تبليغاتX
حقوق

حقوق

مقالات حقوقی


مصوب ۱۳۲۴ هجری قمری (مطابق با ۱۲۸۵ هجری شمسی و ۱۹۰۶ میلادی)
و متمم و بازنگری های آن قانون اساسی

در تشکیل مجلس

اصل اول - مجلس شورای ملی بموجب فرمان معدلت بنیان مورخه چهاردهم جمادی الاخره ۱۳۲۴ موسس و مقرر است.

اصل دوم- مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاشی و سیاسی وطن خود مشارکت دارند.

اصل سوم- مجلس شورای ملی مرکب است از اعضائی که در طهران و ایالات انتخاب میشوند و محل انعقاد آن درطهران است.

* اصل چهارم - عده نمایندگان مجلس شورای ملی برای پایتخت و شهرستان ها دویست نفر خواهد بود و پس از هر دهسال در صورت ازدیاد جمعیت کشور در هر حوزه انتخابیه طبق آمار رسمی بنسبت هر یکصد هزار، یکنفر اضافه خواهد شد.
حوزه بندی بموجب قانون علیحده بعمل خواهد آمد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ماده 1- مالكيت در آپارتمان‌هاي مختلف و محل‌هاي پيشه و سكناي يك ساختمان شامل دو قسمت است:

مالكيت قسمت‌هاي اختصاصي.

مالكيت قسمت‌هاي مشترك.

 

ماده 2- قسمت‌هاي مشترك مذكور در اين قانون عبارت از قسمت‌هايي از ساختمان است كه حق استفاده از منحصر به يك يا چند آپارتمان يا محل پيشة محصوص نبوده و به كلية مالكين به نسبت قسمت اختصاصي آنها تعلق مي‌گيرد. به طور كلي قسمت‌هايي كه براي استفادة اختصاصي تشخيص داده نشده است يا در اسناد مالكيت ملك اختصاصي يك يا چند نفر از مالكين تلقي نشده از قسمت‌هاي مشترك محصوب مي‌شود مگر آنها تعلق آن به قسمت معيني بر طبق عرف و عادت محل مورد ترديد نباشد.

 

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بیش از یک هفته (24 فروردین 1387) از انفجار حسینه ی سید الشهداء شیراز و شهادت ده ها عاشق و دل داده ی مکتب حسینی (مجموعا 208 نفر شهید و جانباز) می گذرد ولی هنوز خبری از هیچ چیز وجود ندارد. به نظر این حادثه عمدا بایکوت شده یا غفلتا فراموش گشته است.


 
واقعیت این است که صد ها بسیجی و عاشق ولایت هر هفته در حسینیه ی سید الشهداء شیراز گرد هم می آمدند و ضمن بهره مندی از نصایح اخلاقی و دینی با مسایل بسیار مهم اجتماعی - سیاسی آشنا می شدند و مجموعا کانونی را ایجاد کرده بودند تا آرمان های اعتقادی و انقلابی خود را در سطحی وسیعتر دنبال کنند .شهادت و جراحت این جوانان و انسان های دلباخته ی ولایت اگرچه برای آنها که از جمله ی رهپویان وصال بودند سعادت محسوب می شود ولی برای آنها که باقی مانده اند هم فرصت است و هم تهدید.

 

فرصت است چون :

هر گاه مرگی برای خدا باشد برکتِ شهادتش برای امت بسیار است و مهمترین برکت آن بصیرتی است که به جامعه می دهد و چراغی است که به رهروان شهادت به ارث می رسد وچه فرصتی بهتر از این که مسیر شهادت در این جهان به ظلمت آمیخته به خون شهیدی دیگر روشن گردد و این همان فرقان است که سعادت کسب بهترین نتیجه ی وصال را به رهروانش عنایت می کند .البته شرط بهره بردن از نور شهادت داشتن خلوص نیت در طی راه و علم به فعل است.    

 

تهدید است چون :

آنها که توفیق کسب معرفت و رَد مظاهر دنیوی را بعد از گذشت چهارده قرن از ظهور جامعه ی نبوی تحصیل کرده اند سرمایه های گرانقدر اجتماعی هستند که اوّلاً خود تربیت یافته ی مکتب حضرت حق هستند و ثانیاً راه را برای تربیت سایرین هموارتر می کنند .

از دست دادن این دسته از انسان های متقی بیشترین ضربه را به جامعه خواد زد به طوری که فقدان هر یک به منزله ی فقدان یک مصلح اجتماعی است چیزی که در عصر تکنولوژی ارزش طلا و چه بسا گوهری نادرتر از آن را دارد.

پس اولا و بذات رهپویان ولایت در هر جمع و جامعه ای که باشند وجودشان غنیمت و ارزشمند است و ثانیا نه تنها باید در حفظ بلکه باید در تکثّر آنها هم  همت کرد.و اگر به هر دلیلی به ایشان آسیبی برسد برای جامعه یک تهدید چالش آفرین ایجاد خواهد شد .

شهادت ده ها عاشق و دلباخته ی خون سرخ سید الشهداء در شیراز بدون تردید مصداق همین تهدید است .از دست دادن انسان هایی که بدست آوردنشان حاصل رنج و مشقت سالیان بسیار دلسوختگان اسلام و علماءِ دین بوده و بعد از این تبلور امثالشان ،مساعی بیشتری را طلب خواهد کرد.

با چنین تصویری از مسئله و ارزشی که هر کدام از این جوانان برای جامعه دارند ،علت از دست دادن هر کدام از آنها باید به دقت بررسی و کنکاش شود .حداقل اینکه حرمت خون مسلمان نگه داشته می شود و امرمشمول «موتٌ بِلا حیث و الدلیل» نبوده است.

فرض کنید اگر جامعه یک دانشمند یا یک خلبان را از دست بدهد چه می شود؟ قطعا تمامی ارکان رسمی و غیر رسمی جامعه با پیگیری مسئله خواهان یافتن علت فوتِ شخص مذکور و ضمنا پیشگیری از حوادث مشابه می شوند .

ولی چرا در مورد شهادت و جراحت 208 جوان ایرانِ اسلامی بسیاری از سازمان های دولتی و نهادهای مردمی به تب و تاب نیفتادند؟

شورای امنیت ملی با اینکه در اطلاعیه ی 27 فروردین علت انفجار را ناشی از وجود برخی از مهمات جنگی موجود در غرفه یادمان شهداء دانسته و دست داشتن هر گونه عامل خارجی را منتفی دانسته  ولی هنوز صحبت های بسیاری از منابع موثق در میان است که انفجار را به عوامل معاند و خارجی نسبت می دهند به ویژه آنکه اولا سَردر غرقه هیچ آسیبی ندیده – در این صورت چگونه ممکن است مهمات خنثی شده ی داخل غرفه منجر شده باشند !- دوّماً کسانی که در برنامه ی آن روز شرکت کرده بودند اظهار کرده اند :«شخص غریبه ای بسته ای مشکوک را در قفسه ها ی انتهایی سالن قرار داده و علت اصلی جراحات وارده خرده های فلزی همین قفسه بوده که مانند ترکش عمل کرده است... »[1].  

در واقع هنوز مسئله کاملاً روشن نشده است و هیچ منبع رسمی هم از ادامه ی تحقیقات گزارشی اعلام نکرده و نتیجتا مسئله  ظاهراً در هاله ای از ابهام قرار داده شده است .شاید هم پرونده به دلیل مصالح امنینتی بسته شده است! 

از سوی دیگر رسانه های جمعی نیز اعم از صدا و سیما و روزنامه ها –البته سایت ها را فاکتور بگیرید – در این قضیه ،اهمال را به نهایت رساندند و وجدان اجتماعی را نسبت به این مسئله ی دردناک و تامل بر انگیز آگاه نکردند .به ویژه آنکه رسانه ها می توانند با ایجاد جو رسانه ای مسئولان امر را نسبت به مسئله حساس تر و پیگیر تر کنند.

فکر کنید که این حادثه یک فیلم یا سریال تلویزیونی بود .آیا این فیلم ارزش خبری و تبلیغاتی اَش از فلان سریال تلویزیونی کمتر است که هر روز چند بار در شبکه های مختلف سیما پخش می شود؟ آیا کمتر از مسئله ی جنگ انتخاباتی میان هیلاری کلینتون و اوباما است که روزنامه ها آنرا بایکوت کرده اند و از تحلیل و پیگیری آن شانه خالی می کنند؟ و نهایتا شاید برخی تصور می کنند اینقدر هم ارزش ندارد که نهادهای سنتیِ خبر ،نیز به آن بپردازند.



[1] - به سایت رهپویان وصال مراجعه کنید: www.rahpuoyan.net، عزاداران معتقدند میان جلسان نقد بهاییت و وهابی گری با این انفجار رابطه ی موسعی وجود دارد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |