هر سال که از طول زمان انقلاب پر شکوه اسلامیمان میگذرد به یُمن مسئولیتپذیری، فداکاری و تلاش ملّت بزرگ ایران، از هر قوم و عقیدهای و با هر مرام و مسلکی که هستند، کشور از دوران خواری و نخوت پادشاهی دور میشود و مسیر رشد و تعالی را با سرعت روز افزون طی مینماید. این حرکت نه یک مسیر مفروض پیروی از غرب است که همان ابتدا اعلام برائت از آن شد و نه یک نه یک تکیهی صرفاً اومانیستی است که از آن نیز تبری جسته شد. (نه غربی، نه شرقی؛ جمهوری اسلامی)
جمهوری اسلامی ایران، الگوی چند سالای از حاکمیت «مردم سالاری دینی» است که شهروندان جامعهی اسلامی را چه مسلمان (شیعه یا سنی) باشند و چه غیر آن (مسیحی، زردشتی یا یهودی)، همه را شهروندان ذیحق درجهی یک خود دانسته و از آنها بدون هیچ تأمینی درخواست مینماید به عنوان صاحبان جامعهشان راه و منششان خویش را، به ذهن و دست توانای خود سیاستگذاری و تمشیت کنند.
حال و هوای این دوره از انتخابات، خود حکایت مجمل دیگران را به تفصیلی واقعی از تحرک ملّی مردم ایران تبیین میکند که چگونه مردم برای آنچه در مسیر انقلاب و آرمانهای آن به عنوان کلیت راهشان دنبال میکنند، در کاندیداهای این دوره، مصداق یابی مینمایند.
در این راه مردم دست ارزشهای بنیادین خود در استقلال و آزادیشان برنداشتهاند و سرسختانه ابراز میدارند که اعتلای مادی و معنوی فردی و جمعیشان (با اولویت جمع بر فرد)، برای آنها ارمغان امنیت، سعادت و پیشرفت را در پی خواهد داشت. شاکله و استخوان بندی کشور به همین اعتقادات عمیق ملّت است. و به همین دلیل در فرآیندی خصمانه و به دور از حقوق بشر و احترام به کرامت انسانی متمدنترین مردمان جهان، جریان غیر آزاد اطلاعات در رسانههای وابستهی به ایالات ورشکستهی آمریکا و لابیهای صهیونیستی به بوق و کرنا، نهاد انتخابات را در ایران، بد نام و مخدوش جلوه داده و آنرا انتصابات میدانند. غافل از اینکه شهروندان ایران اسلامی، با تجربهای که از همراهی کشورشان در این سی سال کسب کردهاند و با دوری جستن از کسانی که گفتمان ضد مردمی غرب را تکرار میکنند، حرف امام خمینی (ره) را تأیید کنند که میفرمود:
«لازم است ملت عزیز، رشد و استقامت و پایداری خود را در پیشگاه خالق و صاحب اسلام و در نزد جهانیان و در پیش چشم حیرت زدهی دشمنان و بدخواهان اسلام که شما را با تهمتهای گوناگون هدف قرار داده و وفاداری شما عزیزان متعهد به جمهوری اسلامی را مورد سوال و تردید انگاشتهاند ثابت و با شور بیشتر، یکپارچه در این امری که حفظ حیثیت جمهوری اسلامی و ملبت شریف بسته به آن است به سوی صندوقهای رأی چون موجی خروشان و دریایی مواج، با صفوفی فشرده رفته، رأی خود را به فردی خدمتگزار به ملّت و کشور، حامی مستضعفان و دارای بصیرت در امر دنیا و منزه از گرایش به شرق و غرب و مکاتب انحرافی و دارای دید سیاسی است رأی بدهید.برادران و خواهران با هوشیاری بسیار و دید اسلامی سیاسی با مسائل برخورد کنید و از وسوسهی منحرفان و مخالفان اسلام و وابستگان به سیاست اجتناب نمایید که اینان با هر وسیله میخواهند پایههای جمهوری اسلامی را متزلزل کنند و به خیال رسیدن به مقاصد خودشان، از هر فرصتی بهرهبرداری نمایند و نگذارند که شما در این امر حیاتی که شخصیت خود و کشورتان به آن وابسته است شرکت کنید.»
بر این اساس علاقهمند به انقلاب، ملّت و ایران، کسی است که شرکت فعالانه در انتخابات را جزء اصول خود به شمار بیاورد و با نقد و تعلیل تواند بهترین فرد را از میان گزینههای موجود تبیین و حتی پیشنهاد نماید. این حرکت خودجوش مردمی به قطع از افتخارات نظام به شمار میآید ولی اخلاق انسانی حکم مینماید که این علاقهمندی به هر مصداقی از اعتقادات شخصی باشد در پیشنهادات فیزیکی و اغتشاشات سازمانیافته و یا اتفاقی طرفداران ظهور نکند زیرا چنین اصطکاکها و مجادلات بروز یافته هم نشان از خیانت کنشگران به مردمسالاری و اخلاق اسلامی- ایرانی دارد و هم گویای نا آگاهی و غفلت واکنشگرانی میدهد که تصور میکنند این قسم از درگیریها چیزی بر علاقهمندی آنها میافزاید و یا مانعی برای طغیان غیر منطقی رقیب دارد. به واقع این حرکتها حاصل نفی اثباتی کاندیدا نسبت به یکدیگر است. همانطور که در ضرب المثل بسیار جالبی گفته اند: «اگر امیری از باغی بی اجازه میوهای بخورد، چاکران وی در تبعیت از او باغ را ویران میکنند.» بدین ترتیب از مصداقی که ما انتخاب میکنیم شخصیتمان نیز پدیدار میشود و به سادگی میتوان با پرسیدن اینکه «به چه کسی؟ و چرا میخواهی رأی بدهی؟»؛ مخاطب خود را بشناسیم و مهمتر آنکه اگر بپرسیم «برای رأی آوردن کاندیدای مورد نظرت چه تدبیر کردهای؟ و چه تلاشی را سازمان دادهای؟.» به این ترتیب حضور فعالانهی شهروندان جامعه به راحتی محک خورده و نمودار میشود که «هر کس برای مطلوبش چقدر و با چه ابزاری حاضر است خرج کند؟» و به قول لوطیها، «چقدر مایه بگذارد؟»

