت دارد و يك كشور مطلقاً ديكتاتوري به حساب نمي آيد. مثلاً احزاب مخالف اين كشور در انتخاباتي كه مطابق قانون اساسي برگزار مي گردد شركت مي جويند.
در بخشي از گزارش حقوق بشر ۲۰۰۱ وزارت خارجه آمريكا آمده است كه «قانون اساسي سنگاپور آزادي بيان و آزادي انديشه را تضمين كرده و در عين حال، اعمال محدوديت هاي رسمي در مورد اين حقوق را نيز مجاز شمرده است.» به طور مثال، آن دسته از سايت هاي شبكه كه از نظر دولت سنگاپور سياسي تلقي مي گردند بايد در نهادهاي ذي ربط به ثبت برسند. رسانه هاي رسمي كشور كه ديدگاه هاي غيرانتقادي را مطرح مي سازند از حضور اينترنتي چشمگيري برخوردارند. بيشتر گروه هاي جامعه نيز از آنجا كه مايلند روابطي با حزب حاكم «اقدام مردم» داشته باشند از اينترنت به گونه اي مطلوب نظر دولت استفاده مي كنند. هنگامي كه شماري از مردم از طريق اينترنت به انتقاد از اين حزب پرداختند، مسئولان اين حزب با اعمال ضوابط تازه اي نسبت به آنان واكنش نشان دادند. اعمال قدرت دولت معمولاً به كمك فناوري هاي ارتباطات و اطلاع رساني تقويت مي گردد چرا كه اين فناوري ها دولت را در زمينه نوگرايي فعاليت هاي آن ياري بخشيده و كانال هاي ارتباطي تازه اي ميان دولت و مردم باز مي گشايد.
در مقايسه با كشورهاي بزرگ و داراي تشكيلات اداري عريض و طويل، كشورهاي كوچك و توانمندي چون سنگاپور عموماً مي توانند از مزاياي فناوري دولت الكترونيك به گونه اي سريع تر بهره مند شوند. با وجود اين، بسياري از رژيم هاي خودكامه به سرعت و با قاطعيت به طرح هاي دولت الكترونيك روي آوردند. در مصر، چشمگيرترين كاربري اينترنت نه توسط گروه هاي مخالف بلكه توسط دستگاه هاي دولتي صورت مي گيرد. طي دو دهه گذشته، مصر دستگاه هاي دولتي منطقه اي خود را مجهز به كامپيوتر كرده و آنها را از طريق اينترنت به هم متصل ساخته است. اين كشور در حال حاضر داراي يك سايت شبكه مركزي است كه حدود ۵۰۰ نهاد دولتي مختلف بدان متصل هستند. در آوريل ۲۰۰۱، مصر از ايجاد يك دولت الكترونيك براي ارائه خدمات مدني و پيشبرد همكاري بين سازمان هاي دولتي خبر داد.چين كه در توصيف به كارگيري فناوري هاي ارتباطات و اطلاع رساني در كليه جنبه هاي (سياسي، اقتصادي و اجتماعي) زندگي از اصطلاح «اطلاعاتي شدن» استفاده مي كند، در حال اجراي طرح يك دولت الكترونيك است. همه وزيران كابينه چين علاوه بر اجراي پروژه گسترده اي به نام دولت اينترنتي براي ارائه خدمات و اطلاعات به توده مردم و در زمينه مقابله با فساد، با شركت هاي خصوصي تشريك مساعي مي نمايند. آنان با انجام مناقصه هاي اينترنتي تهيه و خريد كالا، مي توانند دست واسطه ها را كوتاه كرده و رشوه خواري را از ميان بردارند.
دولت الكترونيك مزاياي عمده اي براي شهروندان رژيم هاي خودكامه دارد. البته اين برنامه ها مي توانند حكومت هاي خودكامه را نيز تقويت بنمايند. مخصوصاً اگر اين برنامه ها حاكميت مركزي را بهبود بخشند. برخي دولت ها شايد فقط به ظاهر به يك حكومت پيشرفته علاقه مند باشند. با وجود اين، فقط به دليل محاسبات ترديدآميز قدرت نيست كه مقام هاي اين كشورها ابتكارات دولت الكترونيك را دنبال مي كنند. اصلاح طلبان داخلي شايد برآن شوند كه از اين تدابير به عنوان مبنايي براي آزادسازي سياسي، اگر نه دموكراتيزه كردن كامل، استفاده كنند. به طور مثال، در چين، مقام هاي ميان مرتبه تمايل خويش به استفاده از اينترنت جهت افزايش شفافيت و پاسخگويي دولت را نشان داده اند.
نويسنده :شانتي كالاتيل
مترجم: حسن نورائي بيدخت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

نقش رويه قضايي در توسعه حقوق محيط زيست

نویسنده: محمديار ارشدي

بشر امروز، پس از قرن ها زندگي بر روي زمين، تازه تازه به فكر افتاده است كه نمي تواند به بي توجهي ديرينه و مزمني خود به سرنوشت محيطي كه در آن زندگي مي كند ادامه دهد. قرن بيستم، قرن بحران هاي زيست محيطي بوده است: بحران هاي مربوط به تخريب لايه ازن، نگهداري زباله هاي هسته اي، مديريت ضايعات صنعتي و شيميايي كارخانه هاي بزرگ، آلودگي آب ها و ...

ابعاد بحران زيست محيطي كه انسان امروز با آن دست در گريبان است به قدري گسترده و حتي مخوف است كه آدميان احساس مي كنند براي حفظ حق حيات خود در مقابل ماشين ها و كارخانه ها چاره اي ندارند جز اينكه دست به دامان قضات و محاكم بشوند. مقاله حاضر كه با رويكردي تحليلي نگاشته شده اين موضوع را با تاكيد بر تجربه هند بررسي مي كند.

 

1- مقدمه

در اين كه بقاي بشر بر روي اين كره خاكي بستگي تمام به حفاظت از محيط زيست دارد، هيچ فرد نسبتا مطلعي از رابطه بين انسان و محيط زيست، شك و ترديدي ندارد. اصطلاح محيط زيست گرچه در هيچيك از كنوانسيونها، معاهدات و بيانيه هاي مهم بين المللي تعريف نشده اما در يك نگاه كلي مي توان گفت كه محيط زيست به همه شرايط و عوامل فيزيكي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و زيبا شناختي اطلاق مي شود كه اشياء و اموال موجود در كره زمين در حيطه آن قرار دارد و بر مطلوبيت و ارزش آن اموال و نيز كيفيت زندگي بشر اثرگذار است. پس هر چه در دور و اطراف خود مي بينيم در محدوده معني و مفهوم اين اصطلاح قرار مي گيرد.

از طرف ديگر محيط زيست مرزي هم نمي شناسد تا در آن محدود و محصور شود و اثرات تخريب آن در يك كشور به كشور يا كشورهاي ديگر سرايت نكند. از اين رو، حافظت از محيط زيست نبايد دغدغه يك يا چند كشور تلقي شود بلكه همه كشورها در اين زمينه بايد مسئوليت پذير باشند.

فاجعه هاي زيست محيطي كه هر از گاهي در گوشه و كنار اين دنياي پهناور رخ مي دهد، اغلب حاصل فعاليتهايي است كه بشر به ويژه از يكصد سال قبل در راه رسيدن به توسعه و رفاه، در طي فرآيند صنعتي شدن، به آنها دست يازيده و مآلاً باعث تخريب و آلودگي محيط زيست شده است. مدتهاست كه علاج اين گونه نابساماني ها كه سلامتي بشر را به خطر انداخته1، فكر انسان را به خود مشغول داشته و نشستهاي بين المللي متعددي را شكل داده است كه به كنفرانس «محيط زيست انسان» و كنفرانس «محيط زيست و توسعه» (معروف به «اجلاس زمين») كه به ترتيب در شهرهاي استكهلم (سوئد) و ريودوژانيرو (برزيل) در سالهاي 2791 و 2991 توسط سازمان ملل برگزار شدند، به عنوان سرآمد اين نشستها مي توان اشاره كرد.

 

2- رويه قضايي و حفاظت از محيط زيست

خوشبختانه در سالهاي اخير موج آگاهيهاي مربوط به اهميت محيط زيست، پهنه كشورهاي در حال توسعه را نيز فرا گرفته و در كنار سازمانهاي دولتي ياد شده، مردم آن كشورها هم منفرداً يا مجتمعاً در راه پاسداري از سلامت محيط زيست و جلوگيري از فعاليتهاي مخرب آن، تلاش مي كنند. اما بديهي است كه در يك روند مسالمت آميز، به ثمر نشستن اين تلاشها صرفاً در گرو همكاري محاكم دادگستري خواهد بود. به عبارت ديگر، با قاطعيت مي توان گفت كه بدون همراهي قوه قضاييه، فعاليتهاي سازمانهاي دولتي و غير دولتي محافظ محيط زيست، ثمربخش نخواهد بود.

بر همين اساس در شب برپايي اجلاس جهاني توسعه پايدار در ژوهانسبورگ (آفريقاي جنوبي) در سال 2002 ميلادي، «گردهمايي جهاني قضات» متشكل از 021 قاضي ارشد از بيش از 06 كشور جهان (كه 23 تن از آنان قاضي القضات كشورهايشان بودند)، را شاهد بوديم تا نقش قوه قضاييه را براي بهبودي بخشيدن به حكومت قانون در زمينه توسعه پايدار و محيط زيست، به بحث گذارند. حاصل نشست مذكور، تأييد و تأكيد همه شركت كنندگان بر نقش اساسي قوه قضاييه در حفاظت از محيط زيست بود كه مي تواند از طريق تفسير، توسعه، الزام و اجراي قوانين محيط زيست، با توجه به مفهوم«توسعه پايدار»، ايفا شود.

توسعه پايدار، شكلي از توسعه يا پيشرفت است كه موجب برآوردن نيازهاي نسل فعلي بشر شودبدون آن كه به توانايي نسلهاي بعدي درتأمين نيازهاي خوددراين كره خاكي،لطمه زند.

اگر بخواهيم حداقل در بين كشورهاي در حال توسعه، كه ايران نيز در همين گروه جاي دارد، به معرفي نمونه اي از يك نظام قضايي بپردازيم كه با رويه اي كه ايجاد كرده، نقش چشمگيري در حفاظت از محيط زيست، نقش چشمگير و ابتكاري داشته، با اطمينان مي توان از قوه قضاييه هند نام برد. در ادامه مقاله به تحليل و تبيين برخي از فرازهاي اين نقش مي پردازيم، به اميد آن كه شاهد ايفا ي نقش فعالتري از سوي قوه قضاييه كشورمان نيز در اين خصوص به ويژه با توجه به مسائل پيش آمده اخير درمورد آلودگي هواي تهران و برخي ديگر از كلانشهرهاي ايران، كه بار ديگر اهميت و ضرورت بكارگيري از تمامي تمهيدات تشويقي را در حفاظت از محيط زيست يادآور شد، باشيم.

 

3- محاكم هنـد و حفاظت از محيط زيست

هند گرچه از نظر نظام حقوقي در بين گروه كشورهاي حقوق عرفي (common law) جاي دارد، اما در حال حاضر در بسياري زمينه ها داراي حقوق نوشته و قوانين مصوب پارلمان است كه از جمله

مي توان به قوانين محيط زيست آن كشور از قبيل «پيشگيري و كنترل آلودگي آب» مصوب 4791، «پيشگيري و كنترل آلودگي هوا» مصوب 1891 و «حفاظت محيط زيست»مصوب 6891، اشاره كرد. با اين وجود محاكم هند در حفاظت از محيط زيست تنها به آن قوانين خاص متكي نبوده و از اصول قانون اساسي و احكام مسئوليت مدني نيز در اين زمينه، استفاده شاياني به عمل آورده، تا آنجا كه مي توان گفت كه يك نظام حقوقي جديدي را در حقاظت از محيط زيست آن كشور، بنا سـاخته اند!

1-3 قانون اساسي

قانون اساسي هند مصوب 62 نوامبر 9491 كه در 62 ژانويه 0591 لازم الاجرا شد، حاوي اصول مهمي در باره حفاظت از محيط زيست است كه با اعمال چهل و دومين اصلاحيه بر قانون مزبور در سال 6791، در آن مجموعه جاي گرفته است. در واقع اين اصلاحيه در پاسخ به «اعلاميه استكهلم» شكل گرفت كه در جريان «كنفرانس بين المللي محيط زيست انسان» در سال 2791 در استكهلم (سوئد)، به تصويب رسيده بود.

اصل اول اعلاميه استكهلم حاكي از آن است كه بشر داراي حقوق بنيادين (fundamental rights) مربوط به آزادي، برابري و شرايط مناسب زندگي در محيط زيستي است كه به وي اجازه دهد كه يك زندگي شرافتمندانه اي را سپري كند.

دو اصل جديدي كه در فرآيند اصلاحيه اشاره شده، به قانون اساسي هند اضافه شد يعني اصلهاي آ-84 و (جي)آ-15، حمايت از محيط زيست و بهبود بخشيدن به آن را از جمله وظايف حاكميت و شهروندان آن كشور قرار داد.

اصول 23 و 622 از همان قانون نيز ديوان عالي (supreme court)و دادگاههاي عالي ايالتي

(high courts) قادر مي سازد تا احكامي كه در حقوق عرفي معمول است2 را براي جلوگيري از تجاوز به حقوق شهروندان به كار برند.

گذشته از اصول ياد شده، اصل 12 قانون اساسي هند نيز كه در بخش «حقوق بنيادين» جاي دارد، در شناسايي محيط زيست سالم به عنوان حق بشر، مورد استناد محاكم هند قرار گرفته كه در بخش بعد، نحوه استدلال دادگاه در اين خصوص ذكر شده است. طبق اصل 12: «هيچ فردي را نمي توان از زندگي و آزادي شخصي اش محروم كرد مگر وفق قانون».

2-3 آراي قضايي

ديوان عالي هند، در ضمن آراي بسيار محكم و مستدل خود، همان طور كه قبلا اشاره شد، حق بشر به داشتن محيط زيست غير آلوده را بخش اساسي و بنيادين حقوق اين كشور دانسته و صريحا اعلام كرده كه حق حيات بشر، موضوع اصل 12 قانون اساسي آن كشور، صرفا شامل يك حيات حيواني نيست بلكه منظور زندگي شرفتمندانه اي است كه مطابق شأن انسان باشد و طبعاً تحقق چنين حقي منوط به برخورداري از محيط زيستي سالم و تحت كنترل از نظر آلودگي،خواهد بود ]02، ص211[.

ديوان مزبور براي مقابله با آلوده كردن محيط زيست و نيز استيفاي حقوق آسيب ديدگان، آنجا كه لازم ديده حتي برخي از قواعد و احكام نظام حقوق عرفي را تغيير داده است! به عنوان مثال در جريان رسيدگي به پرونده نشت گاز سمي از كارخانه شريرام (Shriram Industry) در 5891، در شهر دهلي كه منجر به كشته شدن يك نفر و بيمار گشتن تعدادي ديگر شد، ديوان عالي هند تئوري «مسئوليت سخت» (strict liability) ـ كه طبق آن اگر كسي براي غرض شخصي، شيئي را در زمين خود نگهداري و جمع آوري كند، چنان چه آن شيء با فرار از آنجا، ضرري متوجه كسي كند، او مسئول جبران زيان هاي وارده خواهد بود ـ را چون داراي استثنائاتي بود كه مسئوليتي متوجه زيان رساننده نمي كرد3، رد كرد و به جاي آن اصلي جديد به نام «مسئوليت مطلق» (absolute liability) را معرفي نمود. مفاد اصل جديد بيانگر آنست كه كسي كه فعاليتهايش موجب آلودگي محيط زيست شده بايد جبران كليه خسارات جاني و مالي را بر عهده گيرد و اين كه وي تمام اقدامات لازم براي جلوگيري از وقوع چنين حادثه اي را انجام داده و اهمالي از او در اين باره سر نزده بوده است، دفاع موجهي در عدم پرداخت خسارات وارده، محسوب

نمي شود! جبران خسارات ناشي از نشت گاز سمي MIC از كارخانه يونيون كاربايد (Union Carbide Corporation) در شهر بوپال هند، در دسامبر سال 4891، و منجر به كشته شدن حدود سه هزار نفر و مصدوم شدن ده ها هزار نفر از اهالي منطقه شد نيز طبق اصل مسئوليت مطلق به عمل آمد.

اما نكته مهمي كه در ارتباط با دعاوي زيست محيطي در هند بايد مورد توجه و تأكيد قرار گيرد آنست كه بيشتر دعاوي مزبور از طريق «دادخواهي به نفع عموم» (public interest litigation)، به دادگستري آن كشور راه پيدا كرده و به واسطه آن، قوه قضاييه هند توانسته است تا روند تخريب و آلودن محيط زيست توسط صنايع اعم از دولتي و خصوصي را تا حد قابل توجهي كنترل كند. به عبارت ديگر هر شخصي اعم از حقيقي و حقوقي مي تواند براي جلوگيري از تخريب محيط زيست، به طرح شكايت در دادگستري اقدام كند، گرچه خود به عنوان شاكي خصوصي جزو ستمديدگان و متضررين اصلي نباشد. همين امر باعث شده كه به موازات ارتقاء نقش مثبت دادگستري هند، نقش اشخاص حقيقي و حقوقي نيز در حفاظت از محيط زيست به ويژه براي كمك به افراد تهيدست و مستضعف كه تظلم و دادخواهي برايشان با مشقتي همراه است كه معمولا باعث مي شود از آن صرفنظر كنند، اهميت والايي پيدا كند. حسن ديگر اين تجويز آنست كه اگر واحدهاي اجرايي تابع قوه مجريه كه بايد به مبارزه با فعاليت هاي مخرب و آلوده كننده محيط زيست بپردازند، از انجام دقيق وظايفشان غفلت كنند، شهروندان خود بجاي آنها وارد عمل مي شوند و از دستگاه قضايي كشورشان، دادخواهي مي كنند.

جالب آن كه ديوان عالي هند، در صورت ضرورت، حتي از اعمال قوانين خاص مربوط به محيط زيست صرف نظر كرده و با استناد به حقوق بنيادين شهروندان، مصرح در قانون اساسي آن كشور، به صاحبان ح رف متذكر شده است كه آزادي عمل آنان طبق آن قوانين خاص، باعث مجاز بودن فعاليت هايشان كه مخرب محيط زيست باشد، نيست زيرا داشتن محيط زيست سالم، حق بنيادين هر فرد و نيز بخشي از حقوق اساسي آن كشور است و از اين رو قانون عادي نمي تواند زايل و ضايع كننده حقوق بنيادين شهروندان باشد.

به عبارت ديگر، قوه قضاييه هند با احكامي كه در خصوص دعاوي زيست محيطي صادر كرده، در پي تفهيم اين معني است كه هر برداشتي از سوي قانونگذار يا عوامل اجرايي از «حق حيات بشر» به عمل آيد كه از سويي باعث افزايش كيفيت زندگي مردم در يك محيط زيست تميز و سالم نشود و از سوي ديگر متجاوزين و آسيب زنندگان به محيط زيست، معذور تلقي و از جبران خساراتي كه به مردم و محيط زيست وارد كرده اند، معاف گردند، اين امر اصل 12 قانون اساسي آن كشور را پوچ و بي خاصيت كرده است.

دادگستري هند بارها دستگاههاي متولي حفاظت از محيط زيست را با مشاهده ضعف عملكردشان، مورد نكوهش قرار داده و خواستار انجام اقدامات لازم براي جبران خسارات وارده به مردم و محيط زيست شده است. امري كه تا كنون مشابه آن در كشورمان، ايران، با اين همه مشكلات ناشي از آلودگي محيط زيست و هزينه هاي جاني و مالي كه به سرمايه هاي ملي وارد مي سازد4 ، رخ نداده است!

از جمله پرونده هايي كه در اين زمينه در بايگاني قضايي هند وجود دارد، پرونده اي مربوط به شكايت اهالي ايالت تاميل نادو (Tamil Nadu) از نحوه تخليه فاضلاب كارگاه هاي دباغي آن منطقه است. دادگاه از اين كه مسئولان ايالتي به موقع هيأتهاي نظارت، موضوع بند سوم از ماده 3 قانون حفاظت محيط زيست مصوب 6891، را در منطقه تشكيل نداده بودند، اظهار تأسف مي كند و به دولت مركزي دستور مي دهد تا هويت تمامي آسيب ديدگان، آسيب زنندگان، و مبلغي كه بايد بابت جبران خسارت پرداخت شود را مشخص سازد. همچنين مسببان آلودگي را به تحمل هزينه هاي باز گرداندن وضع موجود به وضعيت سابق محكوم مي كند.

 

4- نگاهي به عملكرد قوه قضاييه ايران در حفاظت از محيط زيست

1-4 بهره گيري از قوانين و مقررات مربوط

قانون اساسي ايران حاوي اصولي است كه به طور مستقيم و غير مستقيم به حفاظت از محيط زيست مربوط مي شود يا براي حفاظت از آن قابل استفاده و استناد است. اصل 05 قانون اساسي صريح ترين حكم قانونگذار اساسي در اين زمينه است:

«در جمهوري اسلامي، حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسل هاي بعد بايد در آن حيات اجتماعي رو به رشدي داشته باشند، وظيفه عمومي تلقي مي گردد. از اين رو فعاليت هاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غير قابل جبران آن ملازمه پيدا كند، ممنوع است».

در اصول ديگري از قانون مزبور، حقوق اساسي آحاد ملت تضمين و سياست گذاريهاي مناسب براي تحقق و تأمين آن حقوق، وظيفه حكومت دانسته شده است به طوري كه مفاد اين اصول چرخه اي به وجود آورده كه از سويي پيش نياز تحقق بسياري از حقوق ياد شده «محيط زيست سالم» است و از سوي ديگر عمال صحيح آن سياستها، مآلاً به حفظ محيط زيست از خرابي و آلودگي مي انجامد. اهم اصول اشاره شده و احكامي كه در بر دارند عبارتند از:

زبان حقوقي به «منع سوء استفاده از حق» ياد مي شود، استوار كردن اقتصاد كشور براي تأمين نيازهاي اساسي مردم از جمله خوراك، بهداشت و درمان و نيز ريشه كن كردن فقر و محروميت و برآوردن نيازهاي انسان در جريان رشد با حفظ آزادگي او و تأكيد بر افزايش توليدات كشاورزي، دامي و صنعتي ( اصل 34 و بندهاي 1 و 9)، حمايت از مالكيت در بخشهاي دولتي، تعاوني و خصوصي تا جايي كه موجب رشد و توسعه اقتصادي كشور گردد و مايه زيان جامعه نشود (اصل 44)، اداره انفال از جمله معادن، درياها، درياچه ها، رودخانه ها و ساير آب هاي عمومي، جنگلها و بيشه هاي طبيعي، بر طبق مصالح عامه (اصل 54)، ممنوع بودن سلب امكان كسب و كار از ديگري به عنوان اعمال مالكيت نسبت به كسب و كار خود (اصل 64)، حفظ حقوق عمومي و گسترش و اجراي عدالت توسط دادگاههاي دادگستري (اصل 16) و پشتيباني از حقوق فردي و اجتماعي و تحقق بخشيدن به عدالت، احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزادي هاي مشروع و نظارت بر حسن اجراي قوانين، كشف جرم و تعقيب و مجازات و تعزير مجرمين و اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم از سوي قوه قضاييه (اصل 651 و بندهاي 2، 3، 4 و 5).

علاوه بر اصول مزبور، قوانين و آيين نامه هاي خاصي نيز براي حفاظت محيط زيست مورد تصويب مجلس قانونگذاري كشور و هيأت وزيران قرار گرفته كه اهم آنها عبارتند از قانون شكار و صيد مصوب 61/3/6431 ( اصلاحي سالهاي 3531 و 5731)، قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست مصوب 82/3/3531 (اصلاحيه 1731)، قانون نحوه جلوگيري از آلودگي هوا مصوب 3/2/4731، قانون حفاظت و بهره برداري از منابع آبزي مصوب 41/6/4731 و آيين نامه جلوگيري از آلودگي آب مصوب 81/2/3731 و نيز فصل بيست و پنجم و ماده 096 از فصل بيست و ششم از قانون مجازات اسلامي مصوب 2/3/.5731 ضمن آن كه اگر قضات، مفاد اين تصويب نامه ها و آيين نامهاي دولتي را در مخالفت با تأمين هدف اصلي يعني حفاظت از محيط زيست كه در قانون اساسي مورد تصريح قرار گرفته است، بيابند طبق اصل 071 قانون اساسي موظفند تا از اجراي آن مقررات خودداري كنند. همچنان كه در صورت بروز واقعه اي كه حكم آن در قوانين مزبور بيان نشده يا مفاد آنها داراي اجمال، ابهام، نقص و تناقض باشند، قضات مي توانند بنا به تجويز اصل 761 قانون اساسي و ماده 3 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب 9731، با استناد به منابع معتبر اسلامي، فتاوي معتبر و اصول حقوقي، با تخريب و آلودگي محيط زيست مقابله كنند. همچنين رعايت و استعمال قواعد فقهي چون قاعده هاي «لا ضرر» و «من له الغنم» (به ضم غين و سكون نون، طبق اين قاعده هر كه از چيزي فايده مي برد بايد جبران خسارات وارده از ناحيه آن را بر عهده گيرد) نيز به اين منظور كارگشا خواهد بود.

اما با نگاهي به سابقه قضايي ايران در اين خصوص پي مي بريم كه متأسفانه قوه قضاييه كشورمان، علي رغم آن كه از ساز و كار قانوني لازم و مناسب جهت حمايت و حفاظت از محيط زيست برخوردار است، مع الوصف تا كنون نتوانسته كه به ايفاي نقش قابل قبولي در اين زمينه كه امروزه يكي از بزرگترين دغدغه هاي بشري است، توفيق يابد.

گاهي ديده مي شود كه قضات محترم حداقل بجاي رعايت نص قانون در حفاظت از محيط زيست، به دفاع از قوه مجريه كه آلوده كننده تحت امر آن بوده، برآمده و با اين توجيه كه مثلا نصب سيستم جلوگيري كننده از آلودگي محيط زيست يا تغيير محل كارگاه، به منبع مالي هنگفتي نياز دارد كه خارج از توان دولت است يا تعطيلي كارخانه باعث بيكاري كارگران مي شود كه مشكلاتي براي دولت به بار خواهد آورد، براي مشتكي عنه قرار منع تعقيب صادر مي كنند!

اطاله در دادرسي و صدور حكم نهايي و نيز تأخير در اجراي برخي احكام صادره در دعاوي زيست محيطي، اشكال ديگري است كه نظام قضايي كشورمان با آن روبروست در اين باره پرونده هاي مربوط به آلودگي محيط زيست توسط صنايع شيميايي پارچين كه با تخليه مستقيم فاضلاب آلوده به مواد شيميايي در رودخانه جاجرود، موجبات آلودگي آب آن رودخانه را كه اغلب به مصارف كشاورزي منطقه مي رسد، فراهم مي آورد و كارخانجات باطري سازي نيرو كه با انتشار سرب حاصل ازفرآيند توليد باطري، در سطح وسيعي از هواي منطقه پاسداران تهران، مقر يكي از واحدهاي آن كارخانه، موجب آلودگي هوا مي شد، قابل ذكرند. سازمان حفاظت محيط زيست شكايت خود را از آن دو واحد كه وابسته به سازمان صنايع دفاع مي باشند به ترتيب در سالهاي 6531 و 1631، تسليم مقامات ذي صلاح دادگستري كرده بود! همچنين به شكايتهاي اداره كل حفاظت محيط زيست استان تهران از شركت صنعتي ايران خودرو، به دليل فعاليتهاي بخش ريخته گري آن شركت كه موجب آلودگي شديد هوا و مآلا تهديد جدي سلامت ساكنان «شهرك دانشگاه» كه در مجاورت شركت مزبور قرار دارد، شده و از مدير عامل شركت عمران شهر جديد پرديس واقع در شرق تهران كه بزرگترين شهرك خاورميانه محسوب مي شود، به دليل عدم نصب سيستم تصفيه فاضلاب انساني كه منجر به آلودگي زمينهاي زراعي و منابع آبي اطراف شده و خصوصا اهالي د ه باغكميش را با نگراني شديدي مواجه كرده است، مي توان ياد كرد.

 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بيوتكنولوژي و حقوق

سيدمحمد مهدي غماي

 

حقوق علم واكنشها است البته هيچ واكنشي نيست كه خود به نوعي كنش نباشد، و حقوق با آگاهي از اين واقعيت ، در جستجوي واكنشهاي بسياري است.

با حوزه هاي فراواني كه زندگي بشر به آن دست مي‌آزد هيچ ترديدي نيست كه هرجا اهداف علم حقوق اقتضا كند ، حوزه حقوق هم محسوب ميشود. در مورد اينكه ميدان فعاليتهاي حقوق كجا است ، نظرات بسياري ارائه شد ، كه براي نمونه مي‌توان به تئوري خطر ـ هرجا كه بشر احساس كند به نوعي در خطر است بايد عاقلانه پا در آن عرصه بگذارد و مهمترين جايي كه بشر احساس خطر مي‌كند جايي است كه خود قدم پيش گذاشته و اينجاست كه بايد علم حقوق چاره انديشي كند ـ يا تئوري نياز ـ انسان نياز لايتناهي است و البته مناب محدود است ، منابع محدود و نيازهاي نامحدود، انسانها را در روابط مختلفشان به چالش برمي‌انگيزد و اين هنگامه ظهور علم حقوق است ـ اشاره كرد.

بيوتكنولوژي ، تكنولوژي جديد دهه‌هاي اخير ، با بيمها و اميدهاي بسيار ، آمده است تا حقوق را به واكنش برانگيزد، و اگر حقوق به لحاظ وظايفي كه دارد در اين حوزه وارد نشود به اهداف و آرمانهاي خود پشت كرده است، شايد به اين دليل كه بيوتكنولوژي ساحتهاي بسياري از زندگي انسان ، پزشكي ، دارويي ، غذايي ، محيط زيست و ... را مورد توجه قرار داده است كه بي‌شك خالي از فعاليتهاي مخاطره آميز نيست.

اين مقاله سعي دارد تا جهات كلي كاربرد اين علم را همراه با مزايا و معايب آن مورد اشاره قرار دهد، امري كه اگر چه في‌نفسه به آن توجه شده است ولي در ارتباط با ساير علوم مخصوصا علم حقوق ، مورد غفلت واقع شده است.

كاربردهاي بيوتكنولوژي

بيوتكنولوژي مدرن ، متولد سالهاي 1970 به بعد است . مهمترين اتفاقات بنيادين در عرصة ظهور اين تكنولوژي، 2 كشف اساسي بود:

1) ساختار دوگانه مارپيچ اسيد دزكسي بنكليك (DNA) سال 1953

2) تاكيد بر دوباره تركيب سازي DNA در سال 1973

اين كشف‌ها در زمينه بيوتكنولوژي ملكولي اجازة اصلاحات ژنتيكي در برنامه‌هاي انتقال ژنها ميان ارگانها غيرموافق را ايجاد كرد.

بيوتكنولوژي در حوزه‌هاي مختلف ، بخصوص در زمينه‌هاي دارويي ، تغذيه گياهي و بهره‌برداري از اهداف زيست محيطي كاركرد دارد.

در زمينة بهداشت و سلامت ، بيوتكنولوژي امكان تشخيص بعضي از بيماريها، تهيه مواد درماني يا تشخيص ، البته با آثار كم ثانويه ، در مقادير بالا و قيمت پايين را ايجاد كرده است، همچنين پرورش حيوانات و جانوراني كه امكان بهره‌برداري و پيوندهايي از ارگانهاي آنها به انسان مي‌باشد.

در كشاورزي ، بيوتكنولوژي امكان توليد هرزكشهاي گياهي و حشره كشها، كه به تبع محصولات كشاورزي افزايش و بكارگيري مواد آلوده كننده كمتر مي‌گردد . را فراهم ساخته است.

همچنين امكان استفاده از اصلاح ژنتيكي در محصولات كشاورزي ، براي بهبود كيفيت اين محصولات و براي هماهنگ ساختن با پروسه‌نوستريل و شرايط انتقال و تقسيم، در پرورش دادن به منظور رفع مشكلات حيواناتي كه احتمال بيماري در آنها بالا است و علاوه بر اين ، اصلاح نژادي و بيولوژيك خود محصولات كشاورزي ، از فوايد ديگر آن است.

در نهايت استفاده‌هايي كه به منظور زيست محيطي و صنعتي براي كنترل آلاينده‌ها و پاك كردن زباله‌هاي (صنعتي و شميايي) بوسيله ميكروارگانها و گياهان ، اصلاح پروسه‌هاي صنعتي به منظور كاهش آلاينده‌ها و افزايش توليدات، از بيوتكنولوژي برمي‌آيد.

به هر حال حتي اگر كاربردهاي متعددي از بيوتكنولوژي معلوم شود، هنوز فعاليتها و تحقيقات بسياري در پيش است تا بويژه راهكارهاي منوژتيك و ارگانهاي سادة قابل انتقال و كشت ، نمايان گردد.

«بيوتكنولوژي در مصرف»

گسترش بيوتكنولوژي، فعاليتهاي متعددي را مي‌طلبد . در بعضي جهات گسترش بيوتكنولوژي، پيشرفت پزشكي، كشاورزي ، ... و مبارزه با فقر و كاهش منابع در جهان محسوب مي‌شود.

ما مي‌توانيم به كمك بيوتكنولوژي و ژنتيك ، فضاهاي كشتي‌اي را ايجاد كنيم كه داراي شرايط توليد بالاي موادغذايي را تامين كند.

در مقابل ، براي بسياري بيوتكنولوژي مسائل بسياري از جمله بيمهاي قابل توجهي را برانگيخته است. از نقطه نظر اخلاقي ، برخي از اين كه بيوتكنولوژي منجر به تبعيض ژنتيكي افراد و تغيير برنامه‌هاي ژنتيكي بدون هدف درماني شود بيمناك هستند. تاثير منفي بر روي انسان و محيط تحت عمل  OGM (ارگانهاي ژنتيكي اصلاح شده) قرار گرفته ، به مخاطرات افزوده مي‌شود. در حقيقت آنها فهميده‌اند كه گسترش مقاومت ضد آنتي‌بيوتيك و واكنش آلرژي‌زا در مقابل توليدات اصلاح شده، نتيجه اول است و به تبع ما يك كاهش تنوع زيستي و افزايش مقدار توليدات فيتوآني‌تر استعمال شده، پيدايش مقاومت در ميان حشرات (مضر)، و اعتياد و باز خورد منفي ميان حشرات مفيد مي‌شود. به علاوه دستهايي كه برروي اين پهنة بزرگ از شاخه علم كه « علم زندگي» است و مربوط به نطفه (توليد ) و OGM است دست مي‌گذارند، ضرورتا و مطمئنا قابل اعتماد نيستند.

ارزش گذاري ريسكهاي مربوط به بيوتكنولوژي از 2 رهگذر قابل بررسي است:

1) گستردگي آثار منفي بالقوه و احتمالي و نزديك

2) احتساب مفهوم مجرد ريسك كه مي‌تواند بازخورد مصرف‌كنندگان را در مقابله با بيوتكنولوژي داشته باشد.

پيچيدگي اين فناوري ، مشكل قضاوت كردن در مورد بعضي توليدات حاصل از بيوتكنولوژي نسبت به توليدات سنتي ، كاركتر غيرعمدي ريسك‌پذيري ، اعتبار منابع اطلاعاتي و شيوه برقرار كردن ارتباط نسبت به خطراتي كه مفهوم آنها در گذر زمان نسبت به بيوتكنولوژي تغيير پيدا مي‌كند، را بسيار سخت كرده است. از طرفي حمايت از صنعت و علم كه برعهدة نهادهاي متعددي است زمينة رشد بيوتكنولوژي را بسيار هموار مي‌كند و از طرفي فعاليتهاي مخالفان ، مخصوصا گروههاي مردمي، فضاي مصرف را نا امن كرده است. البته مصرف‌كنندگان حق انتخاب بين محصولات اصلاح شده و محصولات سنتي را دارند. مخصوصا اينكه توليد‌كنندگان خود را از تضمين توليدات خود به نوعي معاف كرده‌اند، در تقابل اين 2 حركت بايد قانونگذار را به تحرك فراخواند و دغدغة اين فضاي مخاطره آميز را براي او هم ايجاد كرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |