تبليغاتX
حقوق

حقوق

مقالات حقوقی

 

                                                                                             دكتر سيد محمد ‌هاشمي

 

مقدمه : انسان اجتماعي

اول –  جامعه مدني

انسان با استعداد‌هاي دوگانه تنهايي و معاشرت جويي خود ، ذهن فلاسفه را همواره به خود مشغول ساخته است . اين دو استعداد اگر چه ظاهرا ضد يكديگر به نظر مي رسند ، در حقيقت با هم در ارتباط و متلازمند . بدين معني كه از يك طرف ، تنهايي انسان در استعداد فردي و خود مشغولي او است و از طرف ديگر ميل به معاشرت در بين افراد مستقل زندگي جمعي را به وجود مي آورد . اين دو حالت كه هر يك در جاي خود اصالت دارد ، نه تنها يكديگر را نفي نمي كنند ، بلكه دو قطب هستي بخش جامعه بشري به شمار مي آيند .

با قبول ملازمه مذكور ، انسان اجتماعي مجموعا دربرگيرنده پديده اي به نام جامعه مي باشد . اين جامعه ، يا برآيند معاشرت جويي طبيعي انسان‌ها است كه آن را جامعه طبيعي مي نامند و يا انسان‌ها به خاطر علايق و منافع مشترك و گوناگون اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي و حتي عقيدتي كه دارند با به كار انداختن انديشه و هنر خود آن را بنا مي نهند كه اصطلاحا " جامعه مدني " ناميده مي شود . اين جامعه ممكن است همسان يا نقطه مقابل " جامعه سياسي " ناميده شود .

دوم – جامعه مدني در انديشه ‌هاي سياسي

جامعه مدني محور اصلي مطالعه انديشمندان ژرف‌بين، خصوصا فلاسفه سياسي از گذشته ‌هاي دور تاكنون بوده است كه پيرامون نقش آن در انسجام جامعه سياسي و در مقابل حكومت به تجزيه و تحليل پرداخته اند . فلسفه سياسي انديشه خردمندانه اي است كه درباره جامعه سياسي و پديده ‌ها و گروه‌هاي متنوع اجتماعي مربوط به آن به كار مي رود . غرض اصلي و عمده فلاسفه سياسي شرح و وصف تحليلي و ارزيابي جوامع سياسي و آئين زندگاني سياسي و شيوه زمامداري است. جدال فلاسفه در مورد ظهور جامعه و دولت و يا مساله قدرت و بحث در تنازع و تضاد و يا تلازم بين اصالت فرد و اصالت جمع مجموعا متكي به اهدافي است كه سعادت بشريت در آن ملحوظ مي شود . پديداري جوامع و دولت‌ها ، رابطه مستقيم يا با واسطه فرد و دولت ، حاكميت و حكومت ، حقوق و قانون ، حقوق و آزادي‌هاي فردي و گروهي و نقش مثبت و منفي مردم در امر زمامداري ، از موضوعات قابل توجه در جامعه سياسي به شمار مي رود كه فلاسفه به تفاوت از آن سخن گفته اند .

ادامه دارد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 


مصوب ۱۳۲۴ هجری قمری (مطابق با ۱۲۸۵ هجری شمسی و ۱۹۰۶ میلادی)
و متمم و بازنگری های آن قانون اساسی

در تشکیل مجلس

اصل اول - مجلس شورای ملی بموجب فرمان معدلت بنیان مورخه چهاردهم جمادی الاخره ۱۳۲۴ موسس و مقرر است.

اصل دوم- مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاشی و سیاسی وطن خود مشارکت دارند.

اصل سوم- مجلس شورای ملی مرکب است از اعضائی که در طهران و ایالات انتخاب میشوند و محل انعقاد آن درطهران است.

* اصل چهارم - عده نمایندگان مجلس شورای ملی برای پایتخت و شهرستان ها دویست نفر خواهد بود و پس از هر دهسال در صورت ازدیاد جمعیت کشور در هر حوزه انتخابیه طبق آمار رسمی بنسبت هر یکصد هزار، یکنفر اضافه خواهد شد.
حوزه بندی بموجب قانون علیحده بعمل خواهد آمد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

بعد از كودتای 28 مرداد، فعالیت وسیعی‌ برای تشكیل گروه‌های مختلف سیاسی در داخل كشور صورت گرفت. روحانیون و مذهبیون نیز از این فعالیت‌ها بركنار نبوده و به منظور انسجام بخشی به تبلیغات سیاسی و دینی خود به تشكیل گروه‌هایی دست یازیدند.
با شروع نهضت انقلاب اسلامی، اعتراضات عمومی نسبت به حركت رژیم پهلوی از شتاب بیشتری برخوردار شد و روحانیت در سایه رهبری امام ‌خمینی، حركات منظم‌تری را برای هدایت مبارزه سر و شكل داد.
در این میان، برخی روحانیون جوانتر كه از فكر تشكیلاتی بیشتری برخوردار بودند در این امر جدیت بیشتری به خرج دادند.
شهید بهشتی دبیر كل حزب جمهوری اسلامی در گفت‌وگویی با مجله عروة الوثقی، با اشاره به تاثیر كودتای 28 مرداد در شكل‌گیری هسته‌های مقاومت خاطرنشان كرد:«تابستان سال56 بود كه باز چند تا از دوستانمان به فكر ایجاد یك هسته روحانی متشكل براساس تأكید روی تقوی و ایمان، مبارز بودن و بینش مترقی اسلامی داشتن و درعین حال خالص اندیشیدن و اسلامی عمل كردن و مبرا از هرگونه گرایش غیراسلامی و تفكر التقاطی افتادیم و درنظر داشتیم كه این هسته روحانی مبارز متعهد، شاخه سیاسی و اجتماعی به وجود بیاورد و آن شاخه بتواند یك حزب و تشكیلات نیرومند سیاسی در خلاء اجتماعی ما پایه گذاری بكند»(احزاب سیاسی در ایران، ویژه نامه یاد، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران، 1378 ،ص 251).
تشكیل حزبی كه برخاسته از میان روحانیون باشد كار آسانی نبود؛ بویژه آن‌كه مخالفت‌هایی نیز از سوی برخی از روحانیون در این خصوص وجود داشت.
حجت الاسلام اكبر هاشمی رفسنجانی در این زمینه می‌‌گوید:«همه دوستان احساس كرده بودند كه اگر ما تشكیلات درستی داشتیم، دچار این آشفتگی ها نمی شدیم. پیش از این ـ و در همان روزهای آزادی من از زندان ـ بحث حزب شده بود و تلاشی هم برای فراهم كردن مقدماتش كرده بودیم، اما با مخالفت امام روبرو شده بود. امام از اول، نسبت به حزب بدبینی خاصی داشتند و آن راموجب تفرقه می دانستند»(روزنامه اطلاعات ـ 14/12/1375).
آیت الله مرتضی مطهری نیز كه نزدیكترین مشاور رهبرانقلاب محسوب می شد، موافقت چندانی با تشكیل حزب نداشت.
آیت الله بهشتی در این خصوص می‌گوید:«مرحوم استاد مطهری رحمة الله علیه در همان آغاز، این مطلب را به عده ای از دوستان می فرمود كه این برادرهای ما دست به كاری زدند كه اگرنیتشان خدا نباشد، خسارت كرده اند» (عملكرد یكساله حزب جمهوری اسلامی، گفتار شماره 13 ، 1359، ص5).

آیت الله بهشتی در گفت‌وگو با عروه الوثقی نیز درباره موضع آیت الله مطهری می گوید: «دقیقاً به یادم نمانده، اما به احتمال قوی به ایشان هم گفته بودیم كه ما می خواهیم یك تشكیلات حزبی به وجود بیاوریم. مرحوم آقای مطهری اصولاً چه در كارهای علمی و چه در كارهای دیگر تنها كار می كرد. خود من در دو نوبت به ایشان پیشنهاد كردم كه بیاییم كار تحقیقاتی مان را به صورت یك جمع محقق هماهنگ در بیاوریم، ایشان می خواست این كار را بكند و می گفت خوب است، ولی عملاً باز در همان كار فردی شان متمركز و غرق می شدند. به هرحال من دقیقاً یادم نیست كه آیا قبلاً ایجاد تشكیلات سیاسی را با ایشان كاملاً در میان گذاشتیم یانه، چون اجمالاً ایشان می دانستند»(احزاب سیاسی در ایران، ص 255).
در ابتدای تشكیل حزب طبق قراری كه گذاشته شده بود، دعوتی از همه احزاب برای شركت در این تشكل سراسری به عمل آمد. بنا بود حتی در فهرست دعوت شدگان برای بحث و گفتگو پیرامون تشكیل حزب نام برخی از نیروهای ملی و مذهبی نیز به چشم می‌خورد،كه حبیب‌الله پیمان جدی‌ترین آنها بود.
مؤسسین حزب، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب تلاش كردند كه موافقت امام خمینی را برای تشكیل حزب جلب كنند. هاشمی رفسنجانی می‌گوید: «دولت كه تشكیل شد من خودم رفتم پیش امام، گفت و گوی صریحی با امام كردم و گفتم بالاخره تا به حال ما مبارزه می كردیم اما از این به بعد مسئول اداره كشوریم. در اولین قدم شما دیدید كه یك حزب كوچك توفیق پیدا كرد دولت درست كند، اگر اینها نبودند شما حتماً مشكلتان بیشتر بود. به علاوه بیرون می بینید احزاب چگونه فعالیت می كنند...من گفتم ببینید بخشی از قلمرو جامعه را اینها دارند پر می كنند، ما هیچ جا نیستیم، در حالی كه همه جا هستیم، معلوم است كه حزب در شرایط مسؤولیت اداره كشور یك ضرورت است. به هر حال اگر ما حزب نداشته باشیم دیگران كه حزب دارند، شما كه جلو دیگران را نمی خواهید بگیرید (ایشان نمی خواستند جلو دیگران را بگیرند و مانع تحزب دیگران بشوند) خوب آنها كه دارند، فقط دوستان شما تشكیلات ندارند... گفتم روحانیت الآن انسجامی كه شما فكر می كنید، حتی در این شرایط ندارند، هرچه هم پیش برویم بدتر می شود، ما تشكیلات می خواهیم؛ ایشان پذیرفتند و گفتند كه حزب تشكیل بدهید».

به گفته‌ی بادامچیان در گفتگو با ایسنا (16/3/1383)،آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، شهید بهشتی، شهید باهنر، حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، آیت الله موسوی اردبیلی، پنج‌تن موسس حزب جمهوری اسلامی بودند و حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری، حجت‌الاسلام و المسلمین دری نجف آبادی، آیت‌الله موحدی كرمانی، حجت‌الاسلام دعاگو، مهندس میرسلیم، حبیب‌الله عسگراولادی، مصطفی حایری زاده، جواد منصوری، محمدخان، مهندس میرحسین موسوی، حسین كمالی، محمدرضا بهشتی، فاضل هرندی و . . . از جمله اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند.

*اهداف و اصول
اهداف، اصول، خط مشی و مواضع حزب جمهوری اسلامی در اعلامیه تأسیس حزب و بعضاً نشریات ارگان آن حزب و مخصوصاً «روزنامه جمهوری اسلامی» ذكر شده است كه در زیر به آنها اشاره می‌شود:
هدف اصلی حزب تشكل نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی بود. حزب جمهوری اسلامی عقیده داشت مرحله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مرحله بسیار دشوار در تاریخ انقلاب اسلامی است. این مرحله شامل مبارزه با ضد انقلاب، حراست از انقلاب و استقرار نظام و اسلامی می‌گشت كه این كار جز با تشكل و اتحاد همیشگی نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی امكان نداشت. حزب برای تحقق این هدف بسیار مهم تصمیم داشت امور زیر را اجرا نماید:
_ افزایش آگاهی سیاسی و اسلامی مردم و سرعت بخشیدن به خودسازی انقلابی آنها
_ پاكسازی كشور از آثار استبداد و استعمار
_ برقراری آزادیهای سیاسی
_ تحول در نظام اداری و تبدیل آن به نظامی كه در آن ایمان ، صداقت، و لیاقت معیار تصدی هر شغل باشد
_ پایان دادن به سلطه اقتصادی بیگانگان
_ ریشه كن كردن فقر و محرومیت
_ تحول در نظام آموزشی
_ ایجاد ارتش با ایمان و مستقل
_ از بین بردن همه ریشه‌ها و نهادهای فساد و فحشاء
_ تنظیم سیاست خارجی براساس دو اصل اسلامی تولی و تبری با نتایج زیر:
1- رعایت استقلال كامل كشور در تمامی وجوه
2- احترام به استقلال ملل دیگر
3-توسعه و تحكیم روابط برادرانه با همه مسلمانان جهان
4-داشتن روابط با ملل مبارز و تحت سلطه
5-كمك به محرومان و مستضعفان جهان


*خط مشی
مطابق اهداف و اصول مزبور خط مشی حزب عبارت بود از تأكید بر تداوم انقلاب و جلوگیری از توقف انقلاب در یك مرحله، التزام به حفظ اتحاد و همبستگی روز افزون همه نیروهای مبارز مسلمان، خودداری از وابستگی به گروه‌های غیر معتقد به انقلاب، و استفاده از همه شیوه‌های مبارزه و سازندگی برای رعایت ضرورتهای تمامی مراحل انقلاب اسلامی10.

*مواضع
حزب مواضع خود را صریحاًً در مورد مسائل اساسی به شرح ذیل اعلام كرد:
الف – در برابر ولایت فقیه: به نظر حزب جمهوری اسلامی ، جامعه اسلامی جامعه‌ای است كه در آن ارزشها، قوانین و مقررات حاكم بر روابط اجتماعی یكسره مقررات ، ارزشها و قوانین اسلام است. گرچه بعضی افراد آن ممكن است سست عقیده باشند، در نتیجه به مناسبت حاكمیت قوانین اسلامی، نقش فقه و اجتهاد در جامعه اسلامی بسیار مهم و به دنبال آن فقیه نقش ویژه‌ای دارد كه عبارت است از: (الف) تلاش در یافتن پاسخ به سؤالات تازه كه در طریق رشد جامعه پیش می‌آید و (ب) ولایت فقیه و حضور رهبری كننده او در اجرای قوانین برای جلوگیری از انحراف جامعه از مسیر اسلام و قوانین اسلامی. در این صورت ولایت ولی امر برای جامعه اسلامی، ضرورت مكتب اسلام است و نه فقط مذهب شیعه11.
ب – در برابر نقش مردم درحكومت: در جامعه اسلامی مردم در جریان امور نقش تعیین كننده دارند. این نقش از مجاری مورد قبول مكتب اسلام اعمال می‌گردد – مكتبی كه مردم خود آزادانه آن را پذیرفته‌اند. در نتیجه در حكومت اسلامی نقش مردم در زمینه‌های زیر بارز خواهد بود:
1- انتخاب مكتب
2-انتخاب قانون اساسی
3-انتخاب رهبر دارای دو شرط علم و تقوی
4-انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی
5-انتخاب اعضای شوراهای دیگر
ج-مسئولیت در برابر آزادی: انسان نباید محدود گردد چون شدنی است مستمر و پویا و پویشی است خود آگاه و خود ساز. آزادی با بی‌بند و باری تفاوت دارد و حدود آن را اسلام تعیین می‌كند. اصلی‌ترین آزادی،آزادی از بندگی غیر خدا و پیوستن به عبودیت خداست
د – در برابر روحانیت: روحانیت پیشتاز انقلاب بوده و در زمینه كارهای حكومتی مسئولیتی سنگین به عهده دارد به این ترتیب كه:
1- قسمتی از وظایف باید همواره به عهده روحانیت باشد (به دلیل اقتضای ماهیت آنها) مانند رهبری
2- ماهیت بعضی از وظایف به تخصص علمی و عملی و وضع اجتماعی و روحانیون مربوط می‌شود (همانند شورای نگهبان)
3- لزوم احترام روحانیت به سایر تخصص‌ها و حسن اجرای مسئولیت‌های پذیرفته شده
4-در صورت عدم پذیرش مسئولیت حكومتی باید روحانیون در حسن جریان امور با دیگران همكاری نمایند.
هـ - در برابر شورا: تمامی امور به حكم قرآن مجید باید با استفاده از مشورت اداره شود. این كار موجب تمركز زدایی است. در عین حال كه صلاحیت‌ها و نحوه انتخاب اعضای شوراها مطابق احكام اسلام است.
و _ در برابر احزاب سیاسی: احزاب سیاسی می‌توانند در یك مسابقه سازنده در مسائل اجتماعی شركت كنند. سه نوع حزب سیاسی می‌تواند وجود داشته باشد كه عبارتند از (1) احزاب اسلامی كه با حزب جمهوری اسلامی برادرند، (2) احزاب غیر اسلامی كه مخالفتی با اسلام ندارند كه رابطه حزب با آنها حسنه است و (3) احزاب ضد اسلامی كه در صورت داشتن ایدئولوژی تخریبی باید از فعالیت آنها جلوگیری شود.
ز – در برابر مكتب و تخصص: به طور كلی متخصص مكتبی بر متخصص غیر مكتبی مقدم است و از میان دو متخصص مكتبی با درجه متفاوت تخصص، فرد دارای درجه تخصص بالاتر مقدم است. از صاحبان تخصص غیر مكتبی باید به نحوی استفاده شود كه موجب دلسردی متخصص مكتبی نگردد.
ح – در برابر سیاست خارجی: سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر دو اصل تولّی و تبری اسلامی استوار است و این مبنای رابطه حكومت اسلامی با دیگر كشورهاست. مطابق این اصل رابطه حكومت اسلامی با تمامی مسلمانان ساكن در اقصی نقاط جهان باید برادرانه باشد، اما در مقابل دولتها باید حكومت اسلامی به صورت زیر اتخاذ موضع نماید: (1) با دولتهای اسلامی رابطة برادرانه داشته باشد، (2) با دولتهای ملّی (یعنی منتخب ملتهایشان) روابط حسنه داشته باشد و (3) با دولتهای تحمیلی رابطه خصمانه داشته باشد و به سرنگونی آنها كمك كند.( مقاله تعارضات جناحهای سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی، غلامرضا خواجه سروی، سایت مركز اسناد انقلاب اسلامی)
هاشمی رفسنجانی در گفتگویی شرایط عضویت را در حزب چنین بیان می كند:"قرار شد كسانی كه عضو حزب جمهوری هستند، وابستگی تشكیلاتی دیگرشان در زندگی سیاسی شان نباید موثر باشد، باید تابع حزب باشند... ما شرطمان با همه این بود. كسانی كه تشكلهای دیگری دارند، آنها را باید ندیده بگیرند و این آقایان موتلفه‌ای، مسئولیت بخش بازار را برعهده داشته باشند... به هر حال قرارمان این بود كه افراد تشكلهای فرعی، تابع حزب باشند".

لیكن آنچنان كه عبدالمجید معادیخواه می گوید، سیر وقایع مطابق شرایط تعیین شده حزب جمهوری اسلامی پیش نرفت: "جمعیت موتلفه در واقع از موضع یك تشكل وارد حزب [جمهوری] شده بود و تشكل خودشان را حفظ كرده بودند. حالا به هر بهانه و به هر دلیلی؛ همان زمان نیز كه موتلفه‌ای‌ها در شورای مركزی حزب جمهوری بودند، جمعیت موتلفه شبهای سه شنبه جلسه تشكیل می داد و حدود پنجاه نفر از سرانشان آنجا شركت می‌كردند. وقتی یك جریانی با حفظ تشكل خود وارد یك جریان ضمیمه دیگر می‌شود، طبعاً یك عوارضی به وجود می آورد". به عوارضی كه معادیخواه از آن سخن می گوید، در خاطرات هاشمی رفسنجانی نیز اشاره شده است.

وی روز چهاردهم شهریور1361 می‌نویسد: "جلسه شورای مركزی حزب [جمهوری] داشتیم. وقت را صرف انتقاد دو جناح از یكدیگر كردیم. آقای مهندس [میرحسین] موسوی و آقای [مسیح] مهاجری از یك طرف و آقای [اسدالله] بادامچیان و آقای [سعید] امانی از طرف دیگر صحبت كردند". به عنوان نمونه دیگر، هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز چهارده آبان 1360 خود می‌نویسد: "بعد از ظهر ملاقاتی طولانی با اعضای هیئتهای موتلفه قدیم كه اكثراً عضو حزب جمهوری اسلامی هستند،داشتیم. درباره اقتصاد و امنیت، مطالبی داشتند و گفتند، آقای مهدوی كنی اخیراً دستور داده كمیته‌ها بدون امضای ایشان احكام دادستانی انقلاب را اجرا نكنند".( موتلفه اسلامی؛ میان حزب و بازار، محمد حیدری، روزنامه ایران، 21/12/1380)
بادامچیان با اشاره به رقابت‌هایی كه در حزب جمهوری اسلامی به وجود آمد خاطرنشان كرد: ما پس از مدتی كه حزب فعالیت كرد و خدماتی را نیز انجام داد به تدریج دو سه جریان خاص در حزب پدید آمد كه مطالب و اسرار حزب را به دیگران می‌گفتند و حزب برای آن‌ها به جای بازوی تشكیلاتی بودن برای نظام و امام، تبدیل به ابزار مقاصدی خاص شده بود.
به اعتقاد این عضو حزب جمهوری اسلامی، پس از مدتی كارآمدی حزب از بین رفت و در واقع مقتضای زمانی وجود آن نیز تمام شد.
به گفته‌ی وی حتی یكی دو بار حضرت امام به آیت‌الله خامنه‌ای و حجت‌الاسلام والمسلمین رفسنجانی پیام دادند كه من نسبت به این حزب نگران هستم، لذا پس از بحث‌هایی اعضا به این نتیجه رسیدند كه یا حزب منحل شود و یا در صورت بقا چگونه ماندن آن تعیین گردد.
وی با اشاره به مخالفت حضرت امام با انحلال حزب در این مقطع گفت: در بحث‌هایی كه شورای مركزی با حضرت امام داشتند، سرانجام به این نتیجه رسیدند كه حزب منحل نشود، ولی پس از مدتی به دلایل مذكور آقای خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی برای توقف فعالیت این حزب نامه‌ای به امام نوشتند كه امام نیز با آن موافقت كرده بود.

اسدالله بادامچیان گفت: پایان اقتضای زمانی فعالیت حزب جمهوری اسلامی و رسیدن به هدف تشكیل این حزب (یعنی حزبی كه همه‌ی نیروها در آن امكان فعالیت و طرح افكار را داشته باشند)، وجود اختلافاتی كه برخی از گروه‌ها ایجاد كردند و همراهی‌نداشتن برخی از اندیشه‌ها با اندیشه‌ی حضرت امام (ره)، (وجود افكار چپ و غیرخط فقاهت و ولایت در حزب) از عوامل توافق اعضا برای تقاضا از حضرت امام(ره) مبنی بر تعطیلی و توقف فعالیت حزب جمهوری اسلامی شد.(ایسنا، 16/3/1383)
خبر انحلال حزب جمهوری اسلامی در 12/3/66 توسط روزنامه جمهوری اسلامی ارگان مطبوعاتی این حزب به شرح ذیل اعلام شد:
« امام امت با پیشنهاد حجج اسلام سید علی خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی مبنی بر توقف كامل فعالیت‌های حزب جمهوری اسلامی موافقت فرمودند.»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چکیده: شهید صدر در بیان اركان حكومت اسلامی مورد نظرش سه نهاد عمده را مطرح می‏كند: الف) امت، ب) مرجعیت (رهبری)، ج) ساختار سیاسی (قوای سه گانه)
از دیدگاه او مردم در عصر غیبت یا هدایت و رهبری مرجع، حكومت را تشكیل و نهادهای آن را به وجود می‏آورند.
الف) امت: از دیدگاه صدر امت یا مردم مسلمان مهمترین بخش حاكمیت را تشكیل می‏دهند رای و نظر مردم مقوم مشروعیت حكومت است.
بنابراین حاكمیت مورد نظر شهید صدر یك حاكمیت شرعی - مردمی است كه در آن حاكمان مشروعیت خود را هم از جانب شرع و هم از جانب مردم كسب می‏كنند. شهید صدر در این باره می‏گوید: تعیین مرجع گواه بر امت به وسیله صفات و مشخصات عمومی است كه از طرف خداوند پیش بینی شده است، ولی تطبیق آنها با مراجع به عهده خود امت است كه باید مسئولیت انتخاب را آگاهانه انجام دهند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |