تبليغاتX
حقوق

حقوق

مقالات حقوقی

 

 

 

كلمات قصار علي‌بن‌ابيطالب‹عليه‌السلام›

 

 

(درباره ظلم)

 

 

‹الظلم يطرد النعم› ستمگري دوركنندة نعمت است.

 

‹البغي يجلب النقم› ستم زشتي و نقمت را جلب مي‌كند.

 

‹الظلم يوجب‌النّار› ستم واجب مي‌گرداند بر شخص آتش را.

 

‹البغي يوجب الدما› ستم واجب مي‌سازد هلاكت را.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

 

اگر به دادسراي يا دادگاه رفتيد

 

 

از كارمند فقط در حيطه توانايي‌هايش انتظار انجام كار داشته باشيد. توقع از كارمند براي انجام كاري خارج از مسئوليتش ممكن است موجب توقف سير اداري پرونده شما گردد.

 

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

به اعتبار احترام قاضي در مسند قضاوت، بدون اجازه وارد اتاق نشويد. صحبت‌هاي طرف ديگر دعوا را قطع نكنيد و بدون اجازه قاضي صحبت نكنيد. وقتي كه اجازه صحبت يافتيد، در محضر قاضي و حتي در جاهاي ديگر سعي كنيد به طرف دعوا جسارت نكنيد. تنها ادعا يا دفاع خود را مطرح كنيد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

سعي نماييددرب اتاق قاضي را نيمه باز نگذاريد و از شكاف درب به داخل اتاق نگاه نكنيد. در كنار درب اتاق قاضي ازدحام نكنيد. اين كار موجب مي‌شود قاضي تمركزش را از دست بدهد و براي قضاوت بي‌طرفانه دچار زحمت گردد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

با علامت و اشاره چشم يا سر، منشي دادگاه يا دادسرا را به بيرون فرانخوانيد؛ اين عمل، قاضي را به‌شدت ناراحت مي‌كند و حق هم دارد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

هرگز به‌دنبال شناسايي اقوام و بستگاه قاضي نباشيد تا از آن طريق حرف خود را به گوش قاضي برسانيد. چرا كه اين كار باعث زحمت شما و بستگان قاضي خواهد شد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

به رجزخواني‌هاي طرف ديگر دعوا توجه نكنيد. رجزخواني يكي از آيين‌هاي جنگ براي مرعوب‌كردن حريف مقابل است. اختلاف بين شما و طرف ديگر، درواقع نوعي جنگ است، اما جنگي غيرمشابه با جنگ‌هاي متداول.

از مراجعه به قاضي يا كارمنددر داخل سالن و سؤال درمورد پرونده خودداري كنيد. اين عمل باعث سوءتفاهم خواهد شد. هرگاه قاضي يا كارمند به اتاق خود برگشت، به‌نحوي كه بيان شدبا اجازه وارد اتاق شويد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

بدانيد هراقدام قاضي مبنا و دليل قانوني دارد و او چنين فرصتي ندارد كه آيين قضاوت خود را براي شما بازگو كند. در اين مورد مي‌توانيد با وكيل يا مشاور حقوقي خود مشورت كنيد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

پاي صحبت كساني ننشينيد كه براي شما فلسفه بافي‌كرده يا از رفتار، برخورد و نحوه كار قاضي با شما صحبت كنند؛ چرا كه اين كار باعث مي‌شود در ذهن شما يك پيش‌زمينه منفي نسبت به كار قاضي به‌وجود بيايد و اين اولين گام شكست شماست.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

درنظر داشته باشيد كه هرچند قاضي بسيار صبور است، اما ممكن است قبل از حضور شما صحنه‌اي يا برخوردي او را ناراحت و عصباني كرده باشد. اگر با چنين حالتي روبه‌رو شديد مدتي سكوت كنيد يا از او بخواهيد در فرصتي ديگر به نزد او برويد. قاضي هم يك انسان است و ممكن است بعضي از صحنه‌ها در طول روز او را ناراحت كند.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

مبادا اين‌گونه كار كنيد يا نتيجه بگيريد كه رجزخواني‌هاي طرف مقابل از نظر قاضي صحت دارد. اين نتيجه‌گيري فقط خطاي ذهني است و شما را از دفاع هوشمندانه غافل مي‌كند.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

تلفن همراه خود را در اتاق قاضي يا كارمند اداري خاموش نگه داريد. اگر فراموش كرديد اين كار را انجام دهيد و همراه شما زنگ زد، بهترين كار آن است كه به‌طور موقت آن را خاموش كنيد. سعي كنيد درحضور قاضي با تلفن همراه خود صحبت نكنيد تا احترام مسند قضاوت حفظ شود.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

تا حد امكان، سلام يا پيغام كسي را به قاضي نرسانيد. چنانچه به قاضي وانمود كنيد كه با مسئولي ارتباط داريد، به‌طور  قطع در ذهن او بازتاب منفي ايجاد خواهد شد، ولو اينكه شما آن را احساس نكنيد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

رفتن به آنجا را “عيب” ندانيد. مراجعه به نزد قاضي يا براي گرفتن حق است يا دفاع از خود يا براي شهادت دادن. هر يك از اين سه مورد نه تنها ناپسند نيست، بلكه امري قابل ستايش نيز مي‌باشد. درواقع در اين فرآيند، تنها كسي بايد شرمنده باشد كه جرمي مرتكب شده باشد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

ممكن است مراجعه شما براي پاسخگويي به ادعايي باشد كه عليه شما مطرح شده است. پرواضح است كه قاضي بلافاصله بعد از طرح ادعا عليه شما، شما را مواخذه نخواهد كرد، بلكه از طرف مقابل خواهد خواست براي ادعاي خود دليل و مدرك ارايه دهد. سپس آن را با شما مطرح خواهد كرد و پاسخ شما را خواهد شنيد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

چنانچه اين مراجعه شما براي بيان شهادت و گواهي باشد، قاضي حسب مورد بدون حضور دوطرف اختلاف، اظهارات شما را خواهد شنيد و شما نيز مي‌توانيد بدون واهمه از حضور آنها واقعيت را بيان نماييد. همواره اين فرمايش مولاي متقيان علي(ع) را به‌خاطر داشته باشيد كه مي‌فرمايند: “هميشه حقيقت را بر زبان آوريد حتي اگر به زيان خود شما باشد.”

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

براي رساندن نامه خود به دست قاضي، ضرورتي به مراجعه نزد مقام مافوق او وجود ندارد؛ چرا كه آن مقام، كار خارق‌العاده‌اي انجام نخواهد داد، بلكه از قاضي خواهد خواست طبق مقررات عمل كند.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

به‌خاطر داشته باشيد اداي سوگند ضوابط و مقررات خاصي ندارد. به عبارتي ديگر، اگر فردي به جان خود و خويشاوندان خود قسم بخورد، قاضي به او بيشتر توجه نخواهد كرد. بديهي است اگر تحت شرايطي قاضي “مورد” را شايسته قسم ديد، از فرد موردنظرخواهدخواست سوگند يادكند.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

درنظرداشته باشيد كه قاضي براي رسيدگي به پرونده، فقط از دستورات قانون تبعيت مي‌كند. بنابراين، آنچه را كه قانون به او اجازه داده انجام مي‌دهد. پس طبعاً نمي‌تواند هرآنچه را كه از او درخواست مي‌شود، اجابت كند.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

ممكن است در سالن انتظار به فرد يا افرادي برخورد نماييد كه به جاي راهنمايي قانوني،  وانمود كنند مي‌توانند از راه‌هاي مختلف، مشكل شما را حل كنند. به آنها اعتماد نكنيد؛ چرا كه آنان افرادي هستند كه تنها به منافع خود مي‌انديشند.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

در سالن انتظار با ديگران درددل نكنيد. ممكن است ديگري از اطلاعاتي كه از طريق شما به‌دست مي‌آورد خداي ناكرده سوءاستفاده نمايد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

ممكن است نتيجه رسيدگي به پرونده بين شما و طرف مقابل، به ضرر شما باشد. بحث و جدل در اين مورد بي‌فايده خواهد بود. ضمن آنكه دو طرف دعوا طبق قانون حق دارند به حكم قاضي اعتراض كنند. در اين مورد مي‌توانيد با وكيل يا مشاور حقوقي خود مشورت نماييد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

و به حق خود رسيديد، نيازي به تقدير از قاضي نيست؛ زيرا احقاق حق وظيفة يك قاضي است و همين كه حق مظلوم را بازپس گيرد، بهترين هديه براي اوست.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

ممكن است پس از صحبت با قاضي احساس نماييد فرصت بيان تمام حرف‌هاي خود را پيدا نكرده‌ايد. دراين صورت، جاي نگراني نيست. مي‌توانيد مطالب خود را بعداً در نامه‌اي نوشته، پس از امضا به قاضي تسليم كنيد. او قطعاً در همان لحظه يا در فرصت مناسبي آن را خواهد خواند و به مطالب مكتوب شما توجه خواهد كرد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

ممكن است قاضي پرونده به‌طور تصادفي در همان محل اقامت شما سكونت داشته باشد يا اينكه در همان مدرسه يا دانشگاه سابق شما تحصيل مي‌كرده است. پرواضح است كه در اين‌گونه موارد، خطاب كردن او به اسم كوچك در محل كارش پسنديده نخواهد بود. اين امر درمورد كارمندان دادسرا يا دادگاه نيز صدق مي‌كند. شايد درخواست مراجعه‌كننده از وي براي رتق‌وفتق امور قضايي به‌دليل سابقه آشنايي قبلي، چندان خوشايند او نباشد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

حتماً شماره پرونده خود را همراه ببريد و اگر براي اولين بار به دادگاه يا دادسرا مي‌رويد شماره پرونده خود را بگيريد تا در مراجعات بعدي همراهتان باشد؛ زيرا بدون ارايه شماره، پيداكردن پرونده شما غيرممكن يا بسيار مشكل خواهد بود.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

از تصميمات قاضي هرچند به ضرر شما باشد، تفسير منفي نكنيد. از اين طريق مي‌توانيد به او كمك كنيد تا با آرامش بيشتر و به دور از دغدغه‌هاي فكري به اعتراضتان رسيدگي نمايد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

شايسته خواهد بود كه تقاضا و درخواست خود را تنها در زماني كه با قاضي جلسه‌اي داريد مطرح نماييد و بالعكس، در مواقع ديگر درخواست خود را به‌صورت كتبي به دفتر قاضي تسليم نماييد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

و سير رسيدگي به پرونده‌هاي شما طولاني شد، درنظر داشته باشيد كه در بسياري از موارد، رسيدگي‌هاي طولاني به علت عدم دريافت پاسخ نامه‌هايي است كه قاضي به مراجع ديگر نوشته است. مثلاً از كارشناس خواسته است درخصوص موضوع نظر دهد، اما اعلام كارشناس در تهيه نظريه مدتي طول كشيده يا پزشكي قانوني در ضرب و جرح براي اعلام نظريه قطعي زمان ديگري تعيين كرده است. درچنين مواردي، او تا زمان دريافت نظريه نمي‌تواند رأي بدهد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

به‌خاطر داشته باشيد شهادت بستگانتان به‌عنوان شاهد و دليل اثبات ادعا، چندان نمي‌تواند معتبر باشد، مگر درمواردي كه قاضي شنيدن اظهارات آنها را لازم بداند. بنابراين، از به همراه بردن بستگان خود به مراجع قضايي بدون درخواست قاضي، خودداري نماييد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

درنظر داشته باشيد كه مقامات قضايي دادسرا عبارتند از: دادستان، معاون دادستان، بازپرس و داديار؛ و مقامات قضايي دادگاه هم عبارتند از: رئيس دادگاه ـ دادرس دادگاه ـ مستشار يا مشاور دادگاه. بنابراين، اگر عنوان دقيق مقام قضايي را نمي‌دانيد او را “جناب قاضي” خطاب كنيد.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

چنانچه خواستيد عليه شخصي شكايت كنيد مي‌بايست دليل و مدركي دال بر صحت ادعاي شما وجود داشته باشد؛ درغيراين‌صورت، قاضي نمي‌تواند از حق و ادعايي كه دليل و مدرك ندارد حمايت كند.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

اين تصور پيش نيايد كه مختومه شدن يك پرونده، دليلي براي اتمام امور مربوط به آن پرونده است. به‌عنوان مثال: در شكايت عليه ديگري مبني بر ندادن بدهي، قاضي دادسرا پرونده را مختومه خواهد كرد؛ اما اين‌كار، موجب فسخ مطالبة طرف دعوا نخواهد شد، بلكه براي پرداخت بدهي به طرف طلبكار، مي‌بايد تشريفات ديگري رعايت شود و مي‌بايد به قاضي ديگري كه مسئول اين كار است مراجعه شود.

اگر به دادسرا يا دادگاه رفتيد:

حضور سر وقت در دادگاه را بسيار مهم بشماريد؛ زيرا اگر مدتي بعد از موعد مقرر به دادگاه مراجعه كنيد، ممكن است زمان رسيدگي به پرونده ديگر افراد رسيده باشد و تبعاً قاضي نخواهد توانست نوبت آن پرونده را به پرونده شما اختصاص دهد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

 

تمام كارت هاي يك امپراطور

 

 

 

 امپراطور بعد از آنكه جايزه صلح جهاني را از دست پير شهر زايان گرفت با سخنراني جنجالي به اينجا رسيد  كه ‹رسالت ما قدرتمندان و صاحبان تمدن و انسانيت  اين است كه به رعيت بي فرهنگ و گرسنگان جهان كمك كنيم و  برايشان صلح و دموكراسي را هديه ببريم ... من هم براي رسيدن به اين آرمان مقدس بشريت سپاهيانم را حاملا پيام محبت و دوستي مي كنم و درجنگ با  دشمنان آرمان مقدسم حتي از خون بردگان هم نخواهم گذشت. ›

 امپراطور با سخنان روشنفكرانه اش احساسات مردم سرزمين هاي غربي را به جوش آورد و همگي با با لا و پايين آوردن نيزه هايشان آماده نبرد براي صدور  هداياي امپراطور شدند  و اين همان زماني بود كه از ائتلاف صلحي  كه براي جنگ جمع كرده بود مطمئن شد و البته خيلي هم خوشحال شده بود كه ديگر از وي ارتباط اين حرفه ها را نپرسيده بودند و بهتر اين بود كه آنها بجنگند و بيشتر نپرسند ....

 

1 سال بعد ...

سپاه امپراطور پشت دروازه هاي سرزمين شرقي با مردماني روبرو شدند كه جانشان را روي اعتقادشان در اتحادشان  مي دانستند .  ولي اين غير دموكراتهاي ضد امپراطوري اگر مي دانستند دموكراسي و تمدن چيست كه اين قدر سفت و سخت نمي شدند  پس قاصد امپراطور با شعار سرزمين چند صدايي وارد شرق شد  تا بتواند صحبت از حكومت آدمي بزند و انسان هايي كه دستانشان را هر شب به آسمان مي دوختند به دور گردن هاي هم ديگر گره بزند  ...

 

 

1 سال بعد ...

هديه آمپراطور در ميان طبقه اوباش و ارازل سرزمين غرب آن چنان گرفت كه همه اين قشر يكباره به روشنفكران تبديل شدند  و البته بعضي ها كه تا ديروز نه مسجد و دير و كليسا  مي رفتند پشت بند هداياي امپراطور از تقدس صحبت مي كردند؟

 

 

1 سال بعد ...

نوبت هديه بعدي امپراطور بود كه زنان زيبا رو  و شراب قرمز و ...مي شد ولي اين حرفها نه بي هدف بود ونه بدون بهانه كسي به اين حرف ها اجازه ابراز مي داد پس شهار حقوق شهروندي و آزادي و... را بالفور و قبل از انها فرستاد  و البته هدفش برگرداندن روي سپاه از دروازه به شب و نوش و خيال بود ...

 

 

 

1 سال بعد ...

طبقه روشنفكر  با حضور شعار آزادي و حقوق شهروندي هر وقت كه مي شد به يكي از ارزش هاي سر زمين شرقي ناسزا مي گفتند و اگر هم از آنها مي پرسيدند كه اين چه حركتي بود مي گفتند حق شهروندي همين است  وگرنه اگر كار هايي  كه بد است را نتوان انجام داد كه آزادي بي معني مي شود . ...اين حرفها كه به پايين مي رسيد براي مردم  رنگ بوي ديگري مي داد  چون وقتي يك سري به اسم آزادي بي تربيت مي شوند ديگر از اينها توقعي نخواهد بود ...

 

 

 

  1 سال بعد ...

ديگر براي امپراطور مانده بود كه فرمان ورود به سرزمين شرقي را بدهد چون ديگر كسي نبود كه دفاع كند و تازه آزاد بود و تكليفي هم نداشت ...ولي حالا هدايا امپزاطور تمام شده بود و بايد هزينه اين همه احسان امپراطور را داد ...  

 

 

 

1 سال بعد ...

تمام مردم سرزمين شرقي در مزارع . باغات . و كارخانه هاي  امپراطور به كار مشغول شده بودند  و سعي مي كردند حداقل تا نوادگانشان بتوانند هزينه اين همه لطف  و منت را بدهند

 

 

1 سال بعد ...

شما چه فكر مي كنيد؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

دولت الكترونيك و زندگي شهروندان
 

 

 

 

 
 
بسياري ازدولتها هنگامي كه ناچار شده اند ميان حركت در راستاي ابر بزرگراه اطلاعات يا توقف در كنار گذرگاه هاي فرعي تكنولوژي، يكي را برگزينند، همراه شدن با موج اينترنت را انتخاب كرده اند. اينترنت و ساير فن آوري هاي اطلاعات و ارتباطات علاوه بر ياري رساندن به زمامداران براي رقابت در اقتصاد جهاني، مي توانند دولت ها را تقويت نموده و آنها را در زمينه حكومت كارسازتر- كه براي بسياري ازرهبران گزينه هاي جالب توجهي به شمار مي روند- كمك نمايند. در برخي از اين كشورها، از اينترنت حتي براي افزايش شفافيت،كاهش فساد و پاسخگوتر ساختن دولت در قبال شهروندان نيز استفاده مي كنند.
ولي حكومتگران همواره اهل اين نيستند كه به دنبال كسب رهنمود اينترنتي مخالفان باشند. كنترل اطلاعات همواره سنگ بناي حكومت ها بوده است و آنها طبيعتاً نسبت به شبكه اينترنت مشكوك هستند. دسترسي عمومي به اينترنت مي تواند بخش هاي عظيمي از جامعه را از دسترسي به اطلاعات و تصاوير ممنوعه برخوردار سازد يا مخالفت مردم عادي را تشديد كند و اين چيزي است كه پيش از اين در بسياري از كشورهايي كه كاربران اينترنتي آنها روبه گسترش دارند و با دولت ها به چالش  برمي خيزند اتفاق افتاده است. در نتيجه، اين رژيم ها طرح هاي پيشرفته اي در زمينه سانسور به اجرا درمي آورند تا از ناراضيان اينترنتي خود يك گام جلوتر باشند.
اين موارد رقابت و همچشمي تكنولوژيك، با قراردادن انقلابيون بالقوه و توده هاي دموكراسي طلب در برابر حكومت هاي مصمم به اعمال نظارت بر شهروندان، به مثابه يك مسابقه تسليحاتي اينترنتي است. در واقع داستان هاي مربوط به ناراضيان قدرتمند اينترنتي كه با ايمان به ماهيت دموكراتيك تكنولوژي تقويت گرديده اند، اين انديشه را بسط داده است كه اينترنت رژيم هاي خودكامه را بي اثر مي سازد. بنابراين، اين كه طرفداران حقوق بشر و سازمان هاي طرفدار آزادي مطبوعات علناً حمله به اينترنت را به عنوان نقض سرنوشت آشكار دموكراتيزه شدن فن آوري محكوم مي كنند، چندان تعجب آور نيست.
ولي سانسور تكنولوژيك و طفره رفتن از آن در عين حال كه به بحث آزادي سياسي مربوط مي گردد، صرفاً بخشي از يك چيستان (پازل) رو به رشد بزرگتر را نمايان مي سازد. اينترنت حتي اگر به سقوط خودكامگي هم كمك كند، تجلي نوين آن را دگرگون مي كند. اگرچه برنامه هاي ديگر، تبليغات را سانسور و اشاعه مي دهند ولي ابتكار دولت الكترونيك كه بوروكراسي را تغيير شكل مي دهد، اطلاعات آموزشي و بهداشتي را منتشر مي سازد، ارتباط مستقيم ميان مقام هاي مسئول و توده مردم را افزايش مي دهد، عملاً كيفيت زندگي شهروندان را بهبود مي بخشد و شفافيت را تقويت مي كند. تلاش هاي فعالان و دولت هاي خارجي براي حمايت از «هكر»ها و قهرمانان اينترنتي در كشورهاي خودكامه شايد عنوان هايي به دست آورد ولي كار عادي تر پشتيباني از برنامه هاي دولت الكترونيك، همانا تقويت اصلاحات پايدار است.
تأثير اينترنت بر اقتصاد
از ديرباز، حكومت هاي خودكامه در كشورهاي در حال توسعه در ازاي برخورداري از حق حاكميت، ثبات و رفاه اقتصادي به وجود آورده اند. رژيم هاي خودكامه و نيمه خودكامه از جمله رژيم هاي چين، مالزي و سنگاپور پيش از اين تلاش خود را روي صنايع فن آوري اطلاع رساني داخلي كه اقتصاد محلي را به تحرك وامي دارد، متمركز ساخته اند. مالزي از مدت ها پيش «ابردالان چندرسانه اي» خود را به صورتي پناهگاهي براي شركت هاي فن آوري درآورده و آن را با امتيازات مالياتي و سياست هاي عدم سانسور براي سرمايه گذاران تكميل كرده است. ويتنام در عين حال كه سرگرم اصلاحات اقتصادي است، قصد دارد «اقتصاد دانش» مبتني بر جماعت كارآمدي از برنامه نويسان را توسعه بخشد. حتي رژيم هاي خودكامه اي همچون ميانمار (برمه) كه نسبتاً از انواع فن آوري هاي ارتباطات و اطلاع رساني بيمناك هستند، غالباً بر پرداختن به برخي صنايع كليدي درآمدساز از جمله توريسم تأكيد مي ورزند.
از سوي ديگر، برخي كشورهاي خودكامه علاقه چنداني به گسترش دسترسي به اينترنت در درون مرزهاي خود ندارند. كوبا كه به واسطه يك تحريم در انزوا قرار گرفته و از گسترش كاربري اينترنت هراس دارد بر آن شده است تا فعاليت هاي تجاري و رقابت را در صنعت كوچك اينترنت خود محدود سازد. كاربري اقتصادي اينترنت در كوبا از الگوي كلي اين كشور در خصوص تفكيك بخش هاي داخلي و خارجي آن متابعت كرده است و لذا بخش اعظم كاربري اينترنت در زمينه صنايع توريستي و صادراتي قرار داشته است.ميانمار كه به خاطر سوابق نامطلوب حقوق بشر خود از سوي بسياري از دولت ها و سرمايه گذاران خارجي طرد شده است در پرداختن به توسعه فن آوري اطلاع رساني كند بوده است. طبق يك فرمان صادر شده در سال ۱۹۹۶، مالكيت حتي يك تلفن ثبت نشده(چه برسد به يك كامپيوتر) غير قانوني است و مجازات زندان دارد.
با وجود اين، اگر حكومت هاي خودكامه بخواهند در اقتصاد جهاني مشاركت جويند با فشار بسياري مواجه خواهند شد تا سرمايه گذاران خارجي و توسعه مبتني بر بازار در بخش هاي اينترنتي را بپذيرند. ميانمار تحت فشار اتحاديه كشورهاي جنوب شرقي آسيا (آسه آن) مي كوشد تا قوانين سخت گيرانه مربوط به فن آوري اطلاع رساني خود را تعديل نمايد. نهادهايي چون بانك جهاني و صندوق بين المللي پول اكنون مقررات زدايي در بخش ارتباطات و باز كردن درهاي آن به روي سرمايه  گذاري خارجي را تشويق مي كنند. موجوديت هايي چون سازمان تجارت جهاني نيز در ازاي پذيرش عضويت اين كشورها، انجام برخي اصلاحات را از آنها خواستار مي گردند. به طور مثال،  چين ناگزير شد براي پيوستن به اين سازمان با سرمايه گذاري خارجي در بخش ارتباطات راه دور خود موافقت كند.اين گونه اصلاحات به نوبه خود مي تواند نفوذ دولت در بخش هاي كليدي اقتصاد را كاهش و رشد محلي در صنايع اينترنتي داخلي را گسترش دهد.
حكومت هاي خودكامه از فن آوري ارتباطات و اطلاع رساني از جمله اينترنت نيز جهت پيشبرد اهداف بزرگتر توسعه بهره مي جويند. به طور مثال، نهاد «فدراسيون زنان سراسر چين» كه تحت الحمايه دولت است، زنان روستايي را ياري مي رساند تا از طريق سازمان هاي محلي كه به اينترنت دسترسي دارند، اطلاعات بهداشتي دقيق و روز آمد كسب نمايند. اين فدراسيون از طريق سايت شبكه خود درباره مسايل مختلفي چون تجاوز و بدرفتاري همسران، راهنمايي هايي در اختيار زنان قرار مي دهد. در كوبا كه در آن دسترسي عمومي به اينترنت محدود است، مقام هاي كشور ابتكارات بهداشتي اينترنتي را دنبال كرده  اند. شبكه «اينفومد» يكي از قديمي ترين شبكه هاي وزارت بهداشت كوبا، مراكز درماني كشور را به هم مرتبط مي سازد. مصر كشور نيمه خودكامه اي است كه در صدد سانسور اينترنت برنيامده است و مي كوشد سايت هايي براي آموزش روستاييان ايجاد كند.
كار آمد ساختن حكومت
در كشورهايي كه از توسعه فن آوري ارتباطات و اطلاع رساني استقبال مي كنند، خودكامگي ديگر قلمرو ديكتاتوري هاي قديمي و بوروكراسي هاي متزلزل نيست. حكومت  ها با اجراي سياست هاي دولت الكترونيك (از قبيل پيوند دادن صنايع كليدي با سازمان هاي فدرال) مي توانند توسعه اينترنت را در راستاي حكومت به اهداف خود هدايت كنند. در نتيجه، حكومت هاي خودكامه رفته رفته سال هاي بي كفايتي و بيهودگي را كنار گذارده ، بوروكراسي هاي دست وپاگير را حذف كرده و از طريق برقراري ارتباط بيشتر با استان هاي دورافتاده، حاكميت مرزي را تحكيم مي بخشند. اين پيشرفت ها ظاهراً با دموكراتيزه كردن تضاد دارد اما گسترش برنامه هاي اينترنتي دولت مي تواند رژيم ها را شفاف تر نيز نموده و به شهروندان امكان دهد كه ديدگاه هاي خويش درباره عملكرد دولت را مستقيماً ابراز كنند.
بويژه كشور نيمه خودكامه سنگاپور در اصلاح تشكيلات اداري و تغيير شيوه تعامل دولت باشهروندان خود، سرآمد جهان بوده است. بخش فن آوري ارتباطات و اطلاع رساني سنگاپور يكي از پويا ترين بخش هاي جهاني در اين زمينه است و اين كشور- شهر به بالا بودن ميزان رسوخ اينترنت در ميان ملت خودمباهات مي كند. چراكه حدود ۱/۲ ميليون تن از جمعيت ۵/۴ ميليوني اين كشور به اينترنت دسترسي دارند. عمده ترين بخش صنعت اينترنت سنگاپور برنامه شهروند الكترونيك آن است كه خدمات بخش هاي مختلف دولت را يكپارچه ساخته و آنها را به نحو مطلوبي در اختيار كاربران قرار مي دهد. هر اقدامي را كه مستلزم تعامل با دولت باشد مي توان از طريق اينترنت انجام داد و فهرست اين اقدامات روز به روز گسترده تر مي شود. به طور مثال در بخشي از سايت اينترنتي شهروند الكترونيك كه به امور ازدواج مربوط مي گردد، مراجعه كنندگان مي توانند آگهي يك ازدواج مدني يا اسلامي را درج كنند، فهرستي از قاضي هاي بخش را جستجو كنند، برنامه هاي مشاوره قبل و بعد از ازدواج رامشاهده كنند و حتي فهرستي از بيمارستان هاي ارايه دهنده مشاوره مسايل ژنتيكي به دست آورند. حزب حاكم سنگاپور با به كارگيري اينترنت جهت افزايش پاسخگويي دولت و بالا بردن سطح كيفي زندگي، ميزان رضايت مردم از دولت را افزايش داده است.
البته سنگاپور يك مورد خاص به شمار مي رود چرا كه فقط ۵/۴ ميليون جمعت دارد و يك كشور مطلقاً ديكتاتوري به حساب نمي آيد. مثلاً احزاب مخالف اين كشور در انتخاباتي كه مطابق قانون اساسي برگزار مي گردد شركت مي جويند.
در بخشي از گزارش حقوق بشر ۲۰۰۱ وزارت خارجه آمريكا آمده است كه «قانون اساسي سنگاپور آزادي بيان و آزادي انديشه را تضمين كرده و در عين حال، اعمال محدوديت هاي رسمي در مورد اين حقوق را نيز مجاز شمرده است.» به طور مثال، آن دسته از سايت هاي شبكه كه از نظر دولت سنگاپور سياسي تلقي مي گردند بايد در نهادهاي ذي ربط به ثبت برسند. رسانه هاي رسمي كشور كه ديدگاه هاي غيرانتقادي را مطرح مي سازند از حضور اينترنتي چشمگيري برخوردارند. بيشتر گروه هاي جامعه نيز از آنجا كه مايلند روابطي با حزب حاكم «اقدام مردم» داشته باشند از اينترنت به گونه اي مطلوب نظر دولت استفاده مي كنند. هنگامي كه شماري از مردم از طريق اينترنت به انتقاد از اين حزب پرداختند، مسئولان اين حزب با اعمال ضوابط تازه اي نسبت به آنان واكنش نشان دادند. اعمال قدرت دولت معمولاً به كمك فناوري هاي ارتباطات و اطلاع رساني تقويت مي گردد چرا كه اين فناوري ها دولت را در زمينه نوگرايي فعاليت هاي آن ياري بخشيده و كانال هاي ارتباطي تازه اي ميان دولت و مردم باز مي گشايد.
در مقايسه با كشورهاي بزرگ و داراي تشكيلات اداري عريض و طويل، كشورهاي كوچك و توانمندي چون سنگاپور عموماً مي توانند از مزاياي فناوري دولت الكترونيك به گونه اي سريع تر بهره مند شوند. با وجود اين، بسياري از رژيم هاي خودكامه به سرعت و با قاطعيت به طرح هاي دولت الكترونيك روي آوردند. در مصر، چشمگيرترين كاربري اينترنت نه توسط گروه هاي مخالف بلكه توسط دستگاه هاي دولتي صورت مي گيرد. طي دو دهه گذشته، مصر دستگاه هاي دولتي منطقه اي خود را مجهز به كامپيوتر كرده و آنها را از طريق اينترنت به هم متصل ساخته است. اين كشور در حال حاضر داراي يك سايت شبكه مركزي است كه حدود ۵۰۰ نهاد دولتي مختلف بدان متصل هستند. در آوريل ۲۰۰۱، مصر از ايجاد يك دولت الكترونيك براي ارائه خدمات مدني و پيشبرد همكاري بين سازمان هاي دولتي خبر داد.چين كه در توصيف به كارگيري فناوري هاي ارتباطات و اطلاع رساني در كليه جنبه هاي (سياسي، اقتصادي و اجتماعي) زندگي از اصطلاح «اطلاعاتي شدن» استفاده مي كند، در حال اجراي طرح يك دولت الكترونيك است. همه وزيران كابينه چين علاوه بر اجراي پروژه گسترده اي به نام دولت اينترنتي براي ارائه خدمات و اطلاعات به توده مردم و در زمينه مقابله با فساد، با شركت هاي خصوصي تشريك مساعي مي نمايند. آنان با انجام مناقصه هاي اينترنتي تهيه و خريد كالا، مي توانند دست واسطه ها را كوتاه كرده و رشوه خواري را از ميان بردارند.
دولت الكترونيك مزاياي عمده اي براي شهروندان رژيم هاي خودكامه دارد. البته اين برنامه ها مي توانند حكومت هاي خودكامه را نيز تقويت بنمايند. مخصوصاً اگر اين برنامه ها حاكميت مركزي را بهبود بخشند. برخي دولت ها شايد فقط به ظاهر به يك حكومت پيشرفته علاقه مند باشند. با وجود اين، فقط به دليل محاسبات ترديدآميز قدرت نيست كه مقام هاي اين كشورها ابتكارات دولت الكترونيك را دنبال مي كنند. اصلاح طلبان داخلي شايد برآن شوند كه از اين تدابير به عنوان مبنايي براي آزادسازي سياسي، اگر نه دموكراتيزه كردن كامل، استفاده كنند. به طور مثال، در چين، مقام هاي ميان مرتبه تمايل خويش به استفاده از اينترنت جهت افزايش شفافيت و پاسخگويي دولت را نشان داده اند.
نويسنده :شانتي كالاتيل
مترجم: حسن نورائي بيدخت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ان الحق ثقيل المري، و ان الباطل خفيف وبي .

 

 

حق سنگين است اما گوارا ، وباطل سبك است اما در كام چون سنگ خارا.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 از كرانه بي عدالت :

 

مسكين ابن آدم مكتوم الاجل، مكنون العلل، محفوظ العمل، تولمه البقه، تقتله الجرعه، تنتنه العرقه .

  

بينوا فرزند آدم ، مرگش پوشيده است ؛بيماري اش پنهان ؛كردارش نگاشته ؛ پشه اي او را آزار دهد ؛جرعه اي در گلو او را بكشد و عرقش بد بو گرداندش .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

آزادي به شيوه بعضي ها

تفضلي

از آثار پدیده‌ی مثلاً مقدس دموکراسی، که با آن همه آب و تاب، و آن همه آرمان و آرزو از سوی دولت‌های به اصطلاح متمدن مطرح شده و این روزها، برای بعضی به مثابه بت‌کده و معشوق درآمده است، «آزادی بیان» می‌باشد. این آزادی از همان جنس آزادی‌ای است که به انسان جسارت آن‌را داد که ادعای خدایی کند و از یاد ببرد که ناتوان‌تر و حقیرتر از بشر خاکی که نه در تطور میلیاردها سال عمر بشری به چشم می‌آید و نه در میلیاردها مایل قطر جهان کشف شده، پس چه چیز به او اجازه داده است که چنین سودایی را در سر بپروراند؟! شاید همان «انسان بودنش».
سنخیت را که شناختیم، پی به جنسیتش می‌بریم. وقتی که می‌گوید «این تنها «من» است که اثبات شدنی است» و البته می‌دانیم این من در سه بعد عالم مکشوف، به بی‌نهایت صغر میل می‌کند و به خودی خود هیچ چیز نیست.
هرچه عزت و بزرگی است و هرچه کرامت و احترام است، نه از انسان نسیان‌زده است، بلکه از نسبتی که با نهایت همه‌ی عزت‌ها و قدرت‌ها  دارد و از این جهت است که مخلوق خدای محمد و علی است. مخلوقِ سازنده‌ای است که جهان را منحصر در قدرت خود و خلقِ کامل‌ترین ابنای بشر کرده است. و چگونه می‌شود که از همه‌ی آن بزرگی، چشم‌هایمان را بسته‌ایم و فکر می‌کنیم راه سعادت‌مان انسان‌پرستی و دموکراسی است، در حالی که از نتایج این حقارت، به اسوه‌ی تکامل آدمیت می‌تازیم و آن‌گاه اعلامیه‌ای را علم می کنیم که هان این کرامت انسانی و حقوق بشر است و این آزادی بیان است. پس کجاست آن‌چه می گوئیم احترام به عقاید دیگران و کجاست آن‌که سد آزادی است و می‌گوئیم مرز آزادی عدم لطمه به آزادی دیگران است؟
آیا بر آدمی رواست که این گونه نسیان بردارد و این‌گونه علم کفران؟ به هر حال از بدو خلقت قابیل بود تا اکنون که بنی اسرائیل و خاندانش، ولی هابیل هم بود. تا آن زمانی که بیرق کفر در هم پیچیده خواهد شد. و این‌ها که بر من و تو می‌خوانند صدا و جار همان خر صفیانی است. مبدا که استحمار شویم و راه ذلت را به حماقت درآمیزیم و البته از آن آزادی است که این آزادی زائیده می‌شود. و کسانی جسارت توهین به پاک‌ترین و کامل‌ترین بنده‌ی خدا را به بهانه‌های بنی‌اسرائیل می‌یابند. و این‌جاست که راه‌ها جدا می‌شود و یکی از این آزادی است و یکی از آن آزادی.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |