تبليغاتX
حقوق

حقوق

مقالات حقوقی

 

 

خیلی ها اول کار به احمدی نژاد گفتند که مرد حسابی به مشورت بقیه گوش کن و آدمهای کار چاق کن تجمل طلب را به مسولیت ها کلان کشور نگذار. این رحیمی دست پرورده هاشمی ها است مثل همون مدرکش که بالاش ۲۰ میلیون از پول بیت المال داده و حالا دکتر شده است.

 

این آقای دکتر پول نهارش شده به فاکتور زیر

 

 

 

 

 

 

 

پس از اتمام جلسه کارگروه های تخصصی استان خراسان رضوی که در محل استانداری در مشهد مقدس و تا پاسی از شب ادامه داشت، رحیمی به عنوان رئیس این جلسه در مورد غذایی که برای شام اعضای کارگروه تهیه شده بود، سوال کرد که مسئولین استانداری با توجه به تجربه سفرهای پیشین هیات دولت از غذای معمول استانداری که در آن شب که "عدس پلو" بود، یاد کردند.

رحیمی نیز با اطلاع از نوع غذای استانداری از مسئولین خواست تا برای 150 عضو حاضر در جلسه، از یکی از بهترین رستوران های مشهد غذای مناسبی تهیه شود که بر اساس این دستور، 150 پرس چلوگوشت سرخ کرده به همراه زیتون پرورده و مخلفات از یکی از رستوران های معروف مشهد برای اعضاي حاضر در جلسه تهیه شده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

دفاع مقدس در عرصه­ای جدید

چاپ شده در حقوق همشهری

 

از فردا هفته دفاع مقدس شروع می­شود. هفته­ای که بطور خاص یادآور بیش از 8 سال جنگ تحمیلی با ده­ها کشور دنیا – از کشورهای عربی گرفته تا استعمارگران پیر و جوان غربی –  است. در این سال­های اشغال و جنگ، دشمنان ایران زمین گُمان می­بردند که در عرصه­ی جنگ نظامی می­توانند انقلاب نوپای مردم مومن ایران را سرکوب کرده و دوباره یک رژیم دست نشانده را بر کشور حاکم سازند. ولی غیرت و ایمان جوانان این مرز و بوم مانع از آن شد که در عرصه­ی جنگ سخت، طمّاعان دنیا به ثمره­ای دست یازند.

با گذشت سالهای جنگ، و اجرای تجربه­های تلخ براندازی از طریق کودتا و یا ترور شخصیت­های محوری نظام، کشورهای غربی علی الخصوص ایالات متحده­ی آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس به این نتیجه رسیدند که در مورد ایران قهر و اجبار و یا حذف فیزیکی نخبگان پاسخگو نیست و می­بایست با مسخ هویت و تغییر مطالبات مردمی، طیف گسترده­ای از جنگ­افزارهای جنگ نرم را به میدان آورد. این جنگ افزارهای جنگ نرم، در قالب انواع رسانه­ها، برنامه­ی انقلاب مخملین را از یک انتخابات تا یک دگرگونی وسیع و ماندگار فراهم می­ساختند. مضافاً آنکه اجرای جنگ نرم نسبت به کشورهای جهان سوم و یا در حال توسعه از سادگی­های مطبوع برای کشور غربی به شمار می­آید. زیرا به نحو خلاصه، تکنولوژی به معنای عام فارغ از فرهنگ بهره­بری از آن وارد این کشورها شده است ولی هنوز این کشورها نتوانسته­اند به هر طریق ممکنی حتی مهنسی معکوس خلل و نقاط نفوذ آنرا تعیین و ارزیابی کنند. بدین ترتیب این کشورها بخشی از هزینه سلاح را هم خود پرداخت می­کنند و تنها کافی است تا این تسلیحات به نحوی سامان دهی شوند که خطوط و منابع زیر بنایی و کنترل کننده­ی کشور هدف متوقف شده و یا نابود گردد.

در حال حاضر در کشور ما این خلل­ها و کم کاست­ها وجود دارد. همین که همگان به فضای سایبر دسترسی دارند، پشت بام­های اکثر خانه­ها دارای دیش ماهواره است، در همه ­مغازه­ها دی وی دی­های فیلم و بازی رایانه­ای به فروش می­رسد، بلوتوث­های معابر و اماکن عمومی یکسره ریپورت دریافت می­دهد و ...  ولی متقابلاً هیچ کنترلی بر این عرصه­ی تکنولوژیک وجود ندارد، یعنی اینکه گیجگاه کشور در مقابل لوله­ی تفنگ دشمن است و این بسته به توانایی و هدف گیری خود او دارد وگرنه هدف در برد سلاحش قرار گرفته است. همین جا است که ما می­گوییم شکل جنگ عوض شده است اما دفاع همان دفاع مقدس است. سربازی که تا دیروز در خاکریزهای مارپیچ خط با دشمن می­جنگید امروز افسر جوانی است که باید در حوزه­ی علم و فناوری با دشمن بجنگد.

شکل جنگ عوض شده است و این جنگ جدید قواعد خاصی را مطالبه می­کند. جنگی که تا دیروز حقوق نیروهای مسلح، دادگاه­های نظامی، حقوق جنگ و ... بر آن حکم فرما بود امروز چون شکل جنگ عوض شده است نیازمند قواعدی است که عقبه و خط را سازمانی جدید بدهد. اگر آنروز آموزش نظامی شرط ورود بود امروز شرایط بسته به عرصه­ی تقابل، از سایبر گرفته تا امواج سینوسی را در بر می­گیرد. این جنگ جدید حقوق جدیدی را می­طلبد که در یک یادداشت نمی­توان به آن اشاره کرد ولی همین قدر گفتیم که در این دفاع مقدس از آرمانهای انقلاب و اسلام، عرصه­ی جدید روش جدید می­طلبد و طراحانی باهوش.          

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

يكي از برنامه هاي تربيتي اسلام براي همه انسانها بالاخص زنان، تربيت اجتماعي و به بيان ديگر آماده ساختن آنان براي حضور مؤثردر جامعه است. به گونه اي كه آنان در برقراري تعاملات اجتماعي با ديگران، هم در جهت ارتقاء خود بكوشد و هم احساس مسئوليت در قبال جامعه داشته باشد و از سوي ديگر ضمن ايجاد آمادگي براي مقابله با قدرت سيل آساي جامعه، در برابر زرق و برق ها و جذب و انجذاب هاي فراوان اجتماعي، مقاومت نمايد و آنچه را كه به مصلحت خود و خانواده و جامعه اوست بپذيرد. بي ترديد اسلام مانعي براي فعاليتهاي اجتماعي زنان ايجاد نكرده است، بلكه در احكام الهي ساز و كار و ابزار ضروري اين حضور پيش بيني شده است و كليه احكام صادره از قبيل حجاب ، منع از نگاه به نامحرم، كيفيت سخن گفتن و تأكيد بر وجود شاخصه هايي چون حساء و عفت، همه ابزاري هستند براي اين حضور.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

                                                                                             دكتر سيد محمد ‌هاشمي

 

مقدمه : انسان اجتماعي

اول –  جامعه مدني

انسان با استعداد‌هاي دوگانه تنهايي و معاشرت جويي خود ، ذهن فلاسفه را همواره به خود مشغول ساخته است . اين دو استعداد اگر چه ظاهرا ضد يكديگر به نظر مي رسند ، در حقيقت با هم در ارتباط و متلازمند . بدين معني كه از يك طرف ، تنهايي انسان در استعداد فردي و خود مشغولي او است و از طرف ديگر ميل به معاشرت در بين افراد مستقل زندگي جمعي را به وجود مي آورد . اين دو حالت كه هر يك در جاي خود اصالت دارد ، نه تنها يكديگر را نفي نمي كنند ، بلكه دو قطب هستي بخش جامعه بشري به شمار مي آيند .

با قبول ملازمه مذكور ، انسان اجتماعي مجموعا دربرگيرنده پديده اي به نام جامعه مي باشد . اين جامعه ، يا برآيند معاشرت جويي طبيعي انسان‌ها است كه آن را جامعه طبيعي مي نامند و يا انسان‌ها به خاطر علايق و منافع مشترك و گوناگون اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي و حتي عقيدتي كه دارند با به كار انداختن انديشه و هنر خود آن را بنا مي نهند كه اصطلاحا " جامعه مدني " ناميده مي شود . اين جامعه ممكن است همسان يا نقطه مقابل " جامعه سياسي " ناميده شود .

دوم – جامعه مدني در انديشه ‌هاي سياسي

جامعه مدني محور اصلي مطالعه انديشمندان ژرف‌بين، خصوصا فلاسفه سياسي از گذشته ‌هاي دور تاكنون بوده است كه پيرامون نقش آن در انسجام جامعه سياسي و در مقابل حكومت به تجزيه و تحليل پرداخته اند . فلسفه سياسي انديشه خردمندانه اي است كه درباره جامعه سياسي و پديده ‌ها و گروه‌هاي متنوع اجتماعي مربوط به آن به كار مي رود . غرض اصلي و عمده فلاسفه سياسي شرح و وصف تحليلي و ارزيابي جوامع سياسي و آئين زندگاني سياسي و شيوه زمامداري است. جدال فلاسفه در مورد ظهور جامعه و دولت و يا مساله قدرت و بحث در تنازع و تضاد و يا تلازم بين اصالت فرد و اصالت جمع مجموعا متكي به اهدافي است كه سعادت بشريت در آن ملحوظ مي شود . پديداري جوامع و دولت‌ها ، رابطه مستقيم يا با واسطه فرد و دولت ، حاكميت و حكومت ، حقوق و قانون ، حقوق و آزادي‌هاي فردي و گروهي و نقش مثبت و منفي مردم در امر زمامداري ، از موضوعات قابل توجه در جامعه سياسي به شمار مي رود كه فلاسفه به تفاوت از آن سخن گفته اند .

ادامه دارد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

 دو روز پیش سخنگوی شورای نگهبان در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سوال که: «با توجه به اینکه استانهای کرمان و سیستان، با یک استاندار، یعنی آقای «ده مرده» اداره می‌شود آیا از لحاظ قانونی این امر مشکل ندارد»؟ پاسخ داد: «از جهت قانون اساسی مشکلی ندارد اما باید به قوانین عادی رجوع کرد».

این اظهارنظر در حالی از سوی شورای نگهبان بیان شد که بسیاری از حقوقدانان این موضوع را مخالف اصل 141 قانون اساسی مبنی بر ممنوع بودن تصدی دو شغل دولتی از سوی افراد می‌دانند.

«نعمت احمدی» حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری این اظهارنظر را اجتهاد در مقابل متن قانون اساسی می‌داند و معتقد است: «وقتی اصل 141 تصدی دو شغل همزمان را ممنوع کرده نمی‌توان در مقابل نص قانون اساسی قائل به نظر مخالف شد». 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

لائيسيته آن گاه كه مفهومي حقوقي پيدا كند،به بسياري ازمفاهيم حقوق بشري ديگر نيزمربوط مي شود؛ ازجمله مداراي ديني وفرهنگي. ازاين جهت پرسش اين است كه شهرونداني كه، به اقتضاي باور و فرهنگ ويژه خود، اقليت محسوب مي شوند،دركجاي اين قانون قرار مي گيرند؟غوغاهاي اخير در فرانسه برسراجراي قانون لائيسيته وتزاحم آن با حقوق شهروندان مسلمان مي توانددستمايه ابراز نظرهاي گوناگون دراين باره شود. نوشته حاضر با بررسي ريشه هاي فلسفي و حقوقي لائيسيته،چالش هاي فراروي اين قانون را نيز به اجمال برسي مي كند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

 مجله تحقیقات حقوقی (دانشگاه شهید بهشتی)،شماره 8،ص151


دكتر سيد محمد هاشمي


 
مقدمه
ويكتور هوگو مي گويد «قوانين اساسي براي اينكه مورد تجاوز قرار گيرند، به وجود آمده اند زيرا فرياد نمي زنند » اين طنز سياسي مبين يك حقيقت و يك واقعيت است:
1 . حقيقت اين است كه قانون اساسي انتظام بخش كليه امور و شئون هر كشور و تعيين كننده روابط متعادل زمامداران و فرمانبرداران يك جامعه سياسي است. التزام عملي بر اجراي اين قانون مهم ابواب و منافذ استبداد را مسدود ، آزادي و حرمت افراد را تضمين و موجبات تلاش براي نيل به عدالت سياسي و اجتماعي را فراهم مي نمايد.
2 . واقعيت اين است كه عليرغم وجود قانون اساسي در اكثر كشورهاي دنيا كمتر كشوري است كه در آن بتوان داعيه احترام كامل عملي نسبت به مندرجات آن قانون را داشت. زيرا از آنجا كه يك طرف قانون، يعني دولت فرمانروا و زمامدار نيرومند ، با تمام اقتدار خود سرفرازي مي كند و عرصه را براي طرف ديگر يعني افراد مردم تنگ مي نمايد، جايي براي برخورداري از آزاديها و ابراز وجود باقي نمي ماند.
در اكثر قوانين اساسي مدرن دنيا، سه نكته اصلي مورد پذيرش است:
نكته اول ، درباره «اصل حاكميت مردم » از طريق انتخابات عمومي است. اين اصل بيان كننده حقوق فردي نياز اجتماعي است؛ چرا كه از يك سو امكان مشاركت افراد در تعيين سرنوشت سياسي خود، عقلاني و منطقي به نظر مي رسد، و از سوي ديگر، استقرار قدرت حاكميت در تحت يك كنترل منتظم ملت به طور جمعي موجب آن ميشود كه عوامل تهديد و ارعاب مردم حذف و طرد گردد.
نكته دوم، درباره «تبعيت تصميمات سياسي ازقوانين ثابت مشخص»و اشراف جامعه از طريق بحث و انتقاد نسبت به اين تصميمات است. حقانيت مردم في حد ذاته يك اصل مسلم به شمار مي رود و جايز الخطا بودن سياستمردان و ابوابجمعي حكومت نقطة مقابل آن تصور ميشود . بدين خاطر است كه اعمال حكومتي مرتباً بايد زير ديد دقيق مردم و نمايندگان آنها در بارلمان قرار گيرد.
نكته سوم ، درباره «اصول مربوط به اعلاميه هاي حقوق بشر و حقوق اقتصادي و اجتماعي مردم » است در اينجا نه تنها در مورد ساختار سياسي قدرت عمومي مبحث ميشود بلكه قلمرو و وظايف و محدوديت هاي لازم مربوط به اعمال و روابط دولتمردان با افراد و گروههاي اجتماعي مشخص ميگردد.قابل توجه است كه انديشه حقوق بشر و حقوق ملت داراي ارزش بين المللي است ، زيرا نه تنها اين موضوع در اعلاميه هاي حقوق بين المللي و منطقه اي مندرج است بلكه تشابه الفاظ ، عبارت و قواعد آن در قوانين اساسي كشورها مختلف ، نشان دهندة اين تفاهم عميق جهاني است.
به هر حال ، موضوع محدوديت زمامداران از يك سوء شناسايي وسيع حقوق مردم از سوي ديگر ، مطلب اصلي در قوانين اساسي است. بدين خاطر است كه اكثر زمامداران كشورها ، بخصوص فرمانروايان مستبد، و نيز بعضي از انقلابيون كه آزادي عمل را در اجراي برنامه هاي خود لازم قدرت خود را توسعه مي دهند، و بديهي است كه اين توسعه طلبيها موجب تضعيف قانون اساسي شده و زمينه را براي پايمال نمودن حقوق مردم و كوتاه كردن دست آنان در نظارت بر زمامداري فراهم مي نمايد.
در اين روند خطير، مساله تفوق و برتري قانون اساسي و تاثير و تاثير پذيري آن از دخالت و تصرف هيات حاكمه موضوعي مهم تلقي ميگردد . براي تضمين اين امر، دقت و مراقبت در اصل حاكميت مردم و مشاركت آنان در تعيين سرنوشت سياسي خودش لازم و ضروري به نظر مي رسد. اشراف مستمر جامعه در حفظ و نگهداري قدرت قانون اساسي امري تضمين كننده تلقي ميگردد. تدوين و بازنگري اساسي امري است كه فقط از طريق حضور فعال فكري و عملي مردم مشروعيت خواهد داشت.
در اين مقاله ، ضمن مطالعه كلي قضيه ، موضوع بازنگري قانون اساسي در جمهوري اسلامي ايران را مورد مطالعه قرار مي دهيم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

فصل اول

 احکام عمومی

ماده اول:

اين قانون به تاسی از احکام ماده سی وسوم و بند (1) ماده صد وپنجاه ونهم قانون اساسی به منظور تنظيم امور انتخابات درکشور وضع شده است .

طرز انتخابات :

ماده دوم:

انتخابات از طريق رای آزاد ، عمومی ، سری و مستقيم صورت می گيرد .

اصل تساوی درانتخابات :

ماده سوم:

رای دهندگان درانتخابات با بهره مندی از حق تساوی اشتراک می کنند .

استفاده از حق رای:

 

ادامه را در «ادامه مطلب» بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

دیروز (جمعه ۲۶ بهمن) امتحان دکتری حقوق عمومی دانشگاه آزاد در چهار موضوع :

 

۱- حقوق اساسی (صبح - ۱۲۰ دقیقه)

۲- حقوق اداری(صبح - ۱۲۰ دقیقه)

۳- حقوق تعهدات مدنی (عصر - ۱۲۰ دقیقه)

۴- زبان تخصصی (عصر - ۱۲۰ دقیقه)

 

 برگزار شد.

 

امتحان در مجموع سخت نبود الا زبان تخصصی انگلیسی که بسیاری را مایوسانه از جلسه امتحان به خانه روانه کرد.

محور سوالات :

حقوق اساسی : حاکمیت قانون و دموکراسی

حقوق اداری : محور های حاکمیت خوب

حقوق تعهدات : اشتباه در شخص طرف معامله (۲۰۱ ق . م) 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

منابع آزمون کاشناسی ارشد حقوق عمومی

حقوق اساسی

1- قانون اساسی

2- حقوق اساسی- دکتر هاشمی

3- قانون اساسی در نظم حقوق کنونی- وکیل/ عسکری

4-مجموعه سوالات طبقه بندی شده حقوق اساسی

حقوق اداری

1- حقوق اداری دکتر ولی الله انصاری

2-حقوق اداری-دکتر ابوالحمد

3- حقوق اداری دکتر منوچهر موتمنی طباطبایی

4- قانون استخدام کشوری

5-مجموعه سوالات طبقه بندی شده حقوق اداری - حسن بابا خانی

حقوق بین الملل عمومی

1- حقوق بین الملل عمومی-دکتر رضا بیگدلی

2- حقوق بین الملل عمومی - دکتر هوشنگ مقتدر

3- حقوق بین الملل عمومی - دکتر باقر میر عباسی

4-حقوق بین الملل عمومی - دکتر بیگ زاده(کپی)

5- منشور ملل متحد

متون فقه

1-مباحث حقوقی شرح لمعه و ترجمه آن

2-مجموعه سوالات طبقه بندی شده متون فقه

متون حقوقی

الف)انگلیسی

1-( فرهنگ حقوقی) A DICTIONARY OF LAW

2-همراه با ترجمه Law Text

3- همراه با ترجمه Law Made Simple

4- همراه با ترجمه GCSE Law

5- زبان عمومی در حد دیپلم متوسطه

ب) فرانسه

۱- قانون اساسی فرانسه (به زبان فرانسه - ریاست جمهوري)

2 - Droit  simple  et  complete  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چکیده :
در ایران عمده ی اعمال دولتی از طریق شرکت های دولتی انجام می شود و جالب آنکه عمده ی بودجه سالیانه کشور – در حدود سه پنجم کل بودجه -  نیز جذب این شرکت ها می شود .علاوه بر این طبق صدر اصل 44 قانون اساسی بسیاری از صنایع و ارایه خدمات نیز در انحصار همین شرکت ها بوده و مجموعا بیش از دو سوم بازار ایران هم در اختیار همین شرکت ها است.
در این مطالعه ،نگارنده سعی داشته تا ضمن تحلیل ساختاری شرکتهای دولتی و تبیین مفهوم آن ،به سیاست های جدید ترکیب دولت – بازار در ایران اشاره کند و جایگاه جدیدی را که از این پس - پس از ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی - شرکت های دولتی بدست خواهند آورد را تشریح کند.

کلید واژه:
شرکت های دولتی،اصل44،مالکیت عمومی،مالکیت خصوصی،سهام دولتی

آخرین مقاله ی من

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

سید محمد مهدی غمامی

چکیده

آیا اقلیت های مذهبی حق فعالیت های سیاسی و اجتماعی را در دارالاسلام دارند؟ سوالی که بطور خاص در مورد گروه های دانشجواقلیت های مذهبی طرح شده و نگارنده بر آن است تا با با استناد به قواعد و مبانی اسلام وهمچنین اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی نشان دهد شهروند بودن در جامعه اسلامی در تعلق داشتن به اعتقادات معنی نمی شود بلکه کافی است تا نسبت فرد با ملت یا امت اسلامی تحقق یابد ،به محض اثبات این علقه ،وی دارای تمامی جهات یک شهروند جامعه اسلامی خواهد شد. البته و قشردانشجو نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد.هرچند که در امر قانون گذاری یا تصویب آیین نامه های مربوط به فعالیت های این گروه دقت لازم به کار گرفته نشده است و احتمال ایجاد مشکلاتی در مسیرتشکیل و فعالیت آنها وجود دارد ولی همگی با تمسک به قواعد و مبانی اسلام و اصول قانون اساسی رفع شدنی است و اثبات حقوق سیاسی اجتماعی آنها در جمهوری اسلامی ایران و در قالب تشکل های دانشجویی بطور کامل تضمین شده است.

 

کلید واژه ها: حقوق شهروندی، دار الاسلام ، قانون اساسی ،اقلیت های مذهبی، تشکل دانشجویی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

مطالعه­ی تطبیقی جنبه­های کیفری حقوق کار

 

 

سید محمّد مهدی غمامی

 

جاپ شده در مجله دادرسی  ۵۹

 

مقدمه

در هر برهه از زمان، قانون گذار با ملاحظه­ی واکنش­های اجتماعی- در قالب تئوری­هایی که بر آن جامعه حاکم است- دست به یک سری اولویت بندی می­زند و سپس بر اساس اهداف کلان آن نظام، به خط مشی جامعه نظم می­دهد؛ نظمی که از دیدگاه قانون گذار به ارزش­های مورد نظر جامعه واقعیت می­بخشد.

اصولاً حوزه­ی حقوق کیفری، حوزه استثناءهاست. به عبارت دیگر اصولی چون اصل برائت، اصل اباحه و اصل نفی ضرر، مانع ورود بسیاری از مسایل به این حوزه می­شود هر چند که آن عناوین برای جامعه بسیار ارزشمند و مهم باشد.حمایت از یک ارزش وقتی یک حمایت جدی محسوب می­­شود که مطمئن باشیم سایر ارگان­های جامعه به کارکردهای خود ملزم بوده­اند و در نهایت برای تضمین آن کارکردها از جنبه­های آمرانه استفاده شود.

آن هنگام که ارگان­های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و... به تعهدات خود، به صورت مطلوب در سطح کلان جامعه ملتزم باشند می­توانیم از حقوق اداری بخواهیم که متخلفان را از مناصب خودمنفصل کند؛ حقوق مدنی قراردادهای غیر قانونی را باطل کند و حقوق جزا مجرمان را به دست عدالت کیفری بسپارد.

حقیقت آن است که حقوق کیفری، آخرین حربه­ی جامعه است که باید در به کار گیری آن نهایت دقت را اعمال کرد زیرا در تفاوت بهره و ضرر استفاده از حقوق کیفری به پهنای یک تار مو است...

 

.............

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

جمهوري اسلامي يك شاهكار بزرگ قرن بيستم بود كه همچنان در زمره نظام هاي بدون رقيب در ساختار والگو شده در بنيان مي باشد . اين واقعيت با مطالعه و تحليل قانون اساسي جمهوري اسلامي نمودار مي شود .

در اين گفتار به بررسي جمهوريت نظام مي پردازيم و انشا الله در گفتار ديگري در باب انساني بودن آن بحث خواهيم كرد.

روسو در تشريح شاخص هاي حكومت هاي جمهوري و مردم سالار بيان مي كند:

‹ حكومت مردم سالار سه شاخصه بنيادين دارد:

 1- انتخابي بودن حاكمان

 2- محدوديت قدرت حكمرانان

3- تفكيك قوا›

نظر روسو را تئوري پللو و سپس ‹تئوري حكمراني› خوب تكميل مي كند.در نتيجه اكنون مشخصه هاي نظام هاي مردم سالار چنين است:

1-                 انتخابي بودن حاكمان 

2-                 پاسخگويي حاكمان

3-                 دوره تصدي محدود و ادواري حكمرانان

4-                  استقلال قوا

 

در اين مجال تنها به بيان اختصاري اصولي از قانون اساسي ايران مي پردازيم كه اين شرايط را تامين كرده اند .البته از فصل سوم قانون اساسي ‹حقوق ملت› كه بطور جزيي حقوق شهروندي را تشريح كرده فاكتور مي گيريم.

 

الف –انتخابي بودن :

1-                 اصل اول : بيان مشروعيت دوگانه جمهوري اسلامي و نقش بنيادين مردم در شكل گيري انقلاب اسلامي ايران

2-                 اصل سوم :بيان اهداف جمهري اسلامي ايران .

در بند 6و7و8 بطور صريح بر حقوق شهروندي ايرانيان تاكيد شده است .

 

3-                 اصل ششم : بيان مجراي مردمي در كسب قدرت هاي سياسي و اجتماعي

 

ب- پاسخگويي:

1- رهبر: اصل 107

2- رييس جمهور: اصول 110،

3- نمايندگان مجلس:۸۴ و ۶۷

4- نمايندگان شورا هاي اسلامي:۱۰۰ و قانون خاص

5- نماينگان مجلس خبرگان : اصل 108

 

ج- محدوديت دوران تصدي:

1- رهبر: در لحظه اگر شرايط اصول 107و109 را از دست بدهد ، اتوماتيك وار عزل و احكامش بلا اثر خواهد بود.

2- رييس جمهور : 4سال ،اصل ۱۱۴

3- نمايندگان شورا ها: 4 سال، اصول۶۳ و قانون خاص

4- رييس قوه قضاييه: 5سال۱۵۷

5- اعضاي خبرگان رهبري:8سال قانون خاص

 

د- استقلال قوا:

در جمهوري اسلامي ايران ميان قوا اگر چه تعامل است ولي هيچ يك حق دخلت در حيطه وظاليف ديگري را ندارد. اصل۵۷

 

 

در نهايت تضمين جمهوريت در نظام جمهوري اسلامي توسط اصول 9 و56 و177 تامين شده است .مخصوصا  اصل177 كه به هيچ وجه جمهوريت را مشمول بازنگري نمي داند.

 

 

               متن قانون اساسی ایران در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

مجلس خبرگان رهبري متشکل از 86 نماينده از سراسر کشور است که طي انتخابات مستقيم از سوي مردم برگزيده مي شوند. هر يک از استانهاي کشور با توجه به ميزان جمعيت داراي نماينده يا نمايندگاني در اين نهاد مي باشند. به طور مثال استان تهران 16 نماينده، استان مازندران 4 نماينده و استان زنجان 1 نماينده در مجلس خبرگان رهبري دارند. البته اين نمايندگان، در مجلس خبرگان رهبري به نيابت از آحاد ملت ايران، وظايف خطير و حساس اين نهاد را به انجام مي رسانند. همچنان که رهبر معظم انقلاب در ديدار اخير خويش با اعضاي مجلس خبرگان تاکيد کردند کساني که به اين مجلس راه مي يابند بايد از وزانت و برجستگي لازم برخوردار باشند تا عملکرد و تصميم آنها با پذيرش عمومي و مقبوليت عامه همراه باشد. از اين رو بايسته است صاحبان صلاحيت در ميدان انتخابات حضور يابند و بدون توجه به نتيجه، به گرمي و غناي عرصه انتخابات کمک کنند. رهبري نظام نيز در اين خصوص فرمودند: هر کس که خود را براي عضويت در مجلس خبرگان صاحب صلاحيتهاي لازم مي داند وظيفه شرعي دارد تا خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهد.
    هر دوره مجلس خبرگان رهبري، هشت سال است و در 24 آذر انتخابات چهارمين دوره برگزار خواهد شد. انتخابات اولين دوره خبرگان رهبري در 19 آذر 1361، انتخابات دومين دوره در 17 مهر 1369 و انتخابات سومين دوره در 2 آبان 1377 برگزار شد. لازم به ذکر است طبق قانون اساسي مفاد آئين نامه هاي داخلي و مقررات مربوط به آنها طبق تصميمات اعضاي مجلس خبرگان و هيئت رئيسه تدوين و به تصويب مي رسد.
    از آنجا که مجلس خبرگان رهبري از وزانت و حساسيت خاصي در ساختار نظام برخوردار است لذا برگزاري هرچه باشکوهتر انتخابات چهارم مجلس خبرگان در روز جمعه 24 آذرماه موجبات تحکيم روز افزون نظام جمهوري اسلامي را فراهم مي سازد. جايگاه رفيع اين نهاد به گونه اي است که ذخيره معنوي و پشتوانه بي بديل حکومت ديني به شمار مي آيد و اثربخش ترين راهکاري که براي تقويت آن وجود دارد همانا مشارکت حداکثري آحاد مردم در سايه همبستگي ملي واحساس مسئوليت شرعي و ديني است.
    در اصل يکصد و نهم قانون اساسي، سه ويژگي به عنوان شرايط و صفات رهبري برشمرده شده است: 1- صلاحيت علمي لازم براي افتاء در ابواب مختلف فقه2- عدالت و تقواي لازم براي رهبري امت اسلام و 3- بينش صحيح سياسي و اجتماعي، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت کافي براي رهبري.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 
 
مقدمه:
 به منظور سامان بخشیدن به قوانین پراکنده در عرصه انتخابات و اصلاح نظام انتخاباتی جمهوری اسلامی ایران، تأمین عدالت در حق انتخاب شهروندان، تضمین هرچه بیشتر سلامت انتخابات، شفاف ساختن وظایسشف اجرائی و نظارتی، ساماندهی روند برگزاری انتخابات و جلوگیری از اتلاف وقت ها و امکانات مادی و معنوی، نظام مند ساختن تبلیغات انتخابات و شیوه ورود داوطلبان به عرصه انتخابات، لایحه نظام جامع انتخابات به شرح زیر تقدیم می شود.


فصل اول : کلیات
ماده 1 – در اجرای اصول 6 ، 59 ، 62 ، 100 ، 108 و 114 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران انجام همه پرسی و انتخابات مجلس شورای اسلامی ، شوراهای اسلامی کشوری ، مجلس خبرگان و ریاست جمهوری بر طبق مفاد و مقررات این قانون برگزار می گردد .
ماده 2 - دولت موظف است ترتیبی اتخاذ نماید که حداقل یک ماه پیش از پایان دوره قبل نتیجه نهایی انتخابات هر یک از نهادهای موضوع ماده 1 مشخص گردد .
ماده 3 – نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای مدت 4 سال و نمایندگان مجلس خبرگان برای مدت 8 سال انتخاب می شوند . انتخابات مجلس خبرگان هم زمان با یک دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی انجام خواهد شد . 
 ماده 4 – انتخاب رئیس جمهور و اعضای شوراهای اسلامی شهر وروستا برای مدت چهارسال به صورت همزمان برگزار خواهد شد .
تبصره – دوره ریاست جمهوری از تاریخ تنفیذ اعتبارنامه بوسیله مقام رهبری آغاز خواهد شد .
ماده 5 – در اجرای اصل 59 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در صورت نیاز ، دولت موظف است همه پرسی را حتی المقدور هم زمان با یکی از دو انتخابات یاد شده انجام دهد .
ماده 6 - همه پرسی از همه اقشار جامعه باید به نحوی انجام شود که بتوانند با آزادی کامل نظر خود را به یکی از دو صورت ‹‹ آری ›› یا ‹‹ نه ›› اعلام کنند . 
ماده 7– وزارت کشور مأمور اجرای کلیه انتخابات می باشد و موظف است حداقل سه ماه قبل از آغاز ثبت نام از داوطلبان، اطلاعیه برگزاری انتخابات را از طریق رسانه های عمومی به اطلاع کلیه هموطنان برساند.
تبصره – وزیر کشور حداقل یک ماه قبل از صدور اطلاعیه برگزاری انتخابات مراتب را به اطلاع شورای نگهبان خواهد رساند .
ماده 8 – وزارت کشور موظف است در اجرای هر انتخابات، ستادی تحت عنوان ‹‹ستاد انتخابات کشور›› تشکیل دهد . وزیر کشور می تواند با تفویض اختیار به یکی از مسئولان ذیربط وزارت کشور وی را به ریاست ستاد انتخابات کشور منصوب نماید .
ماده 9 – نظارت بر کلیه انتخابات بر عهده شورای نگهبان می باشد که براساس مفاد این قانون اعمال خواهد شد .
ماده 10 – وزارت کشور می تواند با هماهنگی شورای نگهبان اخذ رأی قرائت و شمارش آراء را در تمام یا تعدادی از حوزه های انتخابیه از طریق شیوه های نوین از جمله استفاده از رایانه و یا به کار گیری صندوقهای اخذ رأی متحدالشکل بدون نیاز به لفاف پارچه ای انجام دهد .
ماده 11 - عده نمایندگان مجلس شورای اسلامی 290 نفر است و افزایش تعداد آن براساس اصل 64 قانون اساسی می باشد .
تبصره – از تعداد کل نمایندگان 5 نفر به ترتیب زیر مربوط به اقلیتهای دینی میباشند :
زرتشتیان ، کلیمیان ، مسیحیان ارمنی جنوب و مسیحیان ارمنی شمال هر کدام یک نماینده . مسیحیان آشوری و کلدانی مجموعاً یک نماینده .
ماده 12 – حوزه های انتخابیه مجلس شورای اسلامی حتی الامکان منطبق بر محدوده شهرستان ها و هر حوزه انتخاباتی متشکل از یک یا چند شهرستان خواهد بود. محدوده هر حوزه انتخابیه را قانون معین
می کند. دولت موظف است لایحه اصلاح جدول حوزه های انتخابیه مجلس شورای اسلامی را به نحوی تنظیم نماید که از هر حوزه انتخابیه حداکثر دو نفر به نمایندگی انتخاب گردد .
ماده 13 - عده نمایندگان مجلس خبرگان 86 نفرو تعداد نمایندگان در هر استان همان تعداد نمایندگان چهارمین دوره مجلس خبرگان می باشد .
تبصره 1 – در استانهایی که جدیداً تشکیل شده یا می شوند تعداد خبرگان به نسبت جمعیت هر استان بین استانهای جدید تقسیم می شود .
تبصره 2 – پس از سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 به ازاء هر یک میلیون نفر که به جمعیت هر استان اضافه شود یک نماینده به نمایندگان خبرگان آن استان اضافه خواهد شد .
ماده 14 – تعداد اعضای اصلی و علی البدل شوراهای اسلامی روستا و شهر به شرح زیر می باشد :
الف – شوراهای روستایی
1- روستاهای تا 2500 نفر جمعیت سه نفر عضو اصلی و دو نفر عضو علی البدل .
2- روستاهای بیش از 2500 نفرجمعیت پنج نفر عضو اصلی ودو نفر عضو علی البدل .
ب – شوراهای شهری
1- شهرهای تا بیست هزار نفر جمعیت 5 نفر عضو اصلی و 2 نفر عضو علی البدل .
2- شهرهای بیش از بیست هزار نفر جمعیت تا صد هزار نفر 7 نفر عضو اصلی و 2 نفر عضو علی البدل .
3- شهرهای بیش از صد هزار نفر تا دویست هزار نفر جمعیت 9 نفر عضو اصلی و 3 نفر عضو علی البدل .
4- شهرهای بیش از دویست هزار نفر جمعیت تا یک میلیون نفر 11 نفر عضو اصلی و 4 نفر عضو علی البدل .
5 – شهرهای بیش از یک میلیون نفر جمعیت 13 نفر عضو اصلی و5 نفر عضو علی البدل .
6- شهر تهران 15 نفر عضو اصلی و 6 نفر عضو علی البدل .
تبصره - ملاک تشخیص جمعیت روستا ، شهر ، بخش ، شهرستان و استان آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن و یا اعلام رسمی مرکز آمار ایران خواهد بود .
ماده 15– شوراهای اسلامی شهرو روستا در واحدهایی از تقسیمات کشوری تشکیل می شود که طبق قوانین و مقررات مربوط ، به نام روستا و شهر شناخته شده باشند و هر یک از آنها به عنوان یک حوزه انتخابیه مستقل محسوب می شوند .
ماده 16 – در صورت تبدیل روستا به شهر ، شورای شهر همان شورای روستا خواهد بود . چنانچه دو یا چند روستا به شهر تبدیل شوند ، شورای شهر از میان اعضای شوراهای آن روستاها به ترتیب آراء در انتخابات و به نسبت جمعیت روستاها تشکیل می شود .
تبصره 1 – چنانچه دو یا چند روستا ادغام و به یک روستا تبدیل شوند ، شورای روستای جدید از میان اعضای شوراهای روستاها به ترتیب آراء در انتخابات وبه نسبت جمعیت روستاها تشکیل میشود .
تبصره 2 – در شهرهای جدید التأسیس برگزاری انتخابات شورای شهرو یا اداره امور شهر برای بقیه دوره چهار ساله به تشخیص وزیرکشور می باشد .
ماده 17 – در هر بخش شورای بخش که اعضای آن پنج نفر می باشد ، با اکثریت نسبی آراء از بین نمایندگان منتخب شوراهای روستاهای واقع در محدوده بخش تشکیل میشود ودر صورتی که عضو معرفی شده از شورای روستا به عضویت شورای بخش انتخاب شود ، از عضویت شورای روستا خارج نخواهد شد .
تبصره – در هر حال ، از یک روستا بیش از یک نفر نباید در شورای بخش حضور داشته باشد ودر صورتی که تعداد روستاهای بخش کمتر از پنج روستا باشد اعضای شورای بخش از میان مجموع اعضای شوراهای روستاها انتخاب خواهند شد ودر نهایت باید از هر روستا یک نفر انتخاب گردد .
ماده 18 - شورای شهرستان از نمایندگان شوراهای شهرها و بخشهای واقع در محدوده آن شهرستان که در مرحله اول با رأی اکثریت مطلق ( بیشتراز نصف آراء ) و در صورت عدم احراز در مرحله دوم با رأی اکثریت نسبی هر یک از شوراهای مزبور انتخاب ومعرفی شده اند ، تشکیل میگردد .
تبصره 1 – در شورای شهرستان ، از شورای هر بخش یک نفر واز شورای هر یک از شهرهای تا پانصدهزار نفر جمعیت یک نفر و بیش از پانصد هزار نفر جمعیت دو نفر و شهر تهران پنج نفر عضویت خواهند داشت .
تبصره 2 – تعداد اعضای شورای شهرستان حداقل پنج نفر می باشد . چنانچه تعداد شهرها وبخشهای یک شهرستان کمتر از پنج باشد ، کسری تعداد اعضای شورای شهرستان تا پنج نفر به نسبت به جمعیت هر بخش یا شهر ، از شورای بخش یا شهر مربوط تأمین می شود. در هر صورت هر بخش یا شهر نباید بیش از دو نفر نماینده در شورای شهرستان داشته باشد . شهرستانهایی که فقط یک بخش ویک شهر داشته باشند از محدودیت داشتن دو نفر نماینده در شورا ، مستثنی میباشند .  
ماده 19 – شورای استان از نمایندگان منتخب شوراهای شهرستانهای تابعه که در مرحله اول با رأی اکثریت مطلق ( بیشتراز نصف آراء ) ودر صورت عدم احراز ، در مرحله دوم با اکثریت نسبی از بین اعضای شورای شهرستان انتخاب ومعرفی شده اند تشکیل می شود .
تبصره – تعداد اعضای شورای استان حداقل پنج نفر است . چنانچه یک استان کمتر از پنج شهرستان داشته باشد کسری تعداد اعضای شورای استان تا پنج نفر به نسبت جمعیت از شوراهای شهرستانهای ذی ربط تأمین می شود . در هر صورت هر شهرستان نباید بیش از دو نماینده در شورای استان داشته باشد و در صورتی که استان فقط یک شهرستان داشته باشد ، اعضای شورای استان همان اعضای شورای شهرستان خواهند بود .
ماده 20 - شورای عالی استانها ، از نمایندگان منتخب شوراهای استانها که در مرحله اول با رأی اکثریت مطلق ( بیشتراز نصف آراء ) ودرصورت عدم احراز ، در مرحله دوم با اکثریت نسبی انتخاب و معرفی میشوند ، تشکیل می گردد .
تبصره – از هر استان یک نفر نماینده واز استان تهران دو نفر نماینده در شورای عالی استانها عضویت دارند .
ماده 21 – اولین جلسه شوراهای روستا به دعوت بخشدار و شورای شهر به دعوت فرماندار تشکیل میشود . همچنین شوراهای فرادست به ترتیب ، شورای بخش به فاصله یک ماه پس از تشکیل سه چهارم شوراهای روستاهای تابع بخش به دعوت بخشدار ، شورای شهرستان به فاصله یک ماه پس از تشکیل دو سوم شوراهای شهر و بخش در محدوده آن شهرستان به دعوت فرماندار ، شورای استان به فاصله یک ماه پس از تشکیل دو سوم شوراهای شهرستانهای واقع در محدوده آن استان به دعوت استاندار وشورای عالی استانها به فاصله یک ماه پس از تشکیل دو سوم شوراهای استانها به دعوت وزیر کشور تشکیل می گردد .
ماده 22 – هر فرد میتواند فقط عضو شورای یک روستا یا شهر باشد .
ماده 23 – کلیه وزارتخانه ها ، سازمانها ، ادارات ، نهادهای قانونی ، موسسات وشرکتهای دولتی و عمومی و یا نهادهای انقلابی و بنیادها و موسساتی که زیر نظر ولی فقیه اداره می شوند ، شرکتها و موسساتی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است ونیز دیوان محاسبات کشور و موسساتی که با کمک مستمر دولت اداره میشوند موظف اند حسب درخواست وزارت کشور ، استانداران ، فرمانداران ، بخشداران ، شورای نگهبان و هیئتهای نظارت ، کارکنان وسایر امکانات خود را تا پایان انتخابات دراختیار آنان قرار دهند. بدیهی است مدت همکاری کارکنان مزبور جزء ایام مأموریت آنان محسوب خواهدشد .
اعتبارات مربوط به پرداخت حق مأموریت انتخابات و اضافه کار افراد همکار با وزارت کشور ، استانداریها ، بخشداریها ، هیئتهای اجرایی و شعب اخذ رأی باید با هماهنگی سازمان مدیریت و برنامه ریزی در اعتبارات وزارت کشور وسایر دستگاههای اجرایی ذی ربط برآورد و منظور گردد .
تبصره 1 – نحوه ومیزان پرداختی به دست اندرکاران اجرای انتخابات در بخش دولتی وغیر دولتی بر اساس مفاد آئین نامه ای خواهد بود که به پیشنهاد مشترک وزارت کشور وسازمان مدیریت وبرنامه ریزی تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید .
تبصره 2 – اعتبارات دارائیهای تملیکی وهزینه های انتخابات صددرصد تخصیص یافته تلقی میگردد وقوانین بودجه سالیانه نافی آن نخواهد بود وهزینه کرد آن خارج از مشمول قانون محاسبات عمومی میباشد .
ماده 24 - سازمان صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران مکلف است کلیه برنامه های آموزشی ،
اعلامیه ها و اطلاعیه های انتخاباتی را که وزارت کشور یا شورای نگهبان ضروری تشخیص می دهند ، از شبکه سراسری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش نماید .
تبصره – صداوسیمای مراکز استانها نیز مکلف اند برنامه های آموزشی ، اعلامیه ها و اطلاعیه های انتخاباتی را که استانداری یا هیات نظارت استان ضروری تشخیص میدهند ، از شبکه استانی پخش نمایند .
ماده 25 – نیروی انتظامی در حدود قانون موظف به ایجاد نظم و جلوگیری از هر گونه بی نظمی در جریان انتخابات می باشد . در صورت نیاز نیروی انتظامی به نیروهای کمکی ، با تصویب شورای امنیت کشور، نیروی مقاومت بسیج و سایر نیروهای نظامی با نیروی انتظامی همکاری می کنند .
ماده 26 – استفاده از نیروی نظامی و انتظامی برای عضویت در هیئتهای اجرایی ونظارت وبازرسی و شعب اخذ رأی ممنوع می باشد .
تبصره – اعضای نیروهای مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که کادر رسمی نیروی مذکور نیستند ، از شمول این ماده مستثنی می باشند .
ماده 27 – دستگاه قضائی در سطح کشور به منظور پیشگیری از وقوع جرم ضمن هماهنگی با هیئتهای اجرایی وناظران شورای نگهبان ،اقدامات لازم را در محدوده مقررات معمول می دارد . محاکم صالح قضائی مکلف اند به تخلفات وجرایم انتخاباتی به صورت فوق العاده و خارج از نوبت رسیدگی کنند .
ماده 28 - بمنظور کنترل صحت جریان انتخابات و اجرای دقیق قوانین و مقررات ، وزیر کشور موظف است هیئت مرکزی بازرسی انتخابات را تشکیل و بازرسانی را بصورت ثابت و یا سیار به استانها، شهرستانها ، بخشها و شعب اخذرأی اعزام نماید .
تبصره – هیچ سازمان یا دستگاهی جز وزارت کشور و شورای نگهبان ، مجاز نیست در امر اجرا ، نظارت و بازرسی انتخابات دخالت کند .
فصل دوم – کیفیت انتخابات
ماده 29 – انتخابات به صورت عمومی ، مستقیم ، آزاد و با رأی مخفی ودر یکی از روز های جمعه برگزارخواهد شد .
تبصره : انتخابات شوراهای اسلامی فرادستی ( بخش ، شهرستان ، استان و شورای عالی استانها ) به صورت غیرمستقیم بر اساس مفاد این قانون انجام میشود .
ماده 30 – کلیه انتخابات به استثنای انتخابات ریاست جمهوری ومجلس شورای اسلامی یک مرحله ای و با کسب اکثریت نسبی کل آرای مأخوذه خواهد بود .
ماده 31 – انتخابات ریاست جمهوری با کسب اکثریت مطلق نصف به اضافه یک کل آرای مأخوذه خواهد بود .
تبصره – چنانچه در مرحله اول برای هیچیک از نامزدها اکثریت مطلق حاصل نگردید ، انتخابات دو مرحله ای خواهد شد . بدین معنی که دو نامزدی که بیشترین آراء را در مرحله اول داشته اند در انتخابات مرحله دوم که در جمعه هفته بعد برگزار خواهد شد ،شرکت می کنند .
ماده 32 - انتخابات مجلس شورای اسلامی با کسب اکثریت حداقل یک چهارم کل آرای مأخوذه خواهد بود .
تبصره 1 – چنانچه در مرحله اول برای یک یا چند نفر از نامزدها اکثریت حداقل یک چهارم کل آرای مأخوذه حاصل نگردد ، انتخابات دو مرحله ای خواهد شد . بدین معنی که حداکثر ظرف یک ماه پس از اخذ رأی مرحه اول ، از بین نامزدهایی که اکثریت یک چهارم کل آرای مأخوذه را در مرحله اول به دست
نیاورده اند ، فقط به تعداد دو برابرنمایندگان مورد نیاز ازبین کسانی که بیشترین آراء را در مرحله اول
داشته اند ، در انتخابات مرحله دوم شرکت می کنند و در صورتی که تعداد نامزدهای باقی مانده ، کمتر از دو برابر باشد ، تمام آنان در مرحله دوم انتخابات شرکت خواهند کرد.
 تبصره 2 – اگر تعداد نامزدهای باقی مانده مساوی یا کمتر از نمایندگان مورد نیاز باشد ، انتخابات مرحله دوم انجام نخواهدشد و نامزدی که حداقل یک پنجم کل آرای مأخوذه را کسب کرده باشد به مجلس راه می یابد .
تبصره 3 – ملاک محاسبه آرای نامزد ها در مرحله دوم کسب اکثریت نسبی کل آرای مأخوذه می باشد .
ماده 33 – چنانچه انتخابات در یک یا چند حوزه انتخابیه به هر دلیلی متوقف یا ابطال گردد و یا اعتبارنامه منتخبان در مجلس شورای اسلامی مورد تأیید قرار نگیرد و یا به علت فوت یا استعفای منتخب یا نظایر آن نیازبه تعیین جایگزین باشد ، انتخابات میاندوره ای در حوزه های انتخابیه ذیربط بصورت همزمان با اولین انتخابات سراسری برگزار خوهد شد .
ماده 34 – در صورت فوت ، عزل ، غیبت ، بیماری بیش از دو ماه یا پذیرش استعفای رئیس جمهوری ، وزارت کشور موظف است زیر نظر شورای مذکور در اصل یکصدوسی ویکم ( 131 ) قانون اساسی ظرف مدت 50 روز انتخابات میاندوره ای را برگزار کند . دوره فعالیت رئیس جمهور جدید ، باقیمانده دوره چهارساله خواهد بود .
تبصره – چنانچه کمتر از یکسال به پایان دوره چهارساله ریاست جمهوری باقی مانده باشد انتخابات میاندوره ای برگزار نخواهدشد و معاون اول رئیس جمهور تا پایان همان دوره مسئولیت اداره امور اجرایی کشور را به عهده خواهدداشت . 
ماده 35 - چنانچه در هر یک از مراحل اول یا دوم انتخابات ریاست جمهوری یکی از نامزدها فوت کند ، انتخابات به مدت دو هفته به تأخیر می افتد .
ماده 36 - در حوزه های انتخابیه ای که به علت بروز حوادث پیش بینی نشده یا مسایل امنیتی برگزاری انتخابات امکان پذیر نباشد ، انتخابات آن حوزه ها تا رفع موانع متوقف می شود . تشخیص این موانع با وزیر کشور می باشد .
ماده 37 - اخذ رأی در یک روز و به مدت 10 ساعت در داخل و خارج از کشور انجام می شود . این مدت غیر قابل تمدید می باشد .
تبصره – در خارج از کشور فقط انتخابات ریاست جمهوری و همه پرسی برگزار میشود .
ماده 38 - در انتخابات مجلس شورای اسلامی ، انتخابات اقلیتهای دینی زرتشتی ، کلیمی ، آشوری کلدانی و ارامنه شمال به مرکزیت فرمانداری تهران و ارامنه جنوب به مرکزیت فرمانداری اصفهان توسط فرمانداران و بخشداران مناطقی که اقلیتهای مزبور در آن جا سکونت دارند ، انجام خواهد شد .
ماده 39 – انتخابات در حوزه های انتخابیه ای که دچار حوادثی از قبیل سیل ، زلزله ، جنگ و غیره شوند، با تشخیص و پیشنهاد وزارت کشور و موافقت شورای نگهبان در محلهای استقرار مهاجرین و درصورت امکان در حوزه های مذکور نیز برگزار و مراتب به اطلاع عموم خواهد رسید .
ماده 40 - در موارد زیر با تأیید هیئت نظارت یا نماینده آن هیئت برگهای رأی باطل ولی جز آراء مأخوذه محسوب شده و مراتب در صورت جلسه قید و آرای مذکور ضمیمه صورت جلسه می شود .
1- آراء ناخوانا باشد .
2- آرایی که کلاً فاقد اسامی نامزدهای تأیید شده باشد .
تبصره – چنانچه برگ رأی مشتمل بر اسامی خوانا و ناخوانا باشد فقط اسامی ناخوانا باطل خواهد شد .
3- آرایی که سفید به صندوق ریخته شده باشد .
ماده 41 - در موارد زیر با تأیید هیئت نظارت یا نماینده آن هیئت برگهای رأی باطل و جزء آرای مأخوذه محسوب نشده و مراتب در صورتجلسه قید و آرای مذکور ضمیمه صورتجلسه خواهد شد .
1- صندوق فاقد لاک و مهر یا پلمپ انتخاباتی باشد .
2- آرایی که زائد بر تعداد تعرفه باشد .
3- آرایی که با تقلب و تزویر ( در تعرفه ها ، صورت جلسات ، شمارش ) به دست آمده باشد .
4- آرایی که فاقد مهر انتخاباتی ( اجرایی یا نظارتی ) باشد .
5- آرایی که روی ورقه ای غیر از برگ رأی باشد .
تبصره 1 – در صورتی که صندوق اخذرأی فاقد اوراق رأی یا برگهای تعرفه باشد کل آرای مندرج در صورت جلسه آن باطل بوده و جزء آرای مأخوذه محسوب نخواهد شد .
تبصره 2- در مواردی که چند انتخابات همزمان انجام گیرد ، می توان از یک صندوق اخذ رأی برای آنها استفاده کرد و درصورت استفاده از چند صندوق ، آرایی که اشتباهاً به صندوق دیگر ریخته شده باشد قبل از شمارش با حضورناظران به صندوق مربوط انتقال داده می شود .
تبصره 3 – در صورتی که بین آرای مأخوذه اوراقی غیرچاپی باشد قبل از برداشت اوراق اضافی از کل آراء ( موضوع بند 2 ) ابتدا اوراق غیرچاپی برداشته می شود و سپس سایر اوراق اضافی ( اگر موجود باشد ) از کل آراء کنار گذاشته می شود .
ماده 42 - در صورتی که در برگ رأی علاوه بر اسامی نامزدهای تأیید شده ، اسامی دیگری نوشته شده باشد ، برگ رأی باطل نبوده و فقط اسامی اضافی خوانده نمی شود .
تبصره – در صورتی که نام یک داوطلب در برگ رأی مکرر نوشته شده باشد فقط یک رأی برای او محسوب می شود .
ماده 43 - در صورتی که اسامی نوشته شده یا علامت گذاری شده بیش از تعداد منتخبان مورد نیاز باشد ، اسامی اضافی از آخر خوانده نمی شود .
ماده 44 - به منظور رفع مشکل تشابه اسمی و حفظ آرای واقعی مردم و جلوگیری از تضییع حقوق نامزدها ، برای هر یک از آنان شماره ویژه ای منظور خواهد شد تا رأی دهنده علاوه بر ذکر اسم یا اسامی نامزد یا نامزدهای مورد نظر خود ، شماره ویژه آنان را نیز در برگ رأی درج نماید . به این ترتیب چنانچه آرایی یافت شود که به دلیل نداشتن شماره ویژه یا مغایر بودن شماره درج شده با شماره ویژه نامزد و وجود تشابه اسمی، قابل احتساب برای نامزد خاصی نباشد ، به نسبت آرای نامزدهای دارای تشابه اسمی در آن صندوق میان آنان تقسیم میشود و در مورد رأی یا آرای باقی مانده غیر قابل تقسیم به حکم قرعه عمل خواهد شد .
تبصره – چنانچه رأی دهنده فقط اکتفاء به نوشتن شماره ویژه کرده باشد ، ملاک احتساب رأی به نامزد مورد نظر، همان شماره ویژه خواهد بود .
ماده 45 - قبل از شروع رأی گیری باید صندوق خالی با حضور نماینده یا نمایندگان هیئت نظارت بسته و به مهر شعبه ممهور یا پلمب گردد و در صورت جلسه شعبه اخذرأی که توسط اعضای شعبه در محل اخذرأی تنظیم می گردد ، نماینده یا نمایندگان هیئت نظارت ، تعداد صندوقها و خالی بودن آنها را گواهی نمایند و درصورت نیاز به صندوق اضافی در جریان رأی گیری باید به ترتیب فوق عمل نموده و صورت جلسه تکمیل شود .
ماده 46 - وزارت کشور موظف است درطول برگزاری انتخابات با توجه به وظایفی که بعهده دارد، اطلاعات مربوط به انتخابات را از طریق صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و سایر رسانه های جمعی به آگاهی مردم برساند .
ماده 47 - وزارت کشور مکلف است بلافاصله پس از تصویب این قانون و آئین نامه اجرایی آن با استفاده از امکانات سازمان ثبت احوال کشور ، مرکز آمار ایران ، شهرداریها و سایر نهادهای محلی ، فهرست افراد واجد شرایط برای شرکت در انتخابات را تهیه نماید . این فهرست در اولین انتخاباتی که بر اساس این قانون اجرا خواهد شد در اختیار هیئتهای اجرایی قرار خواهد گرفت تا متناسب با تعداد واجدین شرایط و نشانی آنان محلهای ثبت نام را تعیین و سپس با تعیین محل شعب اخذ رأی حداکثر هر 1000 نفر را به یک شعبه هدایت نمایند . محل شعب برای انتخابات بعدی ثابت خواهد بودو هیئتهای اجرایی انتخابات بعدی فقط میتوانند تعداد آن را با توجه به تعداد واجدین شرایط و ثبت نام کنندگان افزایش دهند یا در موارد استثنایی به دلایل امنیتی ، حوادث پیش بینی نشده یا هر علت دیگری محل آن را تغییر دهند به نحوی که درنزدیکترین محل قبلی دائر گردد .
نحوه ثبت نام ، محلهای مراجعه و گروههای ثبت نام ، شبکه های موردنیاز رایانه ای وسایر مسایل اجرایی این ماده بر اساس آئین نامه اجرایی خواهد بود . 


فصل سوم – شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان
ماده 48 - انتخاب کنندگان باید دارای شرایط زیر باشند :
1- تابعیت کشور ایران
2- داشتن حداقل 18 سال تمام در روز اخذرأی
3- عاقل بودن
ماده 49 - انتخاب شوندگان هنگام شروع ثبت نام باید دارای شرایط عمومی زیر باشند :
1 – اعتقاد و التزام عملی به اسلام
2- ایمان واعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی
تبصره - داوطلبان اقلیتهای دینی مصرح در قانون اساسی ضمن مؤمن و معتقد بودن به مبانی جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی باید التزام به دین خود داشته باشد .
3- تابعیت کشور ایران
4- سلامت جسمی در حدبرخورداری از نعمت شنوایی و گویایی در تمام انتخابات و نیز نعمت بینایی در انتخابات ریاست جمهوری .
5- حداقل سن 30 سال تمام
تبصره – حداقل سن برای انتخاب شوندگان شوراهای اسلامی روستایی 25 سال تمام می باشد .
ماده 50 – درانتخابات ریاست جمهوری انتخاب شوندگان علاوه بردارابودن شرایط عمومی مذکور در ماده49 باید مدارک زیر باشند :
1 – ایرانی الاصل بودن
2- داشتن حداقل تحصیلات کارشناسی ارشد یا معادل آن
3- آشنایی با مسایل سیاسی داخلی وبین المللی .
4 – آشنایی با سیاستهای دفاعی وامنیتی کشور .
5 – پای بندی به ترویج دین و اخلاق .
6 – پای بندی به حق وگسترش عدالت .
7 – داشتن روحیه آزاد منشی وحفظ حرمت و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است .
8 – معتقد به استقلال سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی کشور .
9 – داشتن زمینه امانت ، پارسایی و فداکاری برای امانتی که ملت به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه به وی خواهد سپرد .
10 – توانایی اداره امور اجرایی کشور وایجاد هماهنگی بین دستگاههای اجرایی و سایر قوا .
11 – داشتن برنامه در زمینه های کلان سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور .
ماده 51 - داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری هنگام ثبت نام باید در خصوص داشتن شرایط بندهای 3 الی 11 ماده 50 تأییدیه افراد زیر را مشروط به آنکه در میان آنان اسامی تکراری نباشد ،ارائه نمایند :
الف – پنجاه ( 50 ) نفراز نمایندگان مجلس شورای اسلامی از بیست ( 20 ) استان کشور .
ب – بیست ( 20 ) نفر از نمایندگان مجلس خبرگان از ده (10 ) استان کشور .
ج – صد ( 100 ) نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی یا محققان و پژوهشگران دارای مدرک دکتری از ده ( 10 ) استان کشور .
د – ده ( 10 ) نفر از قضات عالیرتبه دارای گروههای 7 و 8 قضایی .
ه - پنجاه ( 50 ) نفر از مدیران ارشد کشور که سابقه مدیریت درسطح معاون وزیر یا پستهای همطراز را داشته باشند .
ماده 52 – انتخاب شوندگان مجلس شورای اسلامی هنگام ثبت نام علاوه بر دارا بودن شرایط مذکور در ماده 49 باید مدرکی دال بر داشتن حداقل تحصیلات کارشناسی یا معادل آن را ارائه نمایند .
ماده 53 - انتخاب شوندگان شوراهای اسلامی کشور هنگام ثبت نام علاوه بر دارابودن شرایط مذکور در ماده 49 باید مدارک زیر را ارائه نمایند :
1- داشتن حداقل سواد خواندن و نوشتن برای شورای روستاهای تا دویست خانوار و دیپلم برای شورای روستاهای بالای دویست خانوار .
2- داشتن حداقل مدرک تحصیلی فوق دیپلم یا معادل آن برای شهرهای تا بیست هزار نفر جمعیت ، حداقل مدرک کارشناسی یا معادل آن برای شورای شهرهای بالای بیست هزار نفرجمعیت بیشتر .
3- اعضای شوراها باید در محدوده حوزه انتخابیه خود سکونت اختیار نمایند . تغییر محل سکونت هر یک از اعضای شورا از محدوده حوزه انتخابیه به خارج از آن موجب سلب عضویت خواهد شد .
ماده 54 - انتخاب شدگان حوزه های انتخابیه که اعتبارنامه آنان به علت عدم صلاحیت شخصی در مجلس شورای اسلامی رد می شود ، نمی توانند در انتخابات میاندوره ای همان دوره مجلس شورای اسلامی اعلام داوطلبی نمایند .
ماده 55 - هیچ فردی نمی تواند هم زمان در بیش از یک حوزه انتخابیه داوطلب نمایندگی مجلس خبرگان یا مجلس شورای اسلامی یا شوراهای کشوری باشد . در غیر اینصورت داوطلبی وی کلاً باطل و از شرکت در انتخابات آن دوره محروم میگردد .
تبصره – اعلام داوطلبی همزمان برای دو انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی بلامانع است
ماده 56 - هیچ فردی نمیتواند همزمان عضو مجلس شورای اسلامی وعضو شوراهای اسلامی کشور باشد.
ماده 57 - اشخاص زیر از داوطلب شدن در کلیه انتخابات محرومند .
1- کسانی که به سبب رأی قطعی دادگاه یا به موجب حکم قانون مجازات اسلامی از حقوق اجتماعی محروم گردیده اند و در زمان محرومیت مزبور به سر می برند .
2- کسانی که به تشخیص مراجع ذیصلاح در جهت تحکیم مبانی رژیم سابق نقش مؤثر و فعال داشته اند و نیز وابستگان به رژیم سابق از قبیل اعضای انجمنهای شهر و شهرستان و استان ، وابستگان به تشکیلات فراماسونری ، هیأت رئیسه کانونهای حزب رستاخیز و حزب ایران نوین ، نمایندگان مجلسین سنا ، شورای ملی سابق و مأموران ساواک .
3- اعضای احزاب ، گروهکها و سازمانهایی که غیرقانونی بودن آنها از طرف مراجع صالحه اعلام شده باشد .
4- قاچاقچیان مواد مخدر که در محاکم قضائی محکوم شده باشند .
5 – محجوران و معتادان به مواد مخدر
ماده 58 - اشخاص زیر به واسطه مقام و شغل خود از داوطلب شدن در انتخابات مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا محرومند :
الف – اشخاصی که از انتخاب شدن در تمامی حوزه های انتخابیه در سراسر کشور محرومند .
1- معاونان و مشاوران رئیس جمهور
2 – رئیس قوه قضائیه و معاونان وی
3- رئیس و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام
4- رئیس دفتر مقام معظم رهبری ومعاونان وی
5- وزراء و سرپرستان وزارتخانه ها و معاونان آنان
6- رئیس کل بانک مرکزی
7- رئیس دیوان عالی کشور ومعاونان وی
8- رئیس سازمان بازرسی کل کشور ومعاونان وی
9- دادستان کل کشور ومعاونان وی
10- رئیس دیوان عدالت اداری ومعاونان وی
11- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ومعاونان وی
12- رئیس دانشگاه آزاد اسلامی
13- مدیران عامل بانکهای دولتی
14- استانداران
15- رؤسا و سرپرستان بنیاد شهید ، امور ایثارگران ، کمیته امداد امام خمینی(ره)، سازمان تبلیغات اسلامی ، بنیاد مستضعفان ، بنیاد پانزده خرداد و بنیاد مسکن .
16 – شاغلین نیروهای مسلح و وزارت اطلاعات
ب – اشخاصی که در حوزه قلمرو مسئولیت خود از داوطلب شدن محرومند :
1- معاونان استاندار و مدیران کل استانداری
2- مدیران کل و سرپرستان ادارات کل استانها
3- رؤسا و سرپرستان سازمانهای دولتی و وابسته به دولت
4- فرمانداران و بخشداران یا سرپرستان فرمانداریها و بخشداریها
5- شهرداران
6- دادستانها ، دادیارها و قضات
7- رؤسا و سرپرستان مناطق بانکهای دولتی
8- اعضای هیئت مدیره و مدیران عامل شرکتهای دولتی و وابسته به دولت
9- مدیران مراکز صدا و سیمای استان
10- رؤسا و سرپرستان بنیاد شهید و امور ایثارگران ، کمیته امداد امام خمینی (ره) ، سازمان تبلیغات اسلامی ، بنیاد مستضعفان ، بنیاد پانزده خرداد و بنیاد مسکن .
11 – اعضای شوراهای اسلامی کشور برای انتخابات مجلس شورای اسلامی
تبصره 1- مقامات مشمول بندهای الف و ب این ماده در صورت داوطلب بودن باید دو ماه قبل از آغاز ثبت نام از سمت و شغل خود استعفا داده و به هیچ وجه در پست و مقام خود شاغل نباشند .
تبصره 2- کلیه مقامات دارای عناوین همطراز با عناوین مذکور در بندهای الف و ب مشمول این ماده میباشند . تشخیص همطرازی با سازمان مدیریت و برنامه ریزی میباشد .
تبصره 3- ارایه گواهی رسمی مبنی بر قبول استعفا و عدم اشتغال در پست و مقام و مشاغل یاد شده در بندهای الف و ب این ماده در هنگام ثبت نام الزامی است . استعفای اعضای شوراهای اسلامی کشور منوط به پذیرش آن از سوی شورای مربوط می باشد .
ماده 59 – کلیه افرادی که در اجرا یا نظارت مسئولیت مستقیم در امر انتخابات دارند به شرطی می توانند داوطلب شوند که قبل از ثبت نام از سمت خود استعفا نموده ودر آن سمت شاغل نباشند .
ماده 60 – چنانچه اعضای شورای نگهبان داوطلب نمایندگی مجلس خبرگان شوند ، نمی توانند نسبت به استانی که از آنجا داوطلب شده اند ، نظارت و اتخاذ تصمیم نمایند .
 
فصل چهارم – هیأت های اجرایی
ماده 61 - بلافاصله پس از صدور دستور شروع انتخابات از طرف وزیر کشور، فرمانداران و بخشداران یا سرپرستان فرمانداریها و بخشداریهای سراسر کشور ظرف شش روز هیئت اجرایی انتخابات را به ریاست خود و عضویت رئیس ثبت احوال ، دادستان و هشت نفر از معتمدان تشکیل می دهند .
تبصره 1- در شهرستانها و بخشهایی که فاقد رئیس ثبت احوال یا دادستان باشند ، مسئولان استانی یا شهرستانی ذیربط نماینده ای برای عضویت در هیئت اجرایی معرفی خواهند کرد .
تبصره 2- در انتخابات مجلس خبرگان هیئت اجرایی شهرستان مرکز استان به عنوان هیئت اجرایی مرکز حوزه انتخابیه وسایر هیئتهای اجرایی به عنوان هیئت اجرایی فرعی تشکیل خواهند شد و فرماندار مرکز حوزه انتخابیه موظف است از دادستان مرکز استان و مدیرکل ثبت احوال استان برای تشکیل هیئت اجرایی دعوت به عمل آورد .
تبصره 3- در انتخابات مجلس شورای اسلامی هیئت اجرایی شهرستان مرکز حوزه انتخابیه به عنوان هیئت اجرایی مرکز حوزه انتخابیه وسایر هیئتهای اجرایی به عنوان هیئت اجرایی فرعی تشکیل خواهند شد . 
 تبصره 4- در انتخابات ریاست جمهوری وبرگزاری همه پرسی هیئت های اجرایی مراکز شهرستانها حوزه اصلی و هیئتهای اجرایی بخشهای واقع در محدوده شهرستان به عنوان حوزه فرعی آن شهرستان شناخته می شوند .
تبصره 5- برگزاری انتخابات شورای اسلامی شهر مرکز شهرستان به عهده هیئت اجرایی شهرستان وسایر شهرها و روستاها به عهده هیئت اجرایی بخش مربوط میباشد .
تبصره 6- در کلیه مراحل برگزاری انتخابات ، فرمانداران ، بخشداران و هیئتهای اجرایی فرعی موظف به اجرای دستورات قانونی فرماندار و هیئت اجرایی مرکز حوزه انتخابیه می باشند .
ماده 62 - هیئتی متشکل از فرماندار یا بخشدار ، دادستان یا نماینده وی و رئیس هیئت نظارت در هر شهرستان و بخش ، سی نفر از معتمدان را از اقشار مختلف مردم با رأی اکثریت انتخاب می کنند .
تبصره – معتمدان موضوع این ماده باید بومی ساکن محل بوده یا حداقل سه سال سابقه سکونت در حوزه شهرستان یا بخش مربوطه را داشته وحداقل دارای سواد خواندن و نوشتن باشند .
ماده 63 - سی نفر معتمدان انتخاب شده با دعوت کتبی فرماندار یا بخشدار ظرف دو روز از تاریخ دعوت تشکیل جلسه داده و پس از حضور حداقل دو سوم مدعوین ( حداقل بیست نفر ) از بین خود هشت نفر را به عنوان معتمدان اصلی و پنج نفر را به عنوان معتمدان علی البدل عضو هیئت اجرایی با رأی مخفی و اکثریت نسبی آراء با تنظیم صورت جلسه انتخاب می کنند .
تبصره 1– اعضای اداری هیئت اجرایی واعضای هیئت نظارت می توانند در جلسه انتخاب معتمدان اصلی و علی البدل عضو هیئت اجرایی شرکت کنند .
تبصره 2- هرگاه در جریان انتخابات هریک از معتمدان هیئت اجرایی دو جلسه متوالی یا چهار جلسه متناوب از حضور در جلسات هیئت اجرایی خودداری نمایند یا از سمت خود استعفا دهند یا امکان شرکت آنان در هیئت اجرایی میسر نباشد به جای آنان به ترتیب تعداد رأی از معتمدان علی البدل به وسیله فرماندار یا بخشدار دعوت به عمل خواهد آمد . در صورتی که با دعوت از اعضای علی البدل اکثریت حاصل نگردد ، از باقی مانده معتمدان به ترتیب آراء دعوت به عمل خواهد آمد .
ماده 64 - هیئتهای اجرایی ، مسئول برگزاری و صحت جریان انتخابات حوزه انتخابیه خود بوده و باید حداقل چهارماه قبل از روز اخذرأی تشکیل شوند .
ماده 65 – جلسات هیئتهای اجرایی با حضور حداقل 8 نفر از11 نفر رسمیت یافته ومصوبات آن با رأی اکثریت مطلق ( بیشتراز نصف آراء ) حاضران معتبر خواهد بود .
ماده 66 - به منظور فراهم آوردن مشارکت ایرانیان مقیم خارج از کشور در انتخابات ریاست جمهوری و همه پرسی ، هیئتهای اجرایی در سفارتخانه ها و سر کنسولگریهای ایران به ریاست سفیر ، سرکنسول یا عالی ترین مقام نمایندگی سیاسی و عضویت سه نفر از کارمندان ارشد نمایندگی و پنج نفر از ایرانیان وفادار به نظام جمهوری اسلامی ایران مقیم آن کشور به انتخاب و دعوت رئیس نمایندگی تشکیل می شود .
ماده 67 - کلیه وظایف و مسئولیتهایی که در این قانون برای هیئتهای اجرایی و فرمانداران و بخشداران تعیین شده است در انتخابات ریاست جمهوری وبرگزاری همه پرسی به عهده رئیس نمایندگی وهیئتهای اجرایی خارج از کشور خواهد بود .
ماده 68 - هیئت اجرایی بخش موظف است مراکز استقرار دفاتر ثبت نام رأی دهندگان و همچنین تعداد و محل استقرار شعب اخذرأی را تعیین نموده و به منظور طرح در هیئت اجرایی شهرستان به وسیله رئیس هیئت به فرماندار اعلام نماید .
ماده 69 - هیئت اجرایی شهرستان پس از تعیین مراکز استقرار دفاتر ثبت نام از رأی دهندگان و تعداد و محل استقرار شعب اخذرأی در شهر مرکز شهرستان ، مصوبات هیئتهای اجرایی بخشها در مورد مراکز استقرار دفاتر ثبت نام از رأی دهندگان و تعداد و محلهای استقرار شعب اخذرأی را بررسی و سپس تأیید و تصویب خواهد کرد .
تبصره – مصوبات هیئت های اجرایی شهرستانهای فرعی در انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی باید به تأیید هیئت اجرایی مرکز حوزه انتخابیه برسد .
ماده 70 - هیئتهای اجرایی شهرستان و بخش پس از قطعیت تعداد و محل شعب اخذرأی برای هر شعبه پنج یا هفت نفر از معتمدان محل را که حداقل دارای مدرک دیپلم باشند انتخاب و برای صدورحکم به فرماندار یا بخشدار معرفی و برنامه های آموزشی آنان را تنظیم و اجرا خواهند کرد .
تبصره – در روستاها برای معتمدان موضوع این ماده میزان سواد حداقل خواندن ونوشتن می باشد.
ماده 71 - هیئتهای اجرایی میتوانند برای برخی از شهرها و روستاها و مناطق دوره افتاده که تشکیل دفاتر ثبت نام و شعب ثابت اخذرأی درآنها ضروری یا مقدور نیست ، دفاتر یا شعب سیار تشکیل دهند . محل دفاتر ثبت نام و شعب اخذرأی سیار و محدوده زمانی آن از قبل باید مشخص شود .
ماده 72 - هیئتهای اجرایی موظف اند حداقل 9 روز قبل از روز اخذرأی مبادرت به انتشار آگهی انتخابات حاوی تاریخ اخذرأی ، ساعات اخذرأی ، شرایط انتخاب کنندگان ، جرائم و تخلفات و مقررات جزایی و نشانی محل شعب اخذرأی نمایند .
تبصره – محل شعب اخذرأی مندرج در آگهی انتخابات غیرقابل تغییر است مگر آنکه دایر نمودن شعبه و یا ادامه کار آن در محل اعلام شده قبلی به علت حوادث پیش بینی نشده یا هر علت دیگری مقدور نباشد . در این صورت مراتب تغییر شعبه توسط هیأت اجرایی و ناظران با ذکر علت ، صورت جلسه شده و شعبه اخذرأی جدید در کوتاهترین فاصله نسبت به شعبه سابق به نحوی دایر خواهد شد که خللی در مراجعه رأی دهندگان و تشخیص محل شعبه ایجاد نشود . تغییرمحل شعبه باید به اطلاع رأی دهندگان آن شعبه برسد .
ماده 73 - فرماندار یا بخشدار موظف است برای هر یک از شعب اخذرأی حداقل یک نفر نماینده تعیین نماید .
تبصره – فرمانداران مراکز حوزه های انتخابیه می توانند تعیین نماینده خود را به فرمانداران یا بخشداران حوزه های فرعی تفویض نمایند .
ماده 74 - هیچ یک از اعضای هیئتهای اجرایی و نظارت و اعضای شعب اخذرأی ، نمایندگان فرماندار یا بخشدار و ناظران شعب نباید در حوزه انتخابیه با داوطلبان انتخابات به ترتیب زیر خویشاوندی نسبی یا سببی داشته باشند :
الف – خویشاوندی نسبی : پدر ، مادر ، فرزند ، برادر ، خواهر ، عمو ، عمه ، خاله و دایی داوطلب .
ب – خویشاوندی سببی : همسر، پدر ، مادر ، برادر و خواهر همسر داوطلب.
در صورت وجود رابطه خویشاوندی به شرح فوق ، مسئولان و مأموران اجرایی و نظارتی یاد شده موظف به کناره گیری می باشند .
تبصره – اعضای اداری هیات اجرایی از این ماده مستثنی می باشند .
ماده 75 - فرمانداران و بخشداران موظفند برای حفاظت از شعب اخذرأی با همکاری نیروی انتظامی محل تعداد لازم از مأموران را انتخاب و ابلاغ آنان را صادر نمایند .
ماده 76 - افرادی که به عنوان عضو ، ناظر ، بازرس ، نماینده فرماندار و بخشدار در شعبه تعیین شده اند باید به طور مستمر در محل شعبه به انجام وظیفه بپردازند .
ماده 77 - معتمدان هیئت اجرایی و اعضای شعبه و ناظران شورای نگهبان نباید در انتخابات گذشته مرتکب تخلفی شده باشند که در یکی از محاکم صالحه اثبات شده یا موجب برکناری آنان شده باشد .
ماده 78- هرگاه یکی از شعب اخذرأی به هر علت از عهده قرائت آراء و تکمیل صورت جلسه برنیاید هیئت اجرایی می تواند نسبت به شمارش و قرائت آراء و تکمیل صورت جلسه شعبه با هماهنگی هیئت نظارت اقدام نماید .
ماده 79- هیأت های اجرایی موظفند نتایج شعب اخذ رأی را جمع بندی و نتیجه کلی را صورتجلسه کرده و سپس با انتشار آگهی، نتیجه انتخابات در حوزه انتخابیه خود را به اطلاع عموم برسانند.
تبصره – انتشار آگهی نتیجه همه پرسی و انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر به عهده هیئت اجرایی شهرستان و انتخابات شوراهای اسلامی روستا به عهده هیئت اجرایی بخش و انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی به عهده هیئت اجرایی مرکز حوزه انتخابیه می باشد .
فصل پنجم – هیئت های نظارت
ماده 80 – شورای نگهبان قبل از شروع انتخابات هفت نفر از افراد مورد اعتماد ، دارای حسن سابقه وآشنا به امور انتخابات را با اکثریت آراء به عنوان هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات ، انتخاب وبه وزارت کشور معرفی می نماید .
تبصره 1 – از هفت نفر عضو هیأت مرکزی، حداکثر دو نفر می توانند عضو شورای نگهبان باشند.
تبصره 2 – جلسات هیئت مرکزی نظارت با حضور 5 نفر رسمیت می یابد و مصوبات آن با اکثریت آرای حاضران معتبر خواهد بود .
ماده 81 – نظارت بر انتخابات از راههای زیر می باشد :
الف –هیئتهای اجرایی
ب –هیئتهای نظارت در حوزه های انتخابیه
ج –بازرسان ثابت و سیار در حوزه ها وشعب
د –بازرسان ویژه
تبصره – هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات موظف به رسیدگی به گزارشهای ارجاعی از سوی وزارت کشور ، هیئتهای اجرایی و هیئتهای نظارت می باشد .
ماده 82 – شورای نگهبان می تواند برای پشتیبانی ناظران خود ، در مراکز استانها دفاتری با استفاده از مأموران دولتی ، خرید خدمت و قراردادی دائر نماید .
ماده 83 – هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات باید در هر استان هیئتی را مرکب از پنج نفر با شرایط مذکور در ماده 80 برای نظارت بر انتخابات آن استان تعیین کند .
تبصره 1– جلسات هیئت نظارت با حضور 4 نفر رسمیت می یابد و مصوبات آن با اکثریت آرای حاضران معتبر خواهد بود .
تبصره 2 – هیچیک از اعضای هیئتهای نظارت نمی توانند عضو هیئت اجرایی باشند .
ماده 84 – هیئت نظارت استان برای هر شهرستان هیئتی را مرکب از سه نفر با شرایط مذکور در ماده 80 برای نظارت بر انتخابات حوزه مربوطه تعیین می کند .
ماده 85 - هیئت نظارت شهرستان با موافقت هیئت نظارت استان برای هر بخش هیئتی را مرکب از سه نفر با شرایط مذکور در ماده 80 برای نظارت بر انتخابات آن بخش تعیین می کند .
ماده 86 - جلسات هیئتهای نظارت شهرستان و بخش با حضور دو نفر از اعضاء رسمیت مییابد و مصوبات آن با رأی حداقل دو نفر معتبر خواهد بود .
ماده 87- هیئت های نظارت برای نظارت بر امور انتخابات در شعب اخذرأی می توانند حداکثر سه ناظر انتخاب و به فرماندار یا بخشدار ذیربط معرفی نمایند .
ماده 88 - شورای نگهبان ، هیئت مرکزی نظارت و هیئتهای نظارت استان ، شهرستان و بخش باید رونوشت احکام اعضای هیئتهای نظارت و ناظرین شعب را به ترتیب به وزارت کشور ، استانداری ، فرمانداری و بخشداری ذیربط ارسال نمایند .

ماده 89 - در صورت مشاهده تخلف یا قصور یا عدم رعایت بی طرفی هر یک از اعضای هیئتهای نظارت یا ناظرین شعب ، هیئتهای نظارت مافوق موظف اند نسبت به برکناری و تعیین و معرفی جانشین آنان اقدام نمایند .
ماده 90 - در کلیه مراحل برگزاری انتخابات هیئت های نظارت فرعی موظف به اجرای دستورالعملهای قانونی هیئت های نظارت مرکز حوزه انتخابیه می باشند .
ماده 91- هیئت های اجرایی موظف اند یک نسخه از صورت جلسه تصمیمات خود را به هیئت نظارت مربوط ارسال نمایند .
ماده 92- هیئت مرکزی نظارت در سراسر کشور و هیئتهای نظارت در حوزه مسئولیت خود بر کیفیت انتخابات نظارت کامل دارند و در هر مورد که سوء جریان یا تخلفی را مشاهده کنند کتباً به مسئولین اجرایی تذکر خواهند داد . فرمانداران و بخشداران موظفند بلافاصله با طرح موضوع در هیئت اجرایی براساس مواد این قانون نسبت به رفع اشکال اقدام نمایند و چنانچه مسئولان یاد شده نظرات آنان را ملحوظ نکنند ، هیئتهای نظارت مراتب را به هیئت نظارت مافوق گزارش خواهند کرد .
ماده 93- هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات و هیئتهای نظارت استان ، شهرستان و بخش میتوانند محل کار خود را به ترتیب در وزارت کشور، استانداری ، فرمانداری و بخشداری مربوط قراردهند .


فصل ششم – اعلام داوطلبی و رسیدگی به صلاحیت داوطلبان

ماده 94 - داوطلبان باید ظرف هفت روز از تاریخ انتشار آگهی ثبت نام ، شخصاً به مراکز ثبت نام مراجعه و پرسشنامه مربوط را دریافت و درهمان محل تکمیل و تسلیم نمایند .
تبصره 1 – داوطلبان نمایندگی مجلس خبرگان می توانند به وزارت کشور مراجعه و پرسشنامه اعلام داوطلبی را دریافت ودر همان محل تکمیل وتسلیم نمایند . وزارت کشور موظف است در اسرع وقت مراتب را به فرمانداری مربوطه اعلام کند
تبصره 2 – داوطلبان ریاست جمهوری ، نمایندگی مجلس شورای اسلامی ومجلس خبرگان رهبری که در تمام مهلت ثبت نام درخارج از کشور باشند ، می توانند به یکی از سفارتخانه ها یا در کنسولگریهای جمهوری اسلامی ایران مراجعه و پرشسنامه اعلام داوطلبی را دریافت و در همان محل درحضور مقامات ذی صلاح تکمیل و تسلیم نمایند . سفارتخانه یا سرکنسولگری موظف است روزانه تصویر پرسشنامه داوطلبان را به وزارت کشور ارسال تا از این طریق به مرکز حوزه انتخابیه ذی ربط اعلام شود .
تبصره 3 – وزارت کشور می تواند با تهیه مقدمات و زمینه های لازم در مرکز حوزه های انتخابیه از طریق شبکه اینترنت از داوطلبان ثبت نام به عمل آورد .
ماده 95 – داوطبان انتخابات مجلس شورای اسلامی وشوراهای اسلامی شهرها موظف هستند هنگام ثبت نام ، مبلغی را که دولت تعیین می کند به حساب خزانه داری کل تودیع نمایند . پس از اعلام نتایج قطعی انتخابات ودیعه داوطلبانی که در انتخابات مجلس شورای اسلامی وشوراهای اسلامی شهرها به ترتیب 5 % یا 2 % کل آرای مأخوذه را کسب کرده باشند بلافاصله مسترد می گردد و باقی مانده ودیعه مذکور برای تأمین هزینه های اجرایی انتخابات در اختیار وزارت کشور قرار می گیرد . 
ماده 96 – مراکز ثبت نام به شرح زیر می باشند :
1 – وزارت کشور برای انتخابات ریاست جمهوری .
2 – فرمانداری شهرستان مرکز استان برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری .
3 – فرمانداری مرکز حوزه انتخابیه برای انتخابات مجلس شورای سلامی .
4 – فرمانداری شهرستان برای انتخابات شورای اسلامی شهر مرکز شهرستان .
5 – بخشداری برای انتخابات شهرها و روستاهای واقع در محدوده بخش .
ماده 97 - هر یک از داوطلبان در صورت انصراف از داوطلبی باید انصراف خود را حداکثر تا 72 ساعت قبل از روز اخذرأی به صورت کتبی به مراکز حوزه های انتخابیه ذیربط اعلام نمایند . برگشت از انصراف میسر نخواهد بود .
تبصره – در انتخابات ریاست جمهوری انصراف باید به وزارت کشور اعلام شود.
ماده 98 - مراکز حوزه های انتخابیه موظف اند روزانه فهرست اسامی و مشخصات داوطلبان ثبت نام شده در انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی را به وزارت کشور ارسال نمایند . وزارت کشور موظف است روزانه یک نسخه از فهرست مزبور را به شورای نگهبان ارسال نماید .
تبصره – فهرست اسامی و مشخصات داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری روزانه توسط وزارت کشور به شورای نگهبان ارسال خواهد شد .
ماده 99 - فرماندار مرکز حوزه انتخابیه موظف است بلافاصله پس از پایان مهلت ثبت نام اصل مدارک مربوط به ثبت نام داوطلبان انتخابات مجلس خبرگان را به وزارت کشور ارسال نماید .
ماده 100- وزارت کشورموظف است حداکثر 72 ساعت پس از پایان مهلت ثبت نام داوطلبان انتخابات مجلس خبرگان و ریاست جمهوری اصل مدارک مربوط به ثبت نام داوطلبان را به شورای نگهبان تسلیم کند .
ماده 101- وزارت کشور موظف است بلافاصله پس از مهلت ثبت نام ، اصل مدارک مربوط به داوطلبان انتخابات مجلس شورای اسلامی را که در خارج از کشور ثبت نام کرده اند به مرکز حوزه انتخابیه ارسال نماید .
ماده 102- در انتخابات مجلس شورای اسلامی ، وزارت کشور روزانه فهرست کامل اسامی داوطلبان را تهیه و به منظور بررسی سوابق آنان در رابطه با صلاحیتهای مذکور در این قانون به وزارت اطلاعات ، دادستانی کل کشور ، سازمان ثبت احوال کشور و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ارسال می کند.
تبصره – نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می تواند درهر حوزه انتخابیه گزارشهای مردمی ارزیابی شده در مورد داوطلبان را در مهلت رسیدگی به صلاحیت داوطلبان به هیئتهای اجرایی ونظارت ذی ربط ارسال نماید. هیئتهای مزبورموظف به رسیدگی به این گزارشها هستند.
ماده 103- در انتخابات شوراهای اسلامی هیئتهای اجرایی موظفند به منظور بررسی سوابق داوطلبان در رابطه با صلاحیتهای مذکور در این قانون ، وضعیت هر یک از داوطلبان عضویت در شوراهای اسلامی شهر را حسب مورد از مراجع ذیربط محلی ( اداره اطلاعات ، نیروی انتظامی ، دادستانی و ثبت احوال ) استعلام کنند.
تبصره – چنانچه هر یک از داوطلبان عضویت در انتخابات شوراهای اسلامی روستا مظنون به محرومیت از شرکت در شورا باشند ، هیئت اجرایی مربوط موظف است حسب مورد از مراجع ذیربط مذکور در این ماده استعلام کند .
ماده 104- مراجع مورد استعلام باید حداکثر ظرف 10 روز از تاریخ دریافت استعلامها پاسخ خود را نسبت به موارد استعلام با توجه به صلاحیتهای مذکور در این قانون و در چارچوب وظایف قانونی خود کتباً اعلام نمایند . چنانچه در مهلت یاد شده پاسخی از طرف هر یک از مراجع فوق به هیأت اجرایی و وزارت کشور واصل نشود ، به منزله فقدان سابقه در مراجع مربوط تلقی خواهد شد.
ماده 105- بررسی صلاحیت داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری و مجلس خبرگان در رابطه با صلاحیتهای مذکور در این قانون برعهده هیات مرکزی نظارت بر انتخابات میباشد .
ماده 106- هیئت های اجرایی مراکز حوزه های انتخابیه موظف اند حداکثر ظرف مدت 15 روز پس از پایان مهلت ثبت نام داوطلبان ، با استفاده از سوابق اعلام شده از سوی مراجع قانونی و اسناد و مدارک دریافتی از داوطلبان ، صلاحیت داوطلبان انتخابات مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهرو روستا را مورد رسیدگی قرار داده و نتیجه را طی صورت جلسه ای به هیئت نظارت ذیربط اعلام نمایند .
ماده 107- مهلت هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات برای بررسی صلاحیت داوطلبان انتخابات مجلس خبرگان و ریاست جمهوری به ترتیب 30 و 10 روز پس از وصول مدارک ثبت نام از داوطلبان خواهد بود .
ماده 108- مراجع رسیدگی کننده به صلاحیت داوطلبان موظفند صرفاً براساس مواد این قانون و دلایل و مدارک معتبر که توسط مراکز مسئول قانونی به مراجع اجرایی و نظارتی ارسال شده است ، به بررسی صلاحیت داوطلبان بپردازند و در صورت ردصلاحیت داوطلب ، باید علت رد صلاحیت را با ذکر مواد قانونی مورد استناد و دلایل مربوط به شرح زیر به داوطلب ابلاغ نمایند:
1- مستندات قانونی به صورت کتبی ومحرمانه به داوطلب اعلام شود .
2- در صورت درخواست داوطلب دلایل و مدارک رد صلاحیت نیز توسط مرجع رسیدگی کننده به ترتیب زیر به اطلاع وی رسانده شود :
الف – در مواردی که افشای دلایل و مدارک مغایر با عفت عمومی و یا موجب هتک حیثیت اشخاص باشد ، چنانچه شخص داوطلب در معرض هتک باشد دلایل و مدارک به صورت حضوری به اطلاع وی می رسد و در صورتی که داوطلب پس از اطلاع حضوری ، در همان جلسه دلایل ومدارک مربوط را کتباً تقاضا کند ، به وی ابلاغ میشود .
ب – چنانچه ذکر دلایل و مدارک علاوه بر هتک حیثیت داوطلب متضمن هتک حرمت فرد یا افراد دیگر
باشد ، دلایل و مدارک فقط حضوری به اطلاع داوطلب می رسد .
ج – در موارد مربوط به امنیت ملی اعلام دلایل و مدارک و نحوه اعلام آنها به داوطلب به تشخیص کمیسیونی با عضویت وزرای کشور، اطلاعات و رئیس ستاد فرماندهی کل قوا خواهد بود .
د – در سایر موارد دلایل ومدارک کتباً به اطلاع داوطلب می رسد .
تبصره 1- اعلام منبع اطلاعات مذکور به تشخیص مرجع رسیدگی کننده خواهد بود .
تبصره 2- مراجع رسیدگی کننده به شکایات داوطلبان رد صلاحیت شده مکلفند به شکایات داوطلبان دقیقاً رسیدگی نموده و نتیجه را به داوطلب و مجریان انتخابات اعلام نمایند . در صورت تقاضای داوطلبان ، اولین مرجع رسیدگی کننده به شکایات ، حسب مورد موظف است توضیحات و دفاعیات آنان را استماع نماید .
ماده 109- نظر هیئتهای اجرایی مراکز حوزه های انتخابیه مبنی بر تأیید صلاحیت داوطلبان در صورت تأیید هیئت نظارت ذیربط قطعی است . چنانچه هیئت اجرایی صلاحیت داوطلبی را رد کرده باشد ، اما هیئت نظارت مربوط نظر به تأیید صلاحیت وی داشته باشد ، نظر هیئت نظارت مافوق قطعی و لازم الاجراست .
ماده 110- در انتخابات مجلس خبرگان و ریاست جمهوری چنانچه هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات صلاحیت داوطلبی را رد کرده باشد ، داوطلب می تواند ظرف حداکثر 3 روز از شورای نگهبان درخواست تجدیدنظر نماید .
تبصره – شورای نگهبان موظف است حداکثر ظرف هفت روز پس از پایان مهلت درخواست تجدیدنظر ، موضوع را بررسی و نتیجه را به وزارت کشور اعلام نماید . نظر شورای نگهبان قطعی بوده وغیر قابل تجدید نظر در مراجع دیگر می باشد .
ماده 111- در انتخابات مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا در مواردی که صلاحیت داوطلب در هیئت های اجرایی و نظارت رد شده باشد یا نظر هیئت اجرایی مبنی بر تأیید صلاحیت داوطلبان مورد پذیرش هیئت نظارت مربوط قرار نگیرد ، فرماندار یا بخشدار موظف است مراتب رد صلاحیت وی را ظرف مدت 48 ساعت با رعایت ماده 105 به داوطلب ذیربط ابلاغ نماید .
تبصره 1- داوطلبان رد صلاحیت شده می توانند ظرف حداکثر چهار روز پس از دریافت ابلاغ ، شکایت خود را جهت رسیدگی به هیئت نظارت مافوق تسلیم نمایند و هیئت نظارت مربوط موظف است ظرف 10 روز به شکایات دریافتی با رعایت مفاد ماده 105 رسیدگی و مراتب را طی صورتجلسه ای به فرماندار یا بخشدار مربوط اعلام نماید .
تبصره 2- در انتخابات شوراهای اسلامی شهر وروستا نظر هیأت نظارت مافوق دال بر تأیید یا رد صلاحیت داوطلب قطعی و لازم الاجرا است .
تبصره 3- در انتخابات مجلس شورای اسلامی ، هیئت نظارت استان موظف است پس از کسب نظر هیئت مرکزی نظارت ، رد صلاحیت داوطلبان را به فرماندار ذیربط اعلام نماید . فرماندار موظف است مراتب رد صلاحیت را حداکثر ظرف 48 ساعت به داوطلب ابلاغ نماید . داوطلبان ردصلاحیت شده میتوانند درخواست تجدید نظرخود را ظرف حداکثر 72 ساعت به شورای نگهبان تسلیم نمایند.
تبصره 4- شورای نگهبان موظف است حداکثر ظرف هفت روز پس از پایان مهلت دریافت درخواست تجدیدنظر ، به شکایات رسیدگی و نظر قطعی خود را به وزارت کشور جهت ابلاغ به حوزه های انتخابیه مربوط اعلام نماید .
ماده 112- فرماندار یا بخشدار مرکز حوزه انتخابیه موظف است نتایج بررسی صلاحیت داوطلبان در هیئت نظارت را در هر مرحله حداکثر ظرف 48 ساعت به داوطلبان ابلاغ نماید و اسامی نهایی داوطلبانی را که صلاحیت آنان مورد تأیید قرار گرفته است به صورت همزمان در موعد مقرر منتشر نماید .
ماده 113- هیئتهای اجرایی مکلف اند در انجام وظایف خود بی طرفی کامل را رعایت نمایند و در صورت تخلف ، فرماندار یا بخشدار موظف است با رأی اکثریت اعضای هیئت اجرایی نسبت به تعویض هر یک از معتمدان عضو هیأت اجرایی اقدام نماید . انحلال هیئت اجرایی با هماهنگی استاندار و هیئت نظارت استان و تأیید وزارت کشور میسر خواهد بود . تشکیل مجدد هیئت اجرایی با رعایت مقررات مندرج در این قانون انجام می گیرد و تصمیمات متخذه هیئت اجرایی منحله عنداللزوم به وسیله هیئت اجرایی جدید قبل از انقضای مهلت قانونی رسیدگی به صلاحیت داوطلبان قابل تجدید نظر است .
ماده 114- هر یک از نامزدها به تنهایی یا چند نامزد مشترکاً می توانند به طریق زیر برای شعب اخذرأی در انتخابات مختلف نماینده ای تعیین و به هیئت اجرایی ذیربط معرفی نمایند :
الف – در انتخابات ریاست جمهوری به ازای هر شعبه یک نماینده .
ب – در انتخابات مجلس خبرگان ، به ازای هر پنج شعبه یک نماینده .
ج – در انتخابات مجلس شورای اسلامی وشوراهای اسلامی شهرها به ازای هر ده شعبه یک نماینده
د - در انتخابات شوراهای اسلامی روستاها به ازای هر شعبه یک نماینده .
ماده 115 - نمایندگان نامزدها حق دخالت در انجام وظایف اعضای شعب اخذرأی را ندارند و درصورت مشاهده تخلف مراتب را کتباً به هیئت های اجرایی و نظارت و رئیس شعبه یا نماینده فرماندار یا ناظر شعبه اعلام مینمایند . حضور نمایندگان نامزدها تا پایان اخذرأی ، قرائت و شمارش آراء و تنظیم صورتجلسه نتایج اخذرأی بلامانع است .

فصل هفتم - تبلیغات
ماده 116 - فعالیت تبلیغات انتخاباتی کلیه نامزدها رسماً از تاریخ انتشار آگهی اسامی آنان شروع و 24 ساعت قبل از شروع اخذرأی خاتمه می پذیرد .
ماده 117- مدت فعالیت تبلیغات انتخاباتی در انتخابات مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی کشور و همه پرسی 7 روز ، انتخابات مجلس خبرگان و ریاست جمهوری 14 روز می باشد .
ماده 118- در فعالیتهای تبلیغات انتخاباتی ، انجام امور زیر ممنوع است و مرتکبین تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند :
1- نوشتن یا اظهار مطالب خلاف واقع .
2- دیوارنویسی .
3- راهپیمایی و راه اندازی کاروانهای تبلیغاتی .
4- استفاده از بلندگوهای سیار خارج از محل سخنرانی .
5- اعلام نظر شخصیتها و مقامات دولتی در تأیید نامزدها با ذکر سمت .
6- استفاده از جایگاه خطابه نماز جمعه یا هر وسیله دیگری که جنبه رسمی و حکومتی دارد .
7- استفاده از وسایل و امکانات وزارتخانه ها ، سازمانها ، ادارات ، نهادهای قانونی ، مؤسسات و شرکتهای دولتی و عمومی ، نهادهای انقلابی و بنیادها و مؤسساتی که زیر نظر ولی فقیه اداره میشوند ، شرکتها و مؤسساتی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است ، دیوان محاسبات کشور و مؤسساتی که با کمک مستمر دولت اداره میشوند و نیز در اختیار گذاشتن وسایل و امکانات مزبور و فعالیت تبلیغاتی کارکنان آنان در ساعات اداری .
تبصره 1- استفاده از امکانات تبلیغی مؤسسات موضوع این ماده در صورتی مجاز است که ضوابط و مقررات آن امکان انعقاد قرارداد و اخذ وجه از اشخاص حقیقی و حقوقی برای انجام کارهای تبلیغاتی را فراهم کرده باشد .
تبصره2- استفاده از اماکن دولتی و عمومی مشروط به اخذ مجوزاز مقامات ذی صلاح و پرداخت هزینه برابر ، برای تمامی نامزدها و طرفداران آنان بلامانع است .
تبصره 3- شرکت های پست و مخابرات می توانند در چارچوب اساسنامه خود در امر توزیع و ارسال آثار تبلیغاتی نامزدها اقدام نمایند .
8- فعالیت تبلیغات انتخاباتی مجریان و ناظران انتخابات برای نامزدها در قلمرو مسئولیت خود .
9- الصاق هرگونه آثار تبلیغاتی نامزدها بر روی علائم راهنمایی و رانندگی ، تابلوی بیمارستانها ، تابلوی مدارس وسایر مؤسسات آموزشی و تابلوهای نصب شده در معابر عمومی توسط بخش دولتی ووابسته به دولت و همچنین تأسیسات عمومی ودولتی و صندوقهای پست ، باجه های تلفن ، پستهای برق و تلفن ، تابلوها و اماکن بخش خصوصی ( مگر با رضایت مالکین یا متصرفین ) و هرگونه تابلوی راهنما . مأموران انتظامی در صورت مشاهده تخلف ، متخلفین را دستگیر و به منظور تعقیب قانونی به مقامات قضایی تحویل می دهند . فرمانداریها ، بخشداریها ، شهرداریها و دهیاریها نیز موظفند با استفاده از امکانات دولتی و محلی نسبت به امحای چنین اوراقی اقدام نمایند وبه ستادهای مربوط تذکر دهند .
10 - تبلیغ علیه نامزدها و هرگونه هتک حرمت و حیثیت آنان .
11- پاره یا معدوم نمودن عکس و دیگر آثار تبلیغاتی نامزدها در مدت و زمان قانونی تبلیغات که در محلهای مجاز الصاق شده و یا قرار گرفته باشد .
12- انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی به نفع نامزد خاص خارج ازمهلت قانونی تبلیغات .
13- انجام اقداماتی که مخل نظم عمومی یا ناقض قوانین و مقررات باشد .
14- اخلال و برهم زدن اجتماعات و سخنرانیهای قانونی و تعرض به ستادهای انتخاباتی نامزدها .
تبصره 1 – ستادهای انتخاباتی نامزدها موظف اند قبل از برگزاری هر اجتماع موافقت فرمانداری یا بخشداری ذیربط را اخذ نمایند .
تبصره 2 - مأموران انتظامی موظف اند امنیت لازم را برای برپایی اجتماعات وسخنرانی نامزدهای انتخاباتی و طرفداران آنان فراهم نمایند .
15- فعالیتهای تبلیغاتی برای نامزدها توسط شاغلان نیروهای نظامی و انتظامی و وزارت اطلاعات تحت هر عنوان از جمله حضور یا قبول مسئولیت در ستادهای تبلیغات انتخاباتی نامزدها .
16- استفاده از هرگونه آثار تبلیغاتی از سوی نامزدها و طرفداران آنان اعم ازکاغذی ، پارچه ای ، مقوایی ، فلزی یا هر جنس دیگر با ابعاد بیشتر از 70 × 100 سانتی متر.
ماده 119- درجات تحصیلی و سوابق خدمات و فعالیتهای مورد ادعا در آثار تبلیغاتی باید مستند به مدارکی باشد که صحت آن به تأیید هیئتهای اجرایی رسیده باشد .
ماده 120- نامزدهای انتخاباتی موظف اند دو نسخه از آثار تبلیغاتی خود را پس از تهیه ، به هیئت اجرایی ذیربط یا وزارت کشور تحویل دهند .
ماده 121 - تنها گروهها و احزاب سیاسی مجاز که پروانه فعالیت آنان از طریق وزارت کشور صادر شده باشد می توانند در فعالیتهای تبلیغات انتخاباتی به نفع نامزدها شرکت کنند ویا از اسامی آنان استفاده شود .
ماده 122 - فرمانداریها ، بخشداریها ، شهرداریها و دهیاریها می توانند با استفاده از امکانات محلی ، محلهای مناسبی را اعم از ثابت یا سیار برای الصاق یا ارائه آثار تبلیغاتی نامزدها تعیین نمایند .
ماده 123- ستاد تبلیغات انتخاباتی اعم از اصلی و فرعی ، محلی است که فعالیتهای تبلیغاتی نامزدها و طرفداران آنان در آن ساماندهی و انجام می شود . نامزدهای انتخاباتی مکلف اند نشانی و نام مسئول ستادهای تبلیغات انتخاباتی خود را قبل از دایر کردن ستاد به فرماندار یا بخشدار حوزه انتخابیه ذیربط اعلام نمایند . در صورت تخلف فرماندار یا بخشدار در حوزه انتخابیه نسبت به تعطیلی کلیه فعالیت های تبلیغاتی نامزد ذیربط اقدام خواهد نمود .
ماده 124- نامزدهای انتخاباتی موظف اند فهرست در آمدها و هزینه های تبلیغاتی خود و ستادهای انتخاباتی اصلی و فرعی را تهیه و تنظیم و در صورت درخواست وزارت کشور یا شورای نگهبان یا درخواست مشترک استاندار و هیئت نظارت استان ، به آنان تسلیم نمایند .
ماده 125 – نامزدها می توانند برای هزینه های تبلیغاتی از راههای زیر کسب درآمد نمایند :
1 – درآمد شخصی یا کمک خویشاوندان درجه یک ( پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ، همسر و فرزندان )
تبصره : بستگان نامزدها حق دریافت کمک از اشخاص دیگر را ندارند .
2 – کمک احزاب وتشکلهای سیاسی مجاز به هر میزان .
3 – کمکهای مردمی اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی هر یک حداکثر 000/000/5( پنج میلیون ) ریال .
تبصره 1 – کمکهای یادشده نباید از راههای غیر مشروع و غیر قانونی تحصیل شده باشد .
تبصره 2 – از هیچ منبع خارجی تحصیل درآمد نشده باشد .
تبصره 3 – مشخصات کمک کننده ومیزان مبلغ دریافتی از وی ثبت شده وقابل ارایه باشد .
تبصره 4 – تحصیل درآمد از وزارتخانه ها ، نهادها ، شرکتها و سازمانهای یادشده در بند 7 ماده 118 به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ممنوع است .
ماده 126- مطبوعات و نشریات حق ندارند آگهی یا مطلبی علیه نامزدهای انتخاباتی درج کنند و یا برخلاف واقع انصراف نامزد یا نامزدهایی را اعلام نمایند . در این صورت نامزدها حق دارند به نشریه پاسخ دهند ونشریه مزبور طبق قانون مطبوعات مکلف به چاپ فوری آن در مهلت مجاز تبلیغات می باشد .
ماده 127- انتشار اعلام نظر شخصیتها ومقامات حکومتی( بدون ذکر مسئولیت آنها ) ، گروهها و احزاب سیاسی مجاز و به طور کلی سایر طرفداران در تأیید نامزد انتخاباتی باید مستند به مدارک معتبر باشد و در صورت درخواست هیئت اجرایی ، نامزد انتخاباتی مکلف به ارائه مستندات و مدارک می باشد .
ماده 128- اعضای شعبه اخذرأی موظفند هرگونه عکس و آثار تبلیغاتی نامزدهای انتخاباتی که در محل شعبه اخذرأی وجود دارد را قبل از اخذرأی امحاء کنند .
ماده 129 - چاپخانه ها در صورت در خواست کتبی و رسمی نامزدها یا مسئولان ستادهای تبلیغاتی آنان ، مجاز به چاپ آگهی تبلیغات انتخاباتی خواهند بود و در صورت تخلف چاپخانه مسئول خواهد بود .
ماده 130 - نام و نشانی چاپخانه و تاریخ چاپ باید ذیل آگهی تبلیغاتی درج شود . با متخلفین طبق قانون نظام صنفی رفتار خواهد شد .
ماده 131- به منظور تضمین برخورداری یکسان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و مجلس خبرگان از امکانات دولتی ، عمومی و صدا سیما و تنظیم و کنترل تبلیغات نامزدها ، کمیسیونی به نام ‹‹ کمیسیون ساماندهی تبلیغات انتخابات ›› به دعوت وزیر کشور یا استاندار به شرح زیر تشکیل میشود :
الف – اعضای کمیسیون ساماندهی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری با عضویت :
1- وزیر کشور یا نماینده تام الاختیار وی .
2- دادستان کل کشور یا نماینده تام الاختیار وی .
3- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران یا نماینده تام الاختیار وی .
ب- کمیسیون ساماندهی تبلیغات انتخابات مجلس خبرگان در هر استان با عضویت :
1- استاندار
2- دادستان مرکز استان
3- رئیس سازمان صدا و سیمای مرکز استان
تبصره 1 – هیئت مرکزی نظارت وهیئت نظارت استان حسب مورد می توانند به منظور نظارت بر کار کمیسیون و شرکت در جلسات آن نماینده ای معرفی کنند .
تبصره 2- محل تشکیل جلسات کمیسیون در وزارت کشور یا استانداری ذیربط خواهد بود .
ماده 132- نامزدهای ریاست جمهوری و مجلس خبرگان حق دارند به طور مساوی از صدا و سیما برای معرفی و ارائه برنامه های خود استفاده نمایند . ترتیب و تنظیم برنامه تبلیغات نامزدها از طریق صدا و سیما به عهده ‹‹ کمیسیون ساماندهی تبلیغات انتخابات ›› میباشد . استفاده از سایر امکانات دولتی وعمومی نیز توسط نامزدها به طور مساوی با نظر این کمیسیون خواهد بود .
ماده 133 - برنامه تبلیغات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و مجلس خبرگان قبل از پخش از صدا و سیما باید ضبط و پس از تأیید کمیسیون پخش شود .
تبصره – صدا و سیما می تواند با نظر کمیسیون ذیربط نسبت به پخش مناظره بین نامزدها یا طرفداران آنان یا گفتگو با نامزدها به صورت زنده اقدام نماید .
ماده 134 – گزارش هرگونه سوء استفاده تبلیغاتی یاتخلف از مقررات این قانون توسط هیئت اجرایی مورد بررسی قرارمی گیرد ودر صورت اثبات تخلف ، مراتب رسماً توسط فرماندار به نامزد یا رئیس ستاد تبلیغات انتخاباتی وی ابلاغ می گردد تا نسبت به رفع تخلف اقدام نماید . چنانچه پس از سه بار تذکر ترتیب اثری داده نشود مراتب برای رسیدگی خارج از نوبت به مرجع قضایی ارجاع خواهد شد .
 
فصل هشتم - شکایات و نحوه رسیدگی به آنها

ماده 135- هیئت های اجرایی مراکز حوزه های انتخابیه موظف اند از تاریخ تشکیل هیئت اجرایی تا دو روز پس از اعلام نتیجه اخذرأی ، شکایات واصله را بپذیرند و حداکثر ظرف دو روز به شکایات مربوط به مراحل قبل از روز اخذرأی و هفت روز پس از اعلام نتیجه به شکایات مربوط به روز اخذرأی و پس از آن رسیدگی و اقدام قانونی معمول دارند .
ماده 136- هیئت اجرایی یک نسخه از صورت جلسه نتایج بررسی شکایات را به هیئت نظارت مربوط ارسال خواهد نمود .
تبصره 1- هیئت نظارت می تواند در جلسات رسیدگی به شکایات در هیئت اجرایی شرکت کند .
تبصره 2- طرح و بررسی شکایات در مورد افراد محرمانه بوده و افشای آن ممنوع است .
ماده 137 - شکایاتی که در جریان انتخابات به هیئت اجرایی تسلیم می شود ، مانع از ادامه کار انتخابات نخواهد بود .
ماده 138- کسانی که از نحوه برگزاری انتخابات شکایت داشته باشند می توانند شکایت خود را مستنداً به هیئت اجرایی و هیئت نظارت مربوط تسلیم نمایند .
ماده 139- شکایاتی قابل طرح و بررسی می باشد که نام و نام خانوادگی ، نام پدر ،کد ملی، نشانی محل کار یا سکونت شاکی که هویت وی را آشکار نماید ، درآن قید شده باشد .
ماده 140- در صورتی که شاکی بدون دلیل و مدرک کسی را متهم کند و عمل شاکی عنوان افترا داشته باشد ، قابل پیگیری کیفری است .
ماده 141- هیئت اجرایی مرکز حوزه انتخابیه پس از بررسی شکایات و گزارشهای مربوط به روند برگزاری انتخابات چنانچه نظر به صحت برگزاری انتخابات در کل حوزه انتخابیه داشته باشد ، با تأیید هیئت نظارت ذی ربط قطعی می باشد .
ماده 142- هیئت اجرایی مرکز حوزه انتخابیه (به استثنای انتخابات ریاست جمهوری و برگزاری
همه پرسی ) چنانچه تشخیص دهد همه یا قسمتی از آرای یک یا چند شعبه اخذرأی خارج از جریان قانونی اخذ شده باشد ، در صورتی که در سرنوشت انتخابات مؤثر نباشد ، با تأیید هیئت نظارت نسبت به ابطال آرای شعب مذکور اقدام خواهد کرد .
تبصره 1- ابطال آراء باید مستند به این قانون و همراه با اسناد و مدارک باشد . در غیراین صورت ابطال آراء کان لم یکن خواهد بود و مرتکب یا مرتکبان آن تحت تعقیب قضایی قرار می گیرند .
تبصره 2- چنانچه در تأیید یا ابطال همه یا قسمتی از آرای یک یا چند شعبه اخذرأی که در سرنوشت انتخابات مؤثر نمی باشد ، بین هیئت اجرایی و نظارت ذیربط اختلاف نظر باشد ، مراتب جهت اخذ تصمیم به هیئت نظارت استان و استاندار منعکس خواهد شد و در صورت عدم توافق ، تصمیم مشترک هیئت مرکزی نظارت و وزارت کشور ، قطعی خواهد بود .
تبصره 3- در انتخابات شوراهای اسلامی روستا ، اتخاذ تصمیم درخصوص رفع اختلاف بین هیئتهای اجرایی و نظارت بخش موضوع تبصره 2 برعهده هیئت های اجرایی و نظارت شهرستان مربوط می باشد . در صورت عدم توافق ، تصمیم مشترک هیئت نظارت استان و استاندار قطعی خواهد بود .
ماده 143- چنانچه نظر هیئت اجرایی و هیئت نظارت مرکز حوزه انتخابیه مبنی بر ابطال انتخابات حوزه انتخابیه یا ابطال آرای یک یا چند شعبه اخذرأی باشد که در سرنوشت انتخابات مؤثر است مراتب جهت اتخاذ تصمیم نهایی به وزارت کشور و هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات منعکس خواهد شد .
ماده 144- در صورتی که بین تصمیم هیئت اجرایی مرکز حوزه انتخابیه و هیئت نظارت ذیربط درخصوص ابطال انتخابات حوزه انتخابیه و یا ابطال آرای یک یا چند شعبه اخذرأی که در سرنوشت انتخابات مؤثر است ، اختلاف وجود داشته باشد ، مراتب به هیئت های اجرایی و نظارت مافوق ، منعکس می شود . چنانچه در هر مرحله صحت یا عدم صحت برگزاری انتخابات مورد تأیید طرفین قرار گیرد، تصمیم مشترک قطعی است ، در غیر اینصورت روند مذکور تداوم خواهد یافت و تصمیم مشترک وزارت کشور و هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات درخصوص تأیید یا ابطال انتخابات قطعی و لازم الاجرا خواهد بود .
تبصره- در صورتیکه بین وزارت کشور و هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات درخصوص ابطال انتخابات یا ابطال آرای یک یا چند شعبه اخذرأی که در سرنوشت انتخابات مؤثر است ، توافق حاصل نشود، نظر شورای نگهبان قطعی خواهد بود .


فصل نهم – صدور اعتبارنامه ، کارت عضویت و آغاز دوره جدید

ماده 145- پس از تأیید صحت برگزاری انتخابات هر یک از حوزه های انتخابیه ، اعتبارنامه منتخب یا یا کارت عضویت وی به شرح زیر صادر خواهد شد :
الف – در انتخابات ریاست جمهوری اعتبارنامه رئیس جمهور توسط وزارت کشور تهیه و پس از امضای وزیر کشور و دبیر شورای نگهبان به مقام رهبری تقدیم می گردد .
ب – در انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی ، اعتبارنامه منتخب توسط فرماندار مرکز حوزه انتخابیه تهیه و پس از امضای هیئتهای اجرایی و نظارت به وزارت کشور ارسال می گردد . وزارت کشور یک نسخه از اعتبارنامه منتخبان مجلس خبرگان را به شورای نگهبان و یک نسخه از اعتبارنامه منتخبان مجلس شورای اسلامی را همراه با پرونده حوزه انتخابیه ذیربط به مجلس شورای اسلامی ارسال میکند . یک نسخه از اعتبارنامه نیز توسط فرماندار مرکز حوزه انتخابیه به منتخب تسلیم می شود .
ج – کارت عضویت اعضای اصلی شوراهای اسلامی کشور به شرح زیر صادر خواهد شد :
1- شوراهای اسلامی روستا و بخش توسط بخشدار .
2- شوراهای اسلامی شهر و شهرستان توسط فرماندار .
3- شورای اسلامی استان توسط استاندار .
4- شورای عالی اسلامی استانها توسط وزیر کشور .
ماده 146- نحوه افتتاح مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی به شرح زیر خواهد بود :
الف – مجلس خبرگان رهبری :
 پس از آنکه اعتبارنامه دو سوم نمایندگان مجلس خبرگان صادر شد ، وزیر کشور از آنان برای شرکت در جلسه افتتاحیه دعوت می کند .
ب – مجلس شورای اسلامی :
 پس از آنکه اعتبارنامه های دو سوم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی واصل شد ، اداره کل قوانین مجلس موظف است از منتخبان برای حضور در جلسه افتتاحیه دعوت بعمل آورد .
ماده 147- وزیر کشور موظف است در جلسات تنفیذ حکم ریاست جمهوری و افتتاحیه مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی ، گزارشی از برگزاری انتخابات را ارائه نماید .
ماده 148- وزارت کشور موظف است پس از اتمام انتخابات و شروع به کار منتخبان ، دستور امحای تعرفه و برگهای رأی داخل صندوقهای اخذرأی را به هیئت های اجرایی ذیربط ابلاغ نماید .
ماده 149 – هزینه برگزاری انتخابات ازشمول قانون محاسبات عمومی مستثنی است .


فصل دهم - جرائم ، تخلفات و مجازاتها

ماده 150- علاوه بر جرائم مندرج در این قانون ارتکاب امور زیر نیز جرم محسوب میشود :
1- خرید و فروش رأی .
2- تهدید یا تطمیع در امر انتخابات .
3- رأی دادن بیش از یک بار .
4- رأی دادن با شناسنامه جعلی یا شناسنامه دیگران .
5- اخلال در امر ثبت نام ورأی گیری.
6- توصیه به انتخاب نامزد معین در برگ رأی از طرف اعضای شعبه ، ناظران ، بازرسان ، محافظان صندوق ، نمایندگان نامزدها و افراد متفرقه در محل اخذرأی .
7- ممانعت از حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذرأی .
8- جانبداری از نامزد انتخاباتی خاص یا عدم رعایت بیطرفی توسط مجریان انتخابات و اعضای هیئتهای نظارت استان ، شهرستان و بخش و ناظران شعب اخذرأی و اعضای شعبه .
9- کم و یا زیاد کردن آراء یا تعرفه ها.
10- تقلب در رأی گیری و شمارش آراء.
11- تقلب و تزویر در اوراق تعرفه و برگ رأی یا صورتجلسات.
12- تغییر و تبدیل یا جعل یا ربودن اوراق و اسناد انتخاباتی از قبیل تعرفه و برگ رأی و صورتجلسات و اسناد مکاتباتی .
13- بازکردن یا شکستن قفل محل نگهداری و لاک و مهر و پلمب صندوقهای اخذرأی بدون مجوز قانونی .
14- جابجایی ، دخل و تصرف و یا معدوم کردن اسناد انتخاباتی بدون مجوز قانونی .
15- ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان یا اعضای شعبه ثبت نام یا اخذرأی با اسلحه یا بدون اسلحه .
16- دخالت در امر انتخابات با سمت مجعول و یا به هر نحو غیرقانونی .
17- انجام یا عدم انجام هرگونه عملی که باعث مخدوش شدن رأی مردم از ناحیه اعضای شعبه اخذرأی باشد از قبیل خودداری کردن از ممهور نمودن برگ رأی و تعرفه یا شناسنامه یا کارت شرکت در انتخابات یا انتقال صندوق اخذرأی به غیر از محل آگهی شده .
ماده 151 - مجازات تخلف از مواد 15 ، 26 ، تبصره ذیل ماده 28 ، تبصره 2 ماده136 ، تبصره 1 ماده 142 و بندهای 3 ، 4 ، 5 ، 6 ، 7 و 8 ماده 150 ، حبس از 91 روز تا یکسال یا پرداخت جزای نقدی از پنج میلیون ریال تا پانزده میلیون ریال می باشد . دادگاه میتواند به عنوان مجازات تکمیلی مرتکب را به مدت یکسال تا هشت سال از عضویت در هیئت های اجرایی و نظارت و شعب اخذرأی و سایر فعالیت های مرتبط با انتخابات محروم نماید . در صورتیکه مرتکب مستخدم دولت باشد به کسر حقوق حداکثر تا یک سوم از یک ماه تا یکسال و یا انفصال موقت از یک ماه تا یکسال نیز محکوم می شود .
ماده 152 - در هر مورد که کارکنان دولت مرتکب تخلف از هر یک از مواد 23 ، 24 و 108 شوند پرونده توسط فرمانداری محل وقوع تخلف یا وزارت کشور به هیئت های رسیدگی به تخلفات اداری سازمان متبوع وی ارسال و پرونده خارج از نوبت رسیدگی و مرتکب به کسر حقوق حداکثر تا یک سوم از یکماه تا یکسال و یا انفصال از یکماه تا دو سال محکوم میشود .
ماده 153 - مجازات متخلف از مواد 118 ، 119 ، 120 ، 121 ، 124 ، 127 ، 128 و بندهای 1 و 2 ماده 150 ، حبس از 91 روز تا شش ماه یا پرداخت پانصدهزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی می باشد .
ماده 154 – مجازات مرتکبان جرائم مقرر دربندهای 9 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 15 ، 16 ، 17 ماده 150 ، حبس از شش ماه تا دو سال و سه میلیون تا پانزده میلیون ریال جزای نقدی می باشد . در صورتیکه مرتکب مستخدم دولت باشد به انفصال از خدمات دولتی از شش ماه تا دو سال نیز محکوم میشود .
ماده 155 – در کلیه مواردی که مرتکب هر یک از تخلفات موضوع این قانون ، داوطلب نمایندگی مجلس شورای اسلامی باشد علاوه بر مجازات های مقرر به محرومیت از حق انتخاب شدن در 2 دوره بعد نیز محکوم میشود .
تبصره – در صورتی که مرتکب تخلف در انتخابات ، اکثریت آراء را احراز کرده باشد ، تصویب اعتبارنامه وی درمجلس شورای اسلامی تا صدور حکم قطعی دادگاه به تعویق خواهد افتاد . دادگستری موظف است به پرونده وی خارج از نوبت و حداکثر ظرف مدت شش ماه از زمان ارجاع پرونده رسیدگی کند .
ماده 156 - در مواردی که مرتکب هر یک از تخلفات موضوع این قانون داوطلب عضویت در شوراهای اسلامی شهر و روستا باشد ، علاوه بر مجازات های مقرر ، از زمان قطعیت حکم عضویت وی در آن دوره لغو و از حق انتخاب شدن در شوراها در 2 دوره بعد نیز محروم میشود .
ماده 157 - در صورتی که در اثر تخلف یا مسامحه مجریان یا ناظران انتخابات ، ضرر و زیانی به نامزدها یا اشخاص دیگر وارد شود ، موضوع قابل اقامه دعوی در محاکم حقوقی میباشد و در صورت اثبات ورود خسارت ، درصورت تقصیر مرتکب شخصاً و در صورت قصور ، دولت محکوم به پرداخت خسارت خواهد شد .
ماده 158 – در صورتی که اقدامات مذکور در این فصل بر حسب قوانین کیفری مجازات شدیدتری داشته باشد ، مرتکب ب?ک؅جازات شدیدتر محکوم خواهد شد .
ماده 159 – آئین نامه های اجرایی این قانون توسط وزارت کشور تهیه و پس از تصویب هیئت وزیران به اجرا گذاشته می شود .
تبصره – آئین نامه های اجرایی انتخابات مجلس خبرگان رهبری توسط وزارت کشور تهیه و به تصویب شورای نگهبان خواهد رسید .
ماده 160 - از زمان تصویب این قانون ، کلیه قوانین و مقررات حاکم بر همه پرسی و انتخابات ریاست جمهوری ، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا لغو و این قانون جایگزین آنها می گردد .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

براساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت«عليهم‌السلام» انسان داراي جايگاهي رفيع و شأني بس عظيم است، تا جايي كه تمام موجودات عالم نيز تحت سيطره او قرار دارند، چنانچه در آيه هفتاد از سوره مباركه اسراء مي‌خوانيم: «ما فرزندان آدم را با نطق و عقل و قدرت تمييز حق از باطل و صورت زيبا و اندام موزون و تدبير دنيا و آخرت برتري بخشيديم و بر موجودات زمين و ساير موجودات تسلط داديم».

دستگاه قضايي در حكومت اسلامي وظيفه دارد مقدمات و تشريفات دادرسي را با چنين رويكردي آماده نمايد تا در خدمت مردم باشد و قوانين و مقررات را جز ابزاري براي رفع ظلم و ستم از محرومان و بزه‌ديدگان نبيند و اگر قانون و مقرراتي غير از اين جلوه نمايد درصدد اصلاح آن برآيد.

دوام و پايداري جامعه در گرو وضع قوانين و مقرراتي است كه روابط افراد را تنظيم نمايد و قوام نظام اجتماعي را سامان بخشد، و بي‌شك وضع قوانين و مقررات عالي، زماني اثربخش خواهد بود كه بتوان آنها را به اجرا گذاشت، و در اين مرحله نقش سيستم قضايي كشور شفاف‌تر مي‌شود، كه چگونه بايد مسئوليت ايجاد نظم و امنيت جامعه را به‌عهده بگيرد تا حقوق عامه مردم تأمين گردد.

رياست محترم قوه قضاييه، با همين رويكرد ضمن احترام به شرافت و كرامت انساني و با شعار «توسعه قضايي» وارد عرصه جهاد قضايي شدند و تأمين عدالت اجتماعي را سرلوحه كار خود قرار دادند و با تدوين سياست‌هاي نوين كيفري و جزايي در راستاي كرامت انساني كار خود را ادامه دادند و درنتيجه امروز شاهد شكوفايي اين نوع نگرش در جامعه قضايي هستيم؛ و اميد آن داريم كه با تحقق حكومت ناب اسلامي و تأمين عدالت اجتماعي زمينه‌ساز ظهور حضرت مهدي(عج) و تحقق كامل حكومت علوي باشيم. اينك پس از ذكر اين مقدمه كوتاه  باتوجه به اهميت موضوع حقوق شهروندي و به‌عنوان حسن ختام به بندهايي از بخشنامه تاريخي رياست محترم قوه قضاييه در اين زمينه اشاره مي‌كنيم، كه در تاريخ 15/2/83 به‌عنوان «قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي» به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است:

1_ كشف و تعقيب جرايم و اجراي تحقيقات و صدور قرارهاي تأمين و بازداشت موقت مي‌بايد مبتني بر رعايت قوانين و با حكم و دستور قضايي مشخص و شفاف صورت گيرد و از اعمال هرگونه سلايق شخصي و سوء‌استفاده از قدرت و يا اعمال هرگونه خشونت و يا بازداشت‌هاي اضافي و بدون ضرورت اجتناب شود.

2_ محكوميت‌ها بايد برطبق ترتيبات قانوني و منحصر به مباشر، شريك و معاون جرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و رأي مستدل و مستند به مواد قانوني و يا منابع فقهي معتبر (درصورت نبودن قانون) قطعي نگرديده اصل بر برائت متهم بوده و هركس حق دارد درپناه قانون از امنيت لازم برخوردار باشد.

3_ محاكم و دادسراها مكلفند حق دفاع متهمان و مشتكي‌عنهم را رعايت كرده و فرصت استفاده از وكيل و كارشناس را براي آنان فراهم آورند.

4_ با دادخواهان و اشخاص در مظانّ اتهام و مرتكبان جرايم و مطّلعان از وقايع و كلاً در اجراي وظايف محوله و برخورد با مردم، لازم است اخلاق و موازين اسلامي كاملاً مراعات گردد.

5_ اصل منع دستگيري و بازداشت افراد ايجاب مي‌نمايد كه در موارد ضروري نيز به حكم و ترتيبي باشد كه در قانون معين گرديده است و ظرف مهلت مقررشده پرونده به مراجع صالح قضايي ارسال شود و خانواده دستگيرشدگان در جريان قرار گيرند.

6_ در جريان دستگيري و بازجويي يا استطلاع و تحقيق، از ايذاي افراد، نظير بستن چشم و ساير اعضا، تحقير و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.

7_ بازجويان و مأموران تحقيق از پوشاندن صورت و يا نشستن پشت سر متهم، يا بردن آنان به اماكن نامعلوم و كلاً اقدام‌هاي خلاف قانون خودداري ورزند.

8_ بازرسي‌ها و معاينات محلي، جهت دستگيري متهمان فراري يا كشف‌ آلات و ادوات جرم براساس مقررات قانوني و بدون مزاحمت و در كمال احتياط انجام شود و از تعرض نسبت به اسناد و مدارك و اشيايي كه ارتباطي به جرم نداشته و يا به متهم تعلق ندارد و افشاي مضمون نامه‌ها و نوشته‌ها و عكس‌هاي فاميلي و فيلم‌هاي خانوادگي و ضبط بي‌مورد آنها خودداري گردد.

9_ هرگونه شكنجه متهم به‌منظور اخذ اقرار و يا اجبار او به امور ديگر ممنوع بوده و اقرارهاي اخذشده بدين‌وسيله، حجيت شرعي و قانوني نخواهد داشت.

10_ تحقيقات و بازجويي‌ها، بايد مبتني بر اصول و شيوه‌هاي عملي قانوني و آموزش‌هاي قبلي و نظارت لازم صورت گيرد و با كساني كه ترتيبات و مقررات را ناديده گرفته و در  اجراي وظايف خود به روش‌هاي خلاف آن متوسل شده‌اند، براساس قانون برخورد جدي صورت گيرد.

11_ پرسش‌ها بايد مفيد و روشن و مرتبط با اتهام يا اتهامات انتسابي باشد و از كنجكاوي در اسرار شخصي و خانوادگي و سؤال از گناهان گذشته افراد و پرداختن در اسرار شخصي و خانوادگي و سؤال از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غيرمؤثر در پرونده مورد بررسي احتراز گردد.

12_ پاسخ‌ها به همان كيفيت اظهارشده و بدون تغيير و تبديل نوشته شود و براي اظهاركننده خوانده شود و افراد باسواد درصورت تمايل،خودشان مطالب خود را بنويسند تا شبهة تحريف يا القا ايجاد نگردد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

جايگاه

 

درآمدی حقوقی بر

شوراي عالي انقلاب فرهنگي 

 

                                       مهدي سيد محسني

علي‌رغم جايگاه و نقش كليدي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، بارها از لسان دلسوزان و اعضاي اين شورا شنيده مي‌شود كه از عدم اجراي مصوبات ابراز نگراني مي‌كنند. هرچند اجرايي نشدن مصوبات تبديل به روية معمول شده و اصولي از قانون اساسي و قوانين متعددي از مصوبات مجلس هم مي‌توان يافت كه علي‌رغم تصويب بلا اجرا باقي مانده‌اند. اما درمورد شوراي عالي انقلاب فرهنگي زماني اين مشكل به اوج مي‌رسد كه چندين بار شاهد ابطال مصوبات اين شورا در مراجع قضايي و اداري هستيم كه نمونه‌هايي در ادامه ذكر خواهد شد.

   آنچه كه در اين فرصت بدنبال آن هستيم بررسي وضعيت حقوقي مصوبات و دليل بوجود آمدن برخي مشكلات در اين مورد و راه‌حل‌هاي متصور براي آن است.

   اعضاي شورا غالباً با استناد به فرمان حضرت امام (ره) مدعي قانون بودن مصوبات شورا و لازم الاتباع بودن آنها براي همة سازمانها هستند اين فرمان در پاسخ به نامه رئيس جمهور وقت حضرت آيت الله خامنه‌اي صادر شده كه در اين نامه رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اين شورا را ناچار از وضع ضوابط و قواعدي مي‌داند كه براي تأمين اهداف و دستورات منظور در حكم تشكيل شورا ضروري است در اين نامه آمده‌است كه: «همكاري و دخالت قوه قضاييه در موارد لزوم، منوط به آن است كه مصوبات اين شورا داراي اعتباري در حد قانون باشد. مستدعي است، نظر شريف در اين باره را ابلاغ فرماييد.» نامه شماره 9718/1 مورخ 29/11/1363.

   حضرت امام (ره) در جواب مرقوم مي‌دارند:

باسمه تعالي

ضوابط و قواعدي را كه شوراي محترم عالي انقلاب فرهنگي وضع مي‌نمايند بايد ترتيب آثار داده شود.

6/12/1363

روح الله الموسوي الخميني

 

هرچند با استناد به اين حكم بعضاً ادعاي قانون بودن مصوبات مطرح شده اما با كمي توجه نادرست بودن اين ادعا قابل اثبات است. در قانون اساسي با تثبيت قاعده تفكيك و استقلال قوا از يكديگر وضع قانون در عموم مسائل را به شرح دو اصل 58 و 71 به مجلس شوراي اسلامي و به نحوي در حد مقرر در اصل 112 به مجمع تشخيص مصلحت نظام  اختصاص داده‌است كه با اين وصف اطلاق قانون به مقررات موضوعه ساير واحدهاي دولتي از جمله مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي مبناي حقوقي و وجاهت قانوني ندارند. و اين مصوبات از مقوله تصويب‌نامه‌ها و آيين‌نامه‌ها و نظامات دولتي محسوب‌ مي‌شود. چنين مصوباتي درصورت عدم مغايرت با قانون اساسي و شرع و همچنين درصورتي كه خارج از حدود اختيارات نهاد مربوطه نباشند معتبر و متبع هستند.

   بعلاوه بررسي شرايط صدور فرمان تا حدودي در فهم اين فرمان مفيد خواهد بود در نامة شمارة 1739/ م د ش مورخ 30/7/70 دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي‌نويسد: «در ابتداي كار شوراي عالي انقلاب فرهنگي زماني كه ضوابط گزينش دانشجو و كميته انضباطي دانشجويان در دست تصويب بود، باتوجه به اينكه مسئله ماهيت قضايي داشته و برخي موارد مستلزم دستور توبيخ مجازات و سلب مزايا و برخي از حقوق از دانشجويان است كتب تكليف از امام ضروري تشخيص داده شد».

   همان طور كه بررسي شد مسئله در حد كميته انضباطي و مسائل مربوط به نظامات درون دانشگاه بوده كه در حد آيين‌نامه و تصويب‌نامه دولتي است و فرمان حضرت امام هم صرفاً به جهت حمايت از شورا بوده. و به هيچ وجه به معناي اجازة قانون گذاري در مقابل نهاد مجلس نيست.

   به اين نكته بايد توجه كرد كه «قانون» نبودن مصوبات اين شورا به معناي عدم ضمانت اجرا نيست بلكه به موارد متعددي در قوانين فعلي مي‌توان اشاره كرد كه به حمايت مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي اختصاص دارد.

    از جمله تبصره 2 ماده 4 قانون تشكيلات و وظايف وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي مصوب 3/3/1367 مجلس كه بيان مي‌كند: «كليه ضوابط و مقررات آموزشي حاكم بر ساير دانشگاههاي كشور و نيز ضوابط و مقررات آموزشي اعلام شده از طرف شوراي عالي انقلاب فرهنگي و وزارت فرهنگ و آموزش عالي درمورد دانشگاه‌هاي علوم پزشكي حاكم و مجري خواهد بود.» باتوجه به اينكه هيچ ويژگي خاصي را در زمينه حاكميت مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي بر دانشگاه‌هاي علوم پزشكي نسبت به ساير مؤسسات آموزش عالي نمي‌توان ذكر كرد و با استناد به وحدت ملاك مي‌توان ادعا كرد كه «ضوابط و مقررات آموزشي» اعلام شده از طرف شوراي عالي انقلاب فرهنگي درمورد همة‌ مؤسسات آموزش عالي لازم الاتباع و كاملاً قانوني است.

   از ديگر ابزارهاي تحت اختيار شوراي عالي انقلاب فرهنگي مديريت امور مالي دانشگاههاست.

   در مادة 1 قانون نحوة‌ انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاه و موسسات آموزش عالي و تحقيقاتي مصوب 18/10/1369 داريم: «امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي و تحقيقاتي كه براساس مجوزهاي رسمي وزارتين فرهنگ و آموزش عالي و بهداشت و درمان آموزش پزشكي تاسيس شده يا مي‌شود در اين قانون (موسسه) ناميده مي‌شوند صرفاً تابع اين قانون و آيين نامه‌هاي اجرايي آن مي‌باشند.»

   در مادة 9 همين قانون داريم «آئين نامة‌ اجرايي هريك از مواد فوق برحسب نياز به پيشنهاد هيئت امناي موسسات مربوطه و تصويب مشترك وزراي فرهنگ و آموزش عالي و بهداشت درمان و آموزش پزشكي قابل اجرا خواهد بود.

   تبصره: تركيب هيئت امنا مطابق مصوبه جلسات 181 و 183 مورخ 9 و 23/12/1367 شوراي عالي انقلاب فرهنگي تعيين مي‌شود» البته مدتي بعد قانون به طور كلي اختيارات تركيب هيئت امنا را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي واگذار مي‌كند.

   در قانون مربوط به مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در خصوص تركيب هيئت امناي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي مصوب 3/4/1376 آمده: «مادة واحده، تركيب هيئت امناء دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و تحقيقاتي موضوع قانون نحوه انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و تحقيقاتي مصوب سال 1369 مجلس شوراي اسلامي كه توسط شوراي عالي مذكور كه قبل يا بعد از تصويب اين قانون تعيين گرديده و با مصوبات جلسات 181 و 183 مورخ نهم و بيست و سوم اسفندماه 1367 شوراي ياد شده مطابقت ندارد، تصويب مي‌گردد».

   از طرفي در مادة 2 (اصلاحي 30/11/69) قانون تشكيل هيأت امناي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي مصوب جلسات 181 و 183 مورخ 9 و 23/12/1367 داريم: «اعضاي بند (ج) به پيشنهاد وزير مربوطه و بنا به تصميم رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي به جلسات شوراي عالي جهت بررسي و تصميم گيري مشورتي معرفي شده و رياست جمهوري بر مبناي نتيجه حاصل از شورا احكام مربوطه را براي 4 سال عضويت در هيأتهاي مذكور امضا مي‌نمايد…»

   كه البته به موجب بند 9 مصوبه بازنگري مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در خصوص آموزش عالي مصوب 5/8/77 ضوابط كلي و وظايف هياتهاي امناء را شوراي عالي انقلاب فرهنگي تعيين مي‌كند و اعضا با حكم رئيس جمهور منصوب مي‌شوند به اين ترتيب شوراي عالي انقلاب فرهنگي با نظارت غير مستقيم بر آيين‌نامه‌هاي مالي مؤسسات آموزش عالي مي‌تواند پيگيري مصوبات خود را اعمال كند.

همين طور بحث نحوه انتخاب رؤساي دانشگاهها كه به طور معمول با نظر شوراي عال انقلاب فرهنگي انتخاب مي‌شوند (موضوع مصوبه جلسه 441 مورخ 21/2/78 با اصلاحات 24/12/78) مي‌تواند در پيگيري نظرات و مصوبات شورا ابزار مؤثري محسوب شود.

   علي‌رغم اين قوانين، باز هم شاهد مواردي مثل ابطال مصوبات شورا در ديوان عدالت اداري هستيم به عنوان مثال: رأي ديوان عدالت اداري درخصوص ابطال مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي درمورد احكام صادره توسط هيئت مركزي گزينش دانشجو (787) نقل از شماره 16016-28/11/78 روزنامه رسمي كه مصوبه هشتاد و سومين جلسه مورخ 11/6/65 و مصوبه جلسه 439 مورخ 25/12/77 را باطل اعلام مي‌كند.

   همچنين درمورد شكايت فردي به نام احمد.م با موضوع ابطال بندهاي 2-5، 3-5 و 5-5 مصوبه جلسه 478 و 480 مورخ 18/2/80 و 12/4/81 درخصوص وظايف و اختيارات مطبوعات باز هم ديوان مصوبه شوراي عالي را باطل اعلام مي‌كند در هر دو مورد به نظر مي‌رسد ديوان با استناد به اينكه شوراي عالي خارج از حيطه حدود و اختيارات خود مصوبه داشته آنها را باطل اعلام مي‌كند به عنوان مثال درمورد اول فوق الذكر در متن رأي هيئت عمومي ديوان آمده‌است كه «نظر به اينكه فرمان مورخ 6/12/1363 حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه مفيد جواز وضع ضوابط و قواعد خاص به منظور تنظيم و تنسيق امور مربوط به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و نحوة گزينش و امور انضباطي دانشجويان است و متضمن اذن وضع مقررات خارج از حدود امور مذكور و يا مغاير با قانون اساسي و قوانين مصوب مجلس از جمله سلب حق رسيدگي به شكايات توسط مراجع قضايي و نفي صلاحيت آنان نمي‌باشد».

   هرچند كه اظهارنظر شوراي عالي انقلاب فرهنگي درمورد صلاحيت مراجع قضايي به نظر غيرقابل قبول مي‌رسد اما مشكل اصلي مصوبات مطلب ديگري است.

   مشكل اصلي را بايد در اين دانست كه با تعريف مأموريت تازه براي اين شورا ساختار حقوقي متناسب ايجاد نشده‌است.

   در حكم مورخ 14/9/75 مقام معظم رهبري بعد از اشاره به وضعيت دانشگاهها به نكتة مهم ديگري هم توجه مي‌شود «در بخش ديگر و گسترده تر مسائل فرهنگي يعني فرهنگ عمومي، وظايف مسئولان كشور سنگين‌تر و حساس تر است… همة اين حقايق مهم و هشدار دهنده مسئولان فرهنگي كشور را به تدبيري برتر و راهنماي بيشتر و تلاشي گسترده‌تر فرا مي‌خواند و به ويژه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را كه در جهاد ملي با بيسوادي و عقب ماندگي علمي و تبعيت فرهنگي در حكم ستاد مركزي و اصلي است. به تحرك و نوآوري و همت گماري بر مي‌انگيزد».

   در اين حكم و در ساير بيانات و سخنراني‌ها، مقام معظم رهبري با تعيين مسائل «فرهنگ عمومي» به عنوان مأموريت تازه، درواقع علاوه بر مسائل دانشگاهها، فضاي عمومي فرهنگي جامعه را موضوع فعاليت اين شورا تعيين مي‌نمايند از جمله مؤيدات اين ديدگاه تركيبي است كه مشخص مي‌شود كه برخلاف تركيب فرمان 19/9/63 حضرت امام كه محدود به سران سه قوه وزير آموزش و پرورش و چند شخص حقيقي ديگر بود اينبار با تركيب گسترده از تمام شخصيتهاي حقوقي مؤثر در فضاي فرهنگي جامعه و عدة زيادي از نخبگان فرهنگي و علمي كشور تشكيل مي‌شود.

   بي شك تغيير تركيب شورا را بايد متناسب با مأموريت تازة آن تفسير كرد . در همين چارچوب مصوبات اخير شورا هم مانند مصوبات راجع به اينترنت، مطبوعات و… بدنبال تحقق اين مأموريت تازه بوده‌اند.

    البته با تفكيك مصوبات به سياستهاي كلي و ضوابط موردي بايد گفت سياستهاي كلي مصوب كمافي‌السابق از طريق پيگيري مسئولان و شخصيتهاي حقوقي حاضر و يا شخص مقام معظم رهبري قابليت اجرا مي‌يابد.

اما درمورد ضوابط موردي، همان طور كه ذكر شد نمي‌توان در مقابل مجلس شوراي اسلامي و مجمع تشخيص مصلحت نظام نهاد تقنيني ديگري تصور كرد. بلكه بايد با محدود كردن قلمرو مورد نظر و تعريف دقيق آن (همانطور كه درمورد ضوابط حاكم بر دانشگاهها صورت گرفته‌بود) با همكاري مجلس شوراي اسلامي يا از طريق حكم رهبري بدون دخالت در قاعده تفكيك قوا، ضمانت اجراي مناسب براي مصوبات در نظر گرفت.

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

 

تاملي در نسبت ميان انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي

 

 

 http://www.7ghofl.com/n.16/barge2.htm

   پس از سالها مجاهدت سرانجام انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن سال 57 به پيروزي رسيد. اما نه پيروزي نهايي بلكه اولين سنگر فتح شد. 22 بهمن نه پايان انقلاب بلكه شروع انقلاب اسلامي بود. در اين روز اولين هدف انقلاب يعني سرنگوني رژيم فاسد پهلوي، محقق شد و زمينه براي تشكيل نظام اسلامي فراهم شد. نظامي كه بر پايه احكام اسلام به دنبال اجراي عدالت و رشد معنويت اسلامي در بين افراد جامعه باشد و بتواند آرزوي چند هزار سالة انبيا و اوليا و اوصيا و شهدا و همة مبارزان راه حق و حقيقت، يعني اقامة عدل و داد را بر آورده كند. نظامي كه در جهان ياور و پشتيبان مظلومان و پابرهنگان و مستضعفاني باشد كه زير فشار سرمايه‌داراي و كمونيسم و صهيونيسم دست و پا مي‌زدند. موجي از شادي در سراسر ايران بلكه در سراسر دنيا به پا شد.

   چه خوب مبارزان راه عدالت و آزادي اهميت واقعه را درك كرده بودند و همة تلاشها معطوف به استفاده صحيح از اين فرصت طلايي شده بود. فرصتي كه نصيب كمتر كسي از انبيا و اوليا و ائمه (ع) در طول تاريخ شده بود، همة مراحل و مقدمات لازم براي تشكيل حكومت (همه‌پرسي، نوشتن قانون اساسي و تصويب نهايي آن) به سرعت انجام شد و نهادهاي حكومتي يكي پس از ديگري شكل گرفت. از طرف ديگر، مقابله با تحركات منافقين و ضد انقلاب از وظايف اصلي انقلابيون شده بود. به منظور تداوم انقلاب و هدايت آن در جهت صحيح، به دستور امام و توسط جوانان مؤمن و انقلابي نهادهاي مردمي و انقلابي همچون كميته انقلاب اسلامي، جهادسازندگي، كميته امداد، بسيج مستضعفين و ... تشكيل شد و توان نيروهاي انقلابي كه تا آن موقع صرف تخريب رژيم گذشته و سرنگون كردن آن مي‌شد، در جهت دفاع از انقلاب و تحقق اهداف آن به كار گرفته شد.

   انقلاب اسلامي با اهداف و آرمانهاي بلند شكل گرفته بود. اين انقلاب به دليل ماهيت اسلامي آن نه محدود به مكان خاصي بود و نه زماني خاص. اين انقلاب آمده بود تا «سنگرهاي كليدي جهان» را يكي پس از ديگري فتح كند و «پرچم لااله‌الّا‌الله » را در سراسر نقاط عالم به اهتزاز در آورد. هدف والاي انقلاب «خشكانيدن ريشه‌هاي فاسد صهيونيزم، سرمايه‌داري و كمونيزم در جهان و نابودي نظامهايي كه براين سه پايه استوار گرديده‌اند»، بود. اين انقلاب در صدد «ترويج نظام اسلام رسول الله (ص)» و «به صدا در آوردن ناقوس مرگ امريكا و شوروي از كليساهاي جهان» بود. انقلاب مردم مسلمان ايران به رهبري خميني كبير نه فقط براي تغيير حكومت در ايران بلكه براي ايجاد تمايز بين «اسلام ناب» و «اسلام امريكايي» شكل گرفته بود و آمده بود تا مناديان و مدافعان اسلام ناب يعني «پابرهنگان و محرومان و مظلومان و مستضعفان جهان» را عزت بخشد. و طرفداران اسلام امريكايي يعني «مقدس نمايان متحجر و بي‌هنر، سرمايه‌داران زالوصفت خدانشناس، مرفهين بي‌درد و قدرت مداران بازيگر را رسوا و نابود گرداند». اين آرمانها در پيامها و سخنراني‌هاي حضرت امام و ياران ايشان و وصيت‌نامه‌هاي شهيدان و شعارهاي مردم متجلي بود.

   غايت نهايي انقلاب برقراري حكومت عدل جهاني به رهبري حضرت وليعصر (عج) بود. اما ناگزير اين انقلاب بايد اهداف مقطعي براي خود تعريف مي‌كرد و مرحله به مرحله به سمت آرمانهاي بلند خود پيش مي‌رفت. مرحلة اول، نابودي رژيم پهلوي، مرحلة دوم، تشكيل نظام اسلامي، مرحلة سوم، تلاش براي هر چه بيشتر اسلامي شدن اين نظام و تشكيل دولت اسلامي، مرحلة چهارم، تشكيل كشور اسلامي در ايران و الي آخر. در طي اين مسير يك اولويت اساسي وجود داشت و آن حفظ دستاوردهاي انقلاب بود. يعني هر آنچه كه اين انقلاب در طي مسير گذشتة خود به دست آورده مي‌بايست حفظ شود تا حركت به عقب وجود نداشته باشد. مثلاً وقتي نظام اسلامي يعني نظامي كه مشروعيت دارد تشكيل شد، مي‌بايست اول اين نظام حفظ شود تا بعد براي هر چه بيشتر اسلامي شدن آن و تشكيل دولت اسلامي تلاش كرد. لذا وقتي صدام به كشورما حمله كرد و قصد تجاوز به خاك كشور و ساقط كردن نظام اسلامي در ايران را داشت، اولويت اول انقلاب حفظ تماميت ارضي و استقلال كشور و دفاع از نظام در برابر تجاوز دشمن بيگانه شد. جوانان انقلابي تمام توان خود را در اين راه به كارگرفتند. بعد از گذشت حدود دو سال از جنگ معادلة جنگ به نفع ما تغيير كرد. ديگر هدف فقط دفاع در مقابل دشمن نبود. بلكه هدف تأديب صدام و نابودي حكومت او و نجات منطقه از شر حكومت او و نيز نجات مردم عراق از چنگال رژيم بعثي عراق بود. و اين براي دنيا و قدرتهاي استكباري خط قرمز محسوب مي‌شد. امريكا و هم‌پيمانان غربي و عربي آن، همة توان خود را براي مقابله با انقلاب به كار گرفتند و تلاش كردند تا جلوي اين اقدام انقلاب اسلامي را بگيرند. آنها خوب دريافته بودند كه عقب‌نشيني از اين موضع، به معناي پذيرفتن بعد برون مرزي انقلاب اسلامي و تن دادن به گسترش محدودة انقلاب به ساير كشورهاي اسلامي است. در اين مقطع، تقابل انقلاب اسلامي با همة ابرقدرتهاي دنيا شكل گرفت. سرانجام دنيا توانست ايران را وادار به آتش‌بس نمايد و جام تلخ زهر را به رهبر كبير انقلاب اسلامي بخوراند.

   با پايان جنگ هيچ چيز تمام نشده بود. جنگ با عراق پايان يافته بود. ولي جنگ با همة قدرتهاي استكباري آغاز شده بود. حضرت امام بعد از پايان جنگ، جنگ فقر و غنا را به عنوان افق آيندة انقلاب اسلامي مطرح كرد: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار و جنگ پا برهنه‌ها و مرفهين بي‌درد شروع شده است.» (پيام امام خميني (ره) به مناسبت سالگرد كشتار خونين در مكه و قبول قطعنامه 598، (29/4/67) صحيفه نور، ج 20، ص 233 ) جوانان مؤمن و متعهد انقلابي در حوزه‌ها و دانشگاهها از سوي امام، موظف به تشكيل بسيج دانشجو و طلبه و همة جوانان انقلابي در سراسر جهان موظف به تشكيل بسيج جهاني اسلام و هسته‌هاي مقاومت حزب‌الله در همة كشورهاي جهان شدند.

   امّا افسوس كه آرمانهاي انقلاب اسلامي به فراموشي سپرده شد. انقلاب اسلامي با اين آرمانهاي والا در نظام اسلامي خلاصه شد. نظامي كه تا رسيدن به الگوي متعالي حكومت علوي فاصلة زيادي داشت. اين وظيفة انقلاب بود تا دست طفل نوپاي نظام اسلامي را بگيرد و آنرا تا رسيدن به دوران بلوغ و تنومند شدن پايه‌هاي اصيل اسلامي در حكومت و تشكيل حكومت عدل اسلامي پيش ببرد. مرز بين انقلاب و نظام از بين رفت و اين دو درهم ادغام شدند. بسيجيان، اين سربازان مخلص انقلاب كه بايد نقادانه رفتار حكومت را زير ذره‌بين مي‌گرفتند و حاكمان را شجاعانه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كردند، به توجيه‌گران وضع موجود و حكومت تبديل شدند. هرگونه انتقادي به حكومت، دشمني با انقلاب تلقي مي‌شد.

   مردم انقلابي خود را در چارچوب نظام تعريف مي‌كردند نه اينكه نظام خود را به عنوان يكي از دستاوردهاي انقلاب (كه در مقابل اهداف متعالي انقلاب بسيار ناچيز بود.) و ذيل انقلاب تعريف كند. اين حاكمان بودند كه براي انقلابيون تصميم مي‌گرفتند نه انقلابيون براي حاكمان، اصل مترقي ولايت فقيه با برداشت سطحي كه از آن شد به جاي آنكه عامل حركت و قيام لِلّه و ايستادن در برابر مستكبران و زورگويان و زرسالاران عالم باشد، به عاملي بازدارنده و بهانه‌ايي براي قعود تبديل شد. ديگرنه مردم و نه حاكمان، هيچ كدام خود را مخاطب فرامين رهبر انقلاب نمي‌دانستند.

   انقلاب اسلامي و نظام اسلامي دو نقطة پيوند دارند. اول آنكه نظام جمهوري اسلامي زاييدة انقلاب اسلامي است و يكي از دستاوردهاي آن به شمار مي‌رود. دومين نقطة پيوند، ولايت فقيه است. ولي فقيه در درجة اول، رهبر انقلاب و امام امت مي‌باشد و سپس فردي كه در رأس نظام اسلامي قرار گرفته است. در واقع انقلاب اسلامي، نظام اسلامي را بر پاية تئوري ولايت فقيه بنا نهاده تا رهبر انقلاب، هم ضامن حركت نظام در مسير صحيح اسلام و انقلاب باشد و هم منبع مشروعيت بخشيدن به نهادهاي مختلف نظام.

   قبل از پيروزي انقلاب به جز حضرت امام (ره) كه سكاندار انقلاب بودند، افرادي چون شهيد بهشتي، شهيد مطهري، شهيد باهنر، آيه‌الله خامنه‌اي و مرحوم آيه‌الله طالقاني نقش ليدر انقلاب را ايفا مي‌‌كردند و مي‌توان اينگونه تعبير كرد كه حضرت امام را در رهبري انقلاب ياري مي‌دادند.

   علاوه براين، اشخاص و افراد زياد ديگري در استانها و شهرهاي مختلف، در دانشگاه و حوزه و ميان اقشار مختلف مردم به هدايت مردم و رساندن پيام انقلاب به مردم نقش داشتند. بعد از پيروزي انقلاب و تشكيل نظام جمهوري اسلامي عمدة اين افراد جذب نهادهاي مختلف نظام شدند و پستهاي حكومتي را در دست گرفتند.

    در اين ميان ديدگاه شهيد بهشتي قابل تأمل است. ايشان بعد از پيروزي انقلاب به جز مسئوليت در شوراي انقلاب و مجلس خبرگان قانون اساسي، حاضر به پذيرش هيچ مسئوليت حكومتي نشد و ترجيح داد فعاليتهاي حزب جمهوري اسلامي را سروسامان دهد. حزب جمهوري اسلامي دو رسالت مهم داشت. اول، حفظ روحية انقلابي ميان مردم و روشنگري و هدايت جامعه در مسير انقلاب و دوم، كادر سازي براي نهادهاي مختلف نظام. شهید بهشتي آنگاه حاضر به قبول مسئوليت رياست ديوان عالي كشور شد كه با تكليف شرعي از سوي امام مواجه شد. تشكيل حزب جمهوري اسلامي و تاكيد شهيد بهشتي بر عدم قبول مناصب حكومتي از دورانديشي ايشان نشأت گرفته بود. ايشان به خوبي خطري كه آيندة انقلاب را تهديد مي‌كرد، دريافته بود و به دنبال مقابلة با آن بود.

   اكنون هم هر كس كه مي‌خواهد خدمتي به انقلاب انجام دهد و براي تحقق آرمانهاي آن بكوشد به نوعي سعي دارد خود را وارد حكومت كند. در غير اينصورت هيچ زمينه‌اي براي فعاليت و خدمت او وجود ندارد.

   آيندة انقلاب نياز به افرادي دارد كه خود را سرباز انقلاب بدانند و رسالت انقلابي خود را بدون ورود در حاكميت انجام دهند. اين به معناي رودررويي با نظام نيست و به آن معنا نيست كه ورود در نهادهاي حكومتي اعم از دولت، مجلس، قوه قضائيه يا ساير نهادها امري مذ موم است و هيچ انقلابي نبايد وارد در حاكميت شود. طي مسير آيندة انقلاب نيازمند افرادي است كه در سطوح مختلف به هدايت و روشنگري جامعه و نيز نقد نظام جمهوري اسلامي بپردازند.

   ريشة بسياري از مشكلاتي كه در 17 سال اخير شاهد آن بوده‌ايم، خلط انقلاب اسلامي با جمهوري اسلامي است. در آينده هم اگر بخواهيم آيندة راه انقلاب اسلامي را بپيمايم و در راه تحقق اهداف و آرمانهاي آن تلاش كنيم، بايد ابتدا اين مشكل تئوريك را حل كنيم. انقلابيون تا نتوانند نسبت درستي بين خود و نظام اسلامي برقرار كنند، نخواهند توانست راه صحيح انقلاب را بپيمايند. پيگيري مسائلي چون جنبش نرم‌افزاري، جنبش عدالتخواهي و نهضت جهاني اسلام تنها بعد از حل اين مشكل تئوريك امكان‌پذير خواهد بود.

    اگر ما نتوانيم بين انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي تفكيك قائل شويم، انقلاب معناي واقعي خود را از دست مي‌دهد و هر حركتي غير ممكن خواهد شد. امروز بزرگترين جمود و تحجر محدود كردن انقلاب در چارچوب جمهوري اسلامي است. انقلابيون بايد شأن ويژه‌اي براي خود تعريف كنند و خود را مخاطب اصلي جملات حضرت امام بدانند و با الهام گرفتن از آنها و فرامين مقام معظم رهبري خطوط آينده نهضت را تعيين و در راه تحقق آرمانهاي بلند انقلاب گام بردارند.

 

 http://www.7ghofl.com/n.16/barge2.htm

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 


  سازماندهى عفو بين الملل در طرح جدید

نویسنده: نينا اشترك


سازمان «عفو بين الملل» در چندساله اخير نه تنها به وضعيت زندانيان سياسى مى پردازد بلكه احقاق حقوق از دست رفته گروگان ها، پناه جويان، بى كاران و بى خانمان ها را هم از وظايف خود مى داند. گستردگى اين وظايف و مأموريت ها براى سازمان موجب معضلات زيادى از جمله ناكارآمدى شده و به عبارتى اين مسئله اعتبار و نفوذ اين سازمان را تا حد زيادى كاهش داده است.

خانم «ايرنه  خان» دبيركل سازمان عفو بين الملل به تازگى در يكى از سخنرانى هايش با لحنى كه آشكارا نوعى حالت تدافعى را نشان مى دهد، گفته است: «سازمان عفو بين الملل از آغاز تاسيس همواره در حال تغيير و تحول بوده است.» شايد اين ادعا درست باشد. با اين حال اين سازمان از چهار سال پيش كه خانم «خان» به رياست آن برگزيده شده، چنان تغيير و تحولاتى را تجربه كرده كه در طول تاريخ خود بى سابقه بوده است. زمانى اين سازمان قادر بود تا هزاران نفر را وادار به نامه نگارى با رژيم هايى كند كه حقوق بشر را ناديده مى گرفتند و گاه اين نامه نگارى ها موجب آزادى زندانيان سياسى و عقيدتى مى شد و علاوه بر آن، سازمان عفو بين الملل اقدامات زيادى را عليه شكنجه و مجازات اعدام به اجرا مى گذاشت. و بدين ترتيب در فرآيندى سى ساله سازمان عفو بين الملل از شهرت و نفوذ و اعتبارى خاص برخوردار شده بود. اما رفته رفته اين سازمان گسترده فعاليت هاى خود را افزايش داد و رسيدگى به وضعيت گرسنگان، بى كاران، مبارزه با خشونت هاى به اصطلاح خانوادگى و همين طور احقاق حقوق از دست رفته(!!) همجنس بازان نيز در دستور كار عفو بين الملل قرار گرفت و البته اين مسئله موجب خوشنودى «ايرنه  خان» است.

اما آيا اين گسترده تر كردن وظايف ايده خوبى بود؟ بدون ترديد اين تغييرات كه گاه تا آنجا پيش مى رود كه گويى عفو بين الملل خواهان تغيير دنيا است، وضعيت اين سازمان را دچار نوعى تشتت و ناهمگونى كرده است. در حال حاضر فهرستى بلندبالا و بزرگ از وظايف اين سازمان در مقابل ما قرار دارد، اما آنچه بيشتر موجب نگرانى مى شود اين پرسش است كه عفو بين الملل چگونه مى تواند انجام و رسيدگى به همه اين وظايف را تضمين كند؟ و نبايد تعجب كنيم وقتى ديگر كسى چندان توجهى به گزارش هاى گاه افشاگرانه اين سازمان نمى كند. زمانى بود كه تقريباً هيچ دولتى كه متهم به ناديده گرفتن حقوق بشر مى شد، قادر نبود سازمان عفو بين الملل را به طور كامل ناديده بگيرد. اما از زمانى كه وظايف جديدى از قبيل حقوق كار و بى كاران و غيره به وظايف اين سازمان افزوده شد، براى دولت ها نيز ناديده گرفتن گزارش هاى عفو بين الملل به همان اندازه ساده تر شد.

كاهش كارايى و نفوذ سازمان عفو بين الملل را مى توان با آوردن مثال هايى بيشتر روشن كرد: در سال ۲۰۰۴ اين سازمان صليب سرخ بين المللى بود كه براى اولين بار تصاويرى از شكنجه زندانيان در ابوغريب توسط نظاميان آمريكايى را منتشر كرد. يك سال پيش نيز سازمان آمريكايى «ديده بان حقوق بشر» بود كه خبر از اعمال شكنجه هاى سيستماتيك توسط نيروهاى امنيتى عراق بر عليه زندانيان داد. پس سازمان عفو بين الملل در اين موارد كجا بود و چه كار مى كرد؟ «ايرنه  خان» ادعا مى كند كه سازمان متبوعش در جولاى سال ۲۰۰۳ از وجود شكنجه در ابوغريب اطلاع داشته و طى گزارش هايى به حاكم غيرنظامى عراق «پل برمر» و وزير دفاع بريتانيا «جف هوون» نسبت به اين مسئله اعتراض كرده بوده اما كسى نسبت به آن واكنش نشان نداده است. منتقدين بر اين عقيده اند كه اتفاقاً همين عدم واكنش نسبت به اين گزارش دليلى بر ضعف و ناكارايى سازمان عفو بين الملل است. متاسفانه از قرار معلوم در داخل اين سازمان هم خبرى از بحث و فعاليت در مورد بازگشت به وظايف اوليه نيست. شايد اين مسئله هم به دليل گستردگى وظايف اين سازمان باشد كه براى دست اندركاران آن فرصتى براى بحث و گفت وگو جهت بهبود وضعيت عفو بين الملل باقى نگذاشته است. برخلاف اين سازمان، نهادهاى مدنى آمريكايى و اروپايى اين فرصت و قدرت را دارند تا بر روى وظايف اصلى و اساسى خود تمركز كنند. احتمالاً «ايرنه  خان» نيز از اين بابت تحت فشار و انتقاد قرار دارد. دبيركل ۴۹ساله و حقوقدان سازمان عفو بين الملل زنى است كوچك و لاغراندام با تبار بنگلادشى و در عين حال فعال و پرجنب وجوش. هر وقت از پرسشى خوشش نيايد يا جواب قانع كننده اى براى آن نداشته باشد، پيشانى اش را چين مى اندازد و لب بالايش بى اختيار به لرزه مى افتد. دفتر كار او آپارتمان بازسازى شده اى در طبقه سوم ساختمانى واقع در مركز لندن است. «ايرنه  خان» با تمام وجود عقيده دارد كه مى توان به كمك سازمان عفو بين الملل دنياى بهترى ساخت و با شور و شعف از كشورهايى كه به آنجا سفر كرده و از كسانى كه با آنها صحبت كرده و از اتفاقات تاثيرگذار در زندگى اش مى گويد: از بسيارى حكايت هايش بوى تلخ بى عدالتى و ظلم مى آيد و مى گويد: «بايد بيشتر كار كنيم.» ولى واقعيت اين است كه اى كاش بيشتر كار شده بود!

سازمان عفو بين الملل از بدو تاسيس مسئله حقوق بشر را در سر فصل وظايف خود قرار داد، اما اين كه منظور اين سازمان كدام حقوق بشر است، جاى بحث دارد و اتفاقاً همين مسئله مشكل ساز شده است. از نظر حقوق بين الملل دو منشور براى حقوق بشر وجود دارد و عمل به آن الزامى است: يكى منشور حقوق سياسى و شهروندى و ديگرى منشور مربوط به حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى. سازمان عفو بين الملل پيش از اين وظايف خود را تنها در چارچوب اولين منشور و مفاد آن تعريف كرده بود كه شامل حق زندگى، ممنوعيت بهره كشى و برده دارى و كار اجبارى، حقوق مربوط به آزادى هاى فردى و امنيت، حق آزادى بيان و انديشه و آزادى مذهب و همين طور حقوق مربوط به رعايت عدالت براى شركت در انتخابات عمومى مى شد. سازمان عفو بين الملل طى سال ها موفق شد اين مسئله را در ميان مردم اروپاى غربى و ايالات متحده آمريكا جا بيندازد كه حقوق بشر شامل همه اين موارد مى شود و بايد از اين حقوق به عنوان نوعى الزامات اخلاقى ياد كرد و هر كس آن را ناديده بگيرد بايد تحريم شود و علاوه بر آن وادار به رعايت اين حقوق گردد. اين موقعيت مرهون تلاش ها و انديشه هاى «پيتر بننسون» پايه گذار سازمان عفو بين الملل است كه حدود يك سال پيش و در سن ۸۳ سالگى درگذشت.

بننسون در سال ۱۹۶۱ و در اثر يك اتفاق به فكر تاسيس اين سازمان افتاد. او در يك روز پاييزى ماه نوامبر ۱۹۶۰ وقتى طبق معمول هر روز سوار بر متروى لندن شد تا به محل كارش برود، چشمش به خبرى در روزنامه «ديلى تلگراف» افتاد و نظرش جلب شد: دو شهروند پرتغالى پس از آنكه براى آزادى شادى كردند، توسط ماموران پليس دستگير شدند. اين خبر تاثير زيادى روى بننسون گذاشت و پس از ساعتى به اين فكر افتاد كه مى تواند افراد زيادى را به اين مسئله مجاب كند كه همگى براى ديكتاتور سابق پرتغال يعنى «سالازار» نامه سرگشاده بنويسند و خواهان آزادى آن دو نفر بشوند و همين كار را هم كرد. شش ماه پس از آن بننسون طى مقاله اى با عنوان «زندانى فراموش شده» در نشريه «آبزرور» نوشت: «اگر نسبت به عمل و كار جمعى روى خوش نشان دهيم، آنگاه مى توانيم واقعاً كارى بكنيم.» در آن زمان بسيارى از مردم بننسون را مسخره مى كردند، اما تنها در عرض يكسال دفاتر سازمان عفو بين الملل در ۱۲ كشور جهان تاسيس شد. اين سازمان تا به امروز براى آزادى ۴۷ هزار زندانى اقدامات لازم را به عمل آورده و تقريباً در ۴۵ هزار مورد تلاش هايش با موفقيت همراه بوده است. «نلسون ماندلا» و رئيس جمهور چك يعنى «واتسلاو  هاول» موارد زنده حاصل اين تلاش ها هستند. سازمان عفو بين الملل در تاسيس ديوان بين المللى نيز مشاركت كرد و در سال ۱۹۷۷ جايزه صلح نوبل به اين سازمان تعلق گرفت.به هر صورت سازمان عفو بين الملل طى سى سال اوليه فعاليت خود، تلاش هايى ارزنده در راه حفظ و پاسداشت حقوق بشر انجام داد. اما ناگهان فروپاشى بلوك شرق و ديوار برلين و سقوط آپارتايد در آفريقاى جنوبى، اين ابهام را به وجود آورد كه ديگر چه هدفى براى مبارزه باقى مانده است. اين رويدادها به گفته خانم خان «شوكى بزرگ به سازمان هاى حقوق بشرى وارد كرد.» و پس از آن بود كه همه فعاليت هاى اين سازمان متوجه ديگر مناطق جهان شد. از آن زمان به اين سو فعاليت هاى چشمگير سازمان عفو بين الملل بيشتر معطوف به حمايت از زندانى هاى عقيدتى و سياسى مشرق زمين، حمايت از سياهان آفريقا و اعتراض به قتل عام هايى مثل مورد ميدان صلح آسمانى پكن و اطلاع رسانى در اين موارد شد و بدين صورت بخشى از فعاليت هاى سنتى اين سازمان به فراموشى سپرده شد و گذشته از آن برخى از گروه ها و نهادهاى محلى حقوق بشرى نيز اين مسئله را به اعضاى خود تلقين كردند كه موضوع حقوق بشر را پايان يافته تلقى كرده و خود را در اين مبارزه پيروز بدانند.

در اواسط دهه ۹۰ بحث غالب و تقريباً هميشگى رسانه ها و افكار عمومى در مورد مسئله جهانى سازى بود و بدين ترتيب موضوع فقر يك بار ديگر در مركز توجه قرار گرفت. نهادهاى مدنى و غيردولتى غرب هر روز بيش از روز پيش نسبت به كمبود اعتبارهاى مالى اعتراض مى كردند و البته به اين صورت تعداد زيادى از فعالان حقوق بشرى را به خود جذب كردند. اقدامات كوتاه مدت و تبليغات وسيع و همين طور تظاهراتى كه هر روزه در مقابل مركز تجارت جهانى در «داووس» سوئيس برگزار مى شد نيز تاثيرات بسزايى در جذب اين افراد و توجه بيشتر افكار عمومى داشت. پرسش اصلى در همه اين اقدامات و تبليغات اين بود كه آيا بهتر نيست مردم كشورهاى فقير قبل از آزادى بيان، نانى براى سير كردن شكم خود داشته باشند؟ به عنوان مثال «بوتسوانا» از دولتى دموكراتيك و مطبوعاتى تقريباً آزاد و نهادهايى تقريباً كارآمد برخوردار است. اما شمار قربانيان ايدز در اين كشور از همه ديگر كشورهاى دنيا بيشتر است و به اين صورت نتيجه گيرى مى شد كه دموكراسى به هيچ روى نمى تواند به عنوان اقدامى پيشگيرانه در نظر گرفته شود و حتى در كشورهاى كاملاً آزاد جهان نيز سلامت جامعه به خطر افتاده است.

و بدين صورت به تدريج طرز فكر و خط مشى فكرى جنبش هاى حقوق بشرى دچار تغيير و تحول جدى شد. از زمان پايان جنگ دوم جهانى و در دهه پنجاه ميلادى تفكر غالب اين بود كه حقوق بشر سياسى براى تاثير بر آگاهى و انديشه جهانى كفايت مى كند و مى توان ديگر مسائل و مشكلات را در سايه آن حل كرد. «ايرنه خان» داستان دختر ۱۶ساله افغانى اى به نام «جميله» را تعريف مى كند كه تنها به گناه عدم رضايت به ازدواج با مردى كه خواهان ازدواج با وى بوده، در زندان به سر مى برد و به گفته خودش هرگاه از زندان آزاد شود هم شوهر اجبارى و هم پدرش را خواهد كشت. با اين مسائل چطور مى توان كنار آمد؟ آيا مى توان صرفاً به دليل عدم تسلط كامل دولت بر امور، دست به كارهايى غيرانسانى زد؟ اما شايد اين زمانه و دوران جديد باشد كه اقتضائات جديدى هم دارد؟ كارشناسان حقوق بشر بر به اصطلاح تقسيم ناپذيرى حقوق تاكيد دارند. به گفته «مايكل ايگناتيف» مدير دپارتمان حقوق بشر در دانشگاه هاروارد: «زمانى مى توان موقعيت مثلاً يك زن روستايى در افغانستان را بهبود و ارتقا داد كه بتوانيم براى او امكاناتى چون امكانات بهداشتى و درمانى بهتر، آب آشاميدنى سالم تر، خيابان هاى بهتر و مدرسه هاى بهتر براى تحصيل فرزندانش تهيه كنيم و پس از انجام اين كار او خواهد توانست در امور سياسى مشاركت داشته باشد.» سازمان عفو بين الملل سال ها است كه نه تنها با دولت ها بلكه با گروه هاى مخالف و مسلح نيز مشكل دارد. از نظر اين سازمان گروگان گيرى به صورت يك شغل درآمده و بايد از پناه جويان و قربانيان خشونت هاى جنسى نيز در چارچوب حقوق بشر حمايت شود. در سال ۱۹۹۳ سلف «خان» يعنى «پيرسانه» اهل سنگال به عنوان اولين دبيركل غيرغربى سازمان عفو بين الملل انتخاب شد. علاقه ويژه «سانه» به كشورهاى در حال توسعه موجب شد تا اين سازمان افق ديد خود را گسترده تر كند. در اواخر دهه ۹۰ بود كه «سانه» و همكارانش در مركز عفو بين الملل در لندن جلسات بحث و بررسى در مورد ماموريت هاى جديد را آغاز كردند. هدف از اين جلسات ارائه فرمولى كلى در مورد فعاليت هاى مكمل اين سازمان در عرصه حقوق بشر اقتصادى و اجتماعى بود.

بدين ترتيب عفو بين الملل پاى در عرصه اى مخاطره آميز گذاشت. اقتدار اخلاقى اين سازمان همواره بر پايه آزادى فكر و عقيده استوار بود و عرصه حقوق بشر اقتصادى برعكس، همواره با مبارزات سياسى و جناحى داخلى عجين شده است. در چنين حالتى سازمان عفو بين الملل ناآگاهانه پاى در راهى گذاشت كه ديگر نمى تواند خود را به عنوان پاسدار اخلاق مطرح كند. و مهمتر از آن، بدين ترتيب اين سازمان آن معنا و مفهوم وجودى خود را از دست داده و مى دهد. عفو بين الملل ديگر نمى تواند ميان خود با ديگر سازمان هاى مستقلى كه در جهت تهيه آب آشاميدنى سالم و سرپناه براى بى پناهان تلاش مى كنند، مرز مشخصى تعيين كند و حال در اين ميدان خالى، گروه هايى چون سازمان آمريكايى ديده بان حقوق بشر علم رقابت با عفو بين الملل را افراشته اند.طرح ماموريت هاى جديد سازمان عفو بين الملل در مجمع جهانى نمايندگان اين سازمان در سال ۲۰۰۱ و در شهر داكار ارائه شد. اين مجمع بالاترين نهاد تصميم گيرى اين سازمان به شمار مى رود. مجمع هم با اكثريت آرا طرح كلى را پذيرفت و بدين صورت ليستى بلندبالا از حدود و وظايف اين سازمان كه در هر سطرش چندين و چند ماموريت گنجانده شده بود، تهيه شد. در يكى از بندهاى اين طرح آمده است: «سازمان موظف است عليه هر گونه پايمال شدن حقوق فيزيكى و روانى افراد اقدام كند و براساس مصوبات مجمع بايد در جهت رفع تبعيض و احقاق حقوق اساسى بشر هر گونه اقدامات لازم را انجام داد.» البته آلمان و فرانسه كه هردو از جمله بزرگترين تامين  كنندگان مالى اين سازمان هستند، با اين طرح مخالفت كردند. در همان مجمع داكار بود كه «ايرنه خان» به عنوان دبيركل سازمان عفو بين الملل انتخاب شد. انتخاب وى به اين سمت از جهات متعددى موجب خوشحالى اعضا بود زيرا براى اولين بار يك زن آن هم يك زن آسيايى مسلمان در رأس اين سازمان قرار مى گرفت. «خان» در آن زمان و حتى در حال حاضر به عنوان يكى از شيفتگان اين طرح و وظايف جديد مطرح است. اين خانم مسلمان آسيايى قبل از اين در كميسارياى عالى پناهندگان در ژنو كار مى كرد و در آنجا بود كه ياد گرفت: «انسان تنها به خاطر پايمال شدن يك جنبه حقوق بشر در رنج نيست بلكه به خاطر شرايطى رنج مى برد كه با همه حقوق انسانى در ارتباط است. وقتى انسانى به صورت غيرقانونى زندانى مى شود، بسيارى از جنبه هاى حقوق بشر پايمال شده است، زيرا در اين حالت هم از زندگى خانوادگى و هم از شغل و كار خويش محروم شده است. در صورت شكنجه شدن سلامتى او نيز مورد تهديد قرار مى گيرد. ما چيزى به نام تقدم و تاخر در حقوق نداريم.» اما حتى خانم«خان» هم نتوانست به آن صورت كه در آغاز كار ادعا مى كرد بر اين نظر باقى بماند. نزديك به دوسال است كه گروهى از داوطلبان با استقرار در ساختمان مركزى عفو بين الملل در لندن سرگرم طرحى هستند كه با كمك آن بتوان تفسيرى دقيق از ماموريت هاى جدى اين سازمان ارائه كرد و اين مسئله همچنان در محافل داخلى عفو بين الملل مورد بحث و بررسى است.

مجمع بين جهانى نمايندگان عفو بين الملل در دوره بعد در كشور مكزيك و در شهر «مورالس» برگزار شد. ساختمان برگزارى مجمع يكى از زندان هاى سابق مكزيك بود كه تبديل به هتلى مجلل شده بود. در آن نشست خانم خان و همفكرانش طرحى استراتژيك براى فعاليت هاى سازمان از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ ارائه دادند. ايرنه  خان در حالى كه سعى در آرام كردن و اطمينان دادن به مخالفان طرح داشت، گفت: «تغيير و تحول ترس و هراس در پى دارد. اما با تغيير در انگاره ها مى توان به آن جوهر اصلى عفو بين الملل وفادار ماند.» در آن طرح پيش بينى شده بود كه تا سال ۲۰۱۰ مى توان به مطالبات بيشترى پاسخ داد و البته هزينه ها هم دو برابر يعنى به دويست ميليون پوند افزايش مى يافت. برخى كشورها از جمله دانمارك و فنلاند با استراتژى جديد سازمان عفو بين الملل بسيار موافق هستند. اما بسيارى از كشورها با بخش عمده اى از اين استراتژى مشكل دارند. برخى از نهادهاى مدنى آلمان نيز ضمن طرح شكايتى صلاحيت دبيرخانه لندن را زير سئوال برده و خواستار تقويت وظايف سازمان در حوزه پشتيبانى از زندانيان سياسى و مبارزه عليه شكنجه و مجازات اعدام شدند. در حال حاضر اين نگرانى وجود دارد كه چه بسا اين گستردگى وظايف موجب خروج و پراكندگى كسانى شود كه سال ها است خود را وقف اين سازمان كرده اند. افزون بر آن اين گستردگى در مورد جمع آورى پول نيز مشكل ايجاد مى كند، زيرا در اين حالت نمى توان به راحتى تامين كنندگان پول را نسبت به ريزفعاليت هاى سازمان عفو بين الملل مجاب كرد. حمايت كنندگان قديمى و باتجربه عفو بين الملل در خبرنامه اين سازمان همواره آشكارا در مورد عدم تمايل خود نسبت به جهت گيرى ها و سازماندهى جديد عفو بين الملل مى گويند. در نشست سالانه اعضاى آلمانى عفو بين الملل كه در تابستان گذشته و در شهر لايپزيك برگزار شد، براى تعيين يك عضو آلمانى نهاد تصميم گيرى سازمان در لندن راى گيرى به عمل آمد كه در نهايت يكى از اعضاى جناح سنتى اين گروه به اين سمت انتخاب شد.

در ايالات متحده آمريكا نيز گروهى به نام Reform Now شكل گرفته است. اعضاى اين گروه نسبت به چشم پوشى دبيرخانه عفو بين الملل نسبت به وظيفه تاريخى خود يعنى رسيدگى به وضعيت قربانيان شكنجه و زندانيان سياسى اعتراض كرده اند و خواهان رهبرى و مديريت سازمان عفو بين الملل از سوى ايالات متحده آمريكا شده اند تا شايد اين مديريت جديد بتواند وظايف سنتى اين سازمان را دوباره احيا و تضمين كند. اين گروه اصلاح طلب در انتخابات سال ۲۰۰۳ به اصطلاح شوراى حكام عفو بين الملل شش كانديدا معرفى كردند كه هر شش نفر آنها توانستند به اين شورا راه پيدا كنند. در سال ۲۰۰۴ نيز سه نفر ديگر به آن شش نفر اضافه شد و در حال حاضر نيمى از اين شورا در اختيار اصلاح طلبان قرار دارد. رهبر اين گروه فردى است به نام «ريك  هالپرين» كه از ۳۵ سال پيش تاكنون عضو سازمان عفو بين الملل است. اين مورد كه آيا عفو بين الملل بايد در رابطه با حقوق بشر اقتصادى هم فعاليت داشته باشد يا نه، مسئله اى است كه در حال حاضر در مورد آن بحث و گفت وگويى صورت نمى گيرد. ظاهراً منطق چيزى است كه از سازمان عفو بين الملل رخت بربسته و ديگر اين چرخ به عقب برنخواهد گشت. جالب آنكه در انتخابات داخلى اعضاى عفو بين الملل در آمريكا كه در سال ۲۰۰۴ برگزار شد، اكثريت قاطع آنان به فعاليت عفو بين الملل در ديگر عرصه هاى حقوق بشر راى مثبت دادند و البته آشكارا اعلام كردند كه خواهان ادامه وظايف سنتى اين سازمان نيز هستند. «هالپرين» در آن نشست گفت: «مسئله فعلى ما يافتن منابع مالى است. اگر دبيرخانه لندن از ما انتظار كار بيشتر دارد بايد هزينه اش را هم تامين كند.» در آن جلسه هالپرين در مورد فقدان منابع مالى مكمل هشدار جدى داد. علاوه بر آن تقريباً هيچ يك از فعالان عفو بين الملل، تجربه اى در عرصه ها و وظايف جديد اين سازمان ندارند. زيرا اين وظايف سال ها است كه جزء برنامه هاى انبوهى از سازمان هاى حقوق بشرى است كه كارشان مربوط به مبارزه با گرسنگى و برخوردارى از آب سالم مى شود و اصولاً عفو بين الملل تا به اينجاى كار در اين موارد تجربه اى نداشته است.

اما به هر حال نتيجه اين بحث با يك پارادوكس روبه رو مى شود: عفو بين الملل رشدى غيرقابل تصور داشته و در ۱۰سال گذشته اعضاى آن دو برابر يعنى به دو ميليون نفر رسيده است. بودجه اين سازمان در سال ۲۰۰۴ بالغ بر ۱۱۸ ميليون پوند بود كه نسبت به سال ۲۰۰۰ دو برابر شده است. منتقدان بر اين باورند كه ورود سازمان عفو بين الملل به عرصه هاى اقتصادى مى تواند به نوعى فسادبرانگيز باشد. زيرا از نظر آنان از همين حالا عده زيادى خواهان پيوستن به اين سازمان و كار در چارچوب اين وظايف جديد هستند، عده اى كه هويت بسيارى از آنان شك و ترديد هايى را برانگيخته است. در اين عرصه مى توان نسبت به بى قانونى ها سكوت كرد و البته از منافع ناشى از اين سكوت بهره ها برد و در صورت پيدايش چنين وضعيتى چه بسا تا چند سال ديگر سازمان عفو بين الملل در اين مورد كه آيا شكنجه امر مشروعى است يا نه، جلسات بحث و بررسى ترتيب دهد!

 
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

           

اشتباه در حقوق بيع بين الملل انگلستان

شهسواري

يكي از مسائل بسيار مطرح در حقوق قراردادها مبحث اشتباه مي‌باشد . متن زير ترجمه همين مبحث از كتاب حقوق تجارت بين الملل اثر Mark S.W.Hoyle مي‌باشد كه بخشي از درس متون حقوقي به زبان انگليسي است كه توسط دكتر صادقي نشاط در نيمسال اول ۸۳-۸۲ در دانشگاه امام صادق ارائه شده‌است .

اشتباه

گاه در تجارت يكطرف احتمالاً بدان جهت كه منافع خويش را در معامله به خطا محاسبه كرده يا احياناً بدان سبب كه نمي‌تواند بهاي خريد را تحصيل كند مي‌كوشد با گفتن اينكه در قرارداد اشتباه بوده‌است از مسؤوليتهاي خويش بگريزد . او بدين ترتيب در پي خلاصي از تكاليف قراردادي‌اش است . و نيز ممكن است اشتباهي واقعي وجود داشته‌باشد . براي آنكه اشتباه مؤثر باشد نبايد اشتباهي در مورد قانون باشد زيرا هر طرف مسؤوليت دارد كه قانون را بررسي كند . و نيز اشتباه نمي‌تواند شامل خطاهاي مربوط به قضاوت شود چرا كه اين نيز در مسئوليت طرفينِ مربوط است . ما پنج نوع از اشتباهات را بررسي خواهيم كرد :

اشتباه مشترك ممكن است اشتباهي واقعي در مورد وجود موضوع قرارداد باشد . در دعواي « كاتوريد » عليه « هاستي » محموله روي كشتي قرار داشت و خريدار و فروشنده در حاليكه نمي‌دانستند فرمانده كشتي كالا را به جهت آنكه فاسد شده قبل از معامله به طريق قانوني فروخته‌است ‍؛ قردادي منعقد كرده‌اند . دادگاه حكم داد كه قرارداد بدانجهت كه براي طرفين معلوم نبوده‌ كه موضوع قرارداد هنگام قرارداد آن وجود نداشته باطل است .

اشتباه دوطرفه طرفين ممكن است قراردادي را منعقد كنند كه به نظر برسد توافق معتبري است ولي در واقع قراردادي است كه در آن طرفين در اهداف متداخل هستند . در دعواي « رافلز » عليه « ويكل هوز » فروشنده قراردادي بست كه عدلهاي پنبه را كه روي كشتي « ييرلس » بود و از بمبئي وارد مي‌گشت بفروشد . متأسفانه دو كشتي وجود داشت كه « پيرلس » خوانده مي‌شدند و هر دو تقريباً در يك زمان بمبئي را ترك مي‌كردند و در حاليكه خريدار به يكي اشاره داشت فروشنده به ديگري ارجاع مي‌نمود دادگاه قرارداد را به جهت اشتباه باطل اعلام كرد .

اشتباه يكطرفه در مورد هويت شخصي هويت مي‌تواند براي قرارداد چنان مهم باشد كه هويت مشتبه براي بطلان قرارداد كفايت نمايد . اين امر مانع از انتقال دارايي مي‌شود بطوريكه شخص ثالث را مي‌توان با موفقيت براي بازگرداندن كالايي كه براي خريدار پرداختي بابت آن نشده ولي فروخته است تت تعقيب قرار داد . در دعواي « گاندي » عليه « ليندساي » كالاها توسط شخصي سفارش داده‌شده‌اند كه نام خود را به روشي امضاء كرده بود كه فروشندگان فكر كردند سفارش از سوي مؤسسه‌اي معتبر در همان خيابان است . خريدار بدين وسيله فروشنده را فريب داده‌بود كه به وي نسيه دهد و هنگامي كه كالا را دريافت كرد آنها را به خوانده فروخت . خواهان خوانده را براي بازگرداندن پول تحت تعقيب قرار داد و دادگاه نيز حكم داد كه قرارداد به جهت اشتباه باطل بوده لذا مالكيت انتقال نيافته و خواندگان بيگناه بايستي پرداخت كنند .

واقعيات مشابه ممكن است به نتيجه‌اي متفاوت منجر شود . در قضيه شركت « كينگ نورتون » عليه « اِريج مرت و شركاء » شخص متقلبي با داشتن نوشت‌افزاري كه در آن نام « هالن و شركاء » و تصويري از كارخانه‌اي بزرگ و فهرستي از انبارهاي داخل و خارج كشور چاپ شده بود وانمود كرد كه مالك مؤسسه‌اي بزرگ است . او در حاليكه خوانها را با اين كاغذ تحت تأثير قرار داده‌بود سفارش نسيه داد ولي براي آنها پرداختي ننمود ولي آنها را به خواندگان فروخت . خواندگان از سوي خواهانها بر اين مبنا كه قرارداد باطل بود و هيچ مالي منتقل نشده تحت تعقيب قرار گرفتند . دادگاه به هرحال حكم داد در حاليكه قرارداد به جهت تقلب قابل ابطال بوده‌است ولي ابطال نگرديده و خوانده حق حاكميت بدون اشكالي در برابر خواهانها داشته‌است . در اين مثال واقعيت كه خواهانها آمده‌بودند كه كالاها را به شخص ناشناسي نيز بفروشند مهم بوده‌است . اگر آنان همانطور كه در قضية قبلي بود در مورد هويت شخص اشتباه مي‌كردند و در حاليكه فكر مي‌كردند به ديگري مي‌فروشند ولي به او فروخته‌اند مي‌توانستند اعلام كنند كه قرارداد باطل است . اما در قضيه اخير بدين ترتيب است كه آنها اگر مي‌دانستند كه خريدار را خود را به نحو متقلبانه‌اي معرفي مي‌كند كالا را به او نمي‌فروختند ولي اين امر تنها به آنها اجازه مي‌دهد كه قرارداد را نسخ نمايند در حاليكه آنها چنين نكردند .

اشتباه يكطرفه در مورد قصد :

اشتباه يكطرفه هنگامي وجود دارد كه يكي از طرفين بداند كه طرف ديگر در اشتباه است ولي با اين وجود اجازه دهد كه وي اقدام نمايد . محاكم چنين قراردادي را تأييد نمي‌كنند وگرنه از بيشتر اعمال نادرست اغماض كرده‌اند و بنابراين اينگونه قراردادها باطلند . در دعواي « هازنگ » عليه « كولين وشيلدس » مذاكرات براي فروش سي‌هزار پوست خرگوش آرژانتيني بر مبناي هر قطعه كه روش تعيين بها بموجب عرف تجاري بود انجام شد . ايجاب به خريداران بصورت شرط بهاي هر پوند تصريح شده بود ( در كل يك سوم بهاي معمول ) و طبيعتاً اين ايجاب توسط خريداران قبول گشت . دادگاه قرارداد را باطل اعلام كرد با اين اظهارات كه : خريداران بايستي دانسته باشند كه اشتباهي وجود دارد و نمي‌توانستند از آن بهره بگيرند .

اشتباه يكطرفه در مورد اسناد امضاء شده

قسم نهايي از اشتباه شامل وضعيتهايي مي‌شود كه در آنها اسناد امضاء مي‌شوند در حاليكه اعتقاد بر اين است كه آنها ماهيتي كاملاً متفاوت دارند و اين يا به جهت كهولت است يا بي‌سوادي يا نابينايي شخصي كه اشتباه مي‌كند . و يا اينكه نقش واقعي اسناد به طور متقلبانه به خطا براي آنان ارائه مي‌شود با اينكه شخص امضاء كننده احتياط معقول نيز مي‌نمايد كه ببيند اسناد چه هستند .

بنابراين حمايتي به افراد بي‌مبالات تعلق نمي‌‌گيرد . ولي اگر آنان داخل در اين قاعده شوند مي‌توانند چنين دفاع كنند كه اسناد ، سند آنان نيست و از مسؤوليت اجتناب نمايند . مي‌توان از ضوابط فوق‌الذكر ملاحظه نمود كه اين نوع اشتباه در تجارت بين المللي نادر است

             .  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

                                   تروريسم ، ايده ترس

                                                                                سيدمحمدحسين تفضلي

اشاره:

در مورد تاريخچة واژه تروريسم، آن‌گونه كه فرهنگ انگليسي آكسفورد بيان مي‌كند، مي‌توان گفت اين واژه براي اولين بار در سال 1795 براي توصيف حكومت ترس و وحشت كه در فاصله انقلاب 94ـ1789 حاكم بود به كار رفته است. البته اين واژه تنها به نوع حكومتي آن متصف نمي‌شود و مي‌تواند درغالب گروههاي تندرو و افراطي هم جاي بگيرد اگر چه انواع حكومتي آن همچون تروريسم رژيم صهيونستي و ايالات متحده آمريكا نوع غالب بوده است بطوري كه مجموعا اين دو كشور بيش از 1740 عمليات تروريستي را در سراسر جهان هدايت كرده‌اند.

تعريف :

در سطح حقوق بين‌الملل براي اولين بار در جريان سومين كنفرانس بين‌المللي حقوق جزا در بروكسل 1930 ،‌اصطلاح «تروريسم» به كار رفت. اصطلاحي كه تعاريف متعددي بر آن بار شد و البته هيچ اجماعي نيز بر آن حاصل نشد. تفكيك واژه ترور از تروريسم و تفاوت بين مقاومت و حركات تروريستي ، از مهمترين اين دغدغه‌ها بودند. در ابتدا آمريكايي‌ها از بين المللي كردن اين واژه چندان راضي به نظر نمي‌رسيدند و در تعاريف خود آنرا به نحوي به عناصر ملي گره مي‌دادند ولي در مقابل كشورهاي غير غربي بر بين‌المللي بودن آن تاكيد مي‌كردند. براي مثال تعريف منتخب آمريكايي‌ها بيان مي‌كرد: « بين ترور و تروريسم تفاوت وجود دارد» ، ترور، از بالا تحميل مي‌شود و بيانگر اشاعه ترس از سوي ديكتاتورها و قدرتمندان به هدف كنترل وضعيت مطلوب است . در مقابل تروريسم ، از پايين اعمال مي‌گردد و ايجاد ترس بوسيله شورشيان مي‌باشد كه تلاش محسوب مي‌شود و در جهت تغيير عناصر حاكميت»‌. متقابلا تعريف كشورهاي غير غربي ـ كه عمدتا هم تازه به استقلال رسيده بودند و بطور قطع يقين داشتند در تداوم استقلال آنها كارشكني‌هاي متعددي صورت مي‌پذيرد. مبتني بر واژه « امنيت» بود. به عبارت ديگر «‌هر شخصي كه بطور نامشروع بخواهد ساختهاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي جامعه را به هم بزند و اين قصد را از راهكار برهم‌زدن امنيت ـ داخلي يا خارجي ـ جستجو كند تروريست است و هيچ قيد مكاني هم وجود ندارد.»

تعريف فوق اگر چه موسح است ولي تعريفي است كه در آستانه سال 2002 ديگر شكي در پذيرفتن آن باقي نمانده است، اگر چه بطور ضمني عنصر «نا مشروع» به شكل دوري تعبير مي‌گردد تا امكان سوء استفاده از ان حاصل شود. پروسة اين تفسير به اين شكل است كه براي حصول مشروعيت كافي است اثبات شود امنيت كشوري تهديد شده است، احراز اين موضوع ، مجوزي است تا كشور مذكور دست به عمل متقابل بزند. اين تفسير نه تها خلاف عرف حقوق بين‌الملل مي‌باشد بلكه مي‌تواند به نقض كنواسيون‌هاي متعدد بين المللي هم بينجامد.

مشروعيت يك عمل درگروي انجام آن از راهكارهاي قانوني است به عبارت ديگر در سطح ملي ، يك عمل مشروع است اگر مسير قانوني و مردمي را براي ظهور خود انتخاب كند و در سطح بين‌المللي ، اگر براساس كنواسيونها و قواعد بين المللي باشد. نتيجه اينكه عنوان تقاص (خود ياري) در هيچ جامعة قانوني و متمدن پذيرفته شده نيست، زيرا در صورت ناديده گرفتن قوانين و مقررات زندگي انساني ، هرج و مرج جاي آنرا خواهد گرفت. البته بحث دفاع مشروع كماكان اعتبار خود را خواهد داشت زيرا دفاع محسوب مي‌شود و نه تهاجم ، بعلاوه دفاع مشروع در مورد خطري معنا پيدا مي‌كند كه غيرقانوني ، قريب‌الوقوع و غيرقابل حل از راهكارهاي قانوني ، در آن فرصت تهديد تا اجرا باشد.

سياستهاي يك جانبه‌نگرانه آمريكا مفهوم تروريسم به جهتي سوق مي‌دهد كه امكان تفسيرهاي ضد و نقيض از آن بسيار باشد در اين صورت فعاليتهاي نظامي آمريكا كه بطور كاملا واضحي لشكر‌كشي و دخالت در امور ساير كشورها است تروريسم نخواهد بود، در حالي كه هر فعاليت ديگري كه به نحوي از انحاء ،‌ امنيت ايالات متحده را تهديد كند. حتي اگر يك تهديد ممكن الوقوع هم نباشد، بهانه است براي تقاص ، مفهومي كه بي‌شك امروزه بسيار ابلهانه مي‌باشد تا انسانها از روي انتقام‌گيري نسبت به يكديگر مظنون شده و در مقام جنگ برآيند.

ماهيت تروريسم:

آيا اعمال تروريستي ، اعمالي هستند كه از سوي وجدان عمومي جامعه تقبيح ميشوند؟ آيا عمل تروريستي آنقدر غيرانساني به نظر مي‌رسد كه وجدان مشترك انسانها ، آنرا غيراخلاقي معرفي مي‌كند؟ گذشته از اين مسائل ، آيا عمل تروريستي ، حداقل عناصر مجرمانه را دارد؟

جواب به همه اين سوالها نياز به فرصت بسياري دارد تا ابتدائا بتوانيم ماهيت تروريسم را مشخص كنيم و سپس رابطه آنرا با انسان ، جامعه، اخلاق و حقوق تبيين كنيم.

يك ضرب‌المثل انگليسي اينگونه اظهار مي‌دارد كه «آن كس كه از نظر  يك شخص تروريست محسوب مي‌شود از نظر ديگري يك مبارز آزادي است». به سادگي از اين بيان درمي‌يابيم كه هر عمل تروريستي كاملا دچار يك نوع نسبيت است، براي مثال ايرلندي‌ها براي رهايي از سلطة انگليس و استقلال كشورشان ، اعمال وحشت‌زاي بسياري را انجام داده‌اند ولي آيا بر اين باورند كه عمل‌شان يك عمل تروريستي بوده است؟ بي‌شك اعمال و رفتار خود را تروريستي نمي‌دانند بلكه حركتي مي‌دانند براي آزادي و دفاع در برابر مهاجم، كه در اين صورت نه بجاي عقاب بلكه به نوعي قابل ستايش است.

به هر حال حتي اگر عملي براي آزادي و مبارزه با دشمنان مهاجم باشد تنها بايد به گروهي محصور شود كه صراحتا به نفي آزادي ديگران پرداخته‌اند و نمي‌تواند شامل مردم عادي شود. براي مثال هواپيماربايي ، بمب‌گذاري در شهر ، گروگان‌گيري ، تخريب اموال عمومي ، سيستم‌هاي برق، آب و گاز.... ، كشتار جمعي و ... نمونه‌هايي از اعمال غيرانساني هستند كه براساس هيچ قاعده‌اي نمي‌توانند مورد ستايش قرار بگيرند. همچنين طبق تفسيري كه از كنوانسيون‌هاي لايحه صورت گرفته است حتي در فعاليتهاي آزادي بخش مي‌بايست حداقل رفتاري را كه بايد رد مخاصمات مسلحانه رعايت شود و از آن جمله لزوم ضرر نرساندن به غير نظاميان مي‌باشد، رعايت گردد.

نتيجتا رفتاري كه مردم غيرنظامي را هدف قرار دهد يك عمل تروريستي است كه به هيچ وجه قابل توجيه نمي‌باشد و از سوي هيچ وجدان انساني مورد تاييد قرار نمي‌گيرد.

از نظر حقوقي اعمال تروريستي چون تابع يك سري عقايد گروهي هستند غالبا بصورت سازمان يافته ارتكاب مي‌يابند و بدين جهت بطور شديدتري جرم‌انگاري مي‌شوند. در اعمال تروريستي وجود سوء نيت خاص نيز شرط مي‌باشد يعني علاوه بر اينكه تروريستها اراده انجام عمل تروريستي را دارند مي‌خواهند تا با ارتكاب عمل تروريستي و ايجاد رعب و وحشت ، ساختهاي اجتماعي ، سياسي و اقتصادي جامعه را به نحو دلخواه خود تغيير دهند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |